روزنامه هفت صبح| سرنوشت سینمای ایران در پاییز سال 1348 تغییر کرد. موج نوی سینمای ایران آغاز شد و سرمایه و پول به سمت جوانانی با ايدههای متفاوت از فیلمفارسی روان شد. تاثیر این موج تا چند دهه بعد بر سینمای ایران وجود داشت. اینجا مروری داریم بر کارنامه ده سینماگر برجسته این نسل در پیش و پس از انقلاب.
عباس کیارستمی: فیلمساز تجربهگرا و خوشذوق با سابقه فعالیت در نقاشی و گرافیک و عکاسی، آرام آرام به یکی از آفرینندگان فرم در سینما بدل شد. بازتاب قابل تشخیص دغدغههای زندگی خصوصیاش در آثارش نشانه یک سینماگر و هنرمند صادق است.
فیلمهایی که از کیارستمی به شما سفارش میکنم:
شاهکارها: کپی برابر اصل، باد ما را خواهد برد، طعم گیلاس، کلوزآپ
فیلمهای عالی: زیردرختان زیتون، خانه دوست کجاست؟، زندگی و دیگر هیچ، مثل یک عاشق، گزارش
فیلمهای خوب: ده، مشق شب، مسافر، لباس برای عروسی
داریوش مهرجویی: دانشآموخته فلسفه از آمریکا سینما را بدون تعصبات مولفگرایانه در ایران پی گرفت و هیچوقت به سینماگر محبوب منتقدان بدل نشد، با این حال میراث سینماییاش بهخصوص بین سالهای 1365 تا 1385 شگفتانگیز هستند.
شاهکارها: لیلا، درخت گلابی، اجارهنشینها، هامون
فیلمهای عالی: سارا، مهمان مامان، بانو
فیلمهای خوب: دایره مینا، پستچی، گاو، پری، سنتوری
مسعود کیمیایی: مثل یک گدازه آتشفشان برکه آرام سینمای ایران در دهه چهل را برهم ریخت. آفریننده بهترین سکانسهای تاریخ سینمای ما و فیلمهایی که عموما در سطح تواناییهای او نیستند.
شاهکارها: قیصر، دندان مار
فیلمهای عالی: سرب، ردپای گرگ
فیلمهای خوب: گوزنها، غزل، رضا موتوری، سلطان، ضیافت
ناصر تقوایی: علقههای ادبی و روایتیاش او را متخصص کمنظیر شخصیتپردازی ساخته است. شیوه روایت در فیلمهایش همچون یک ساعت ظریف کار میکند. افسوس که به دلایل مختلف و عموما شخصی تعداد آثارش بسیار کم هستند و بیشتر وقتش را صرف گله و شکایت کرده است.
شاهکارها: ناخدا خورشید، کاغذ بیخط
فیلمهای عالی: آرامش در حضور دیگران، داییجان ناپلئون
فیلمهای خوب: صادق کرده، نفرین، ای ایران
بهرام بیضایی: تصویر غایی یک روشنفکر همهفنحریف و مولف در سینمای ایران که همیشه مورد توجه و لطف منتقدان بوده است. تسلطش روی سبک معمولا بهخاطر دلبستگی پنهانش بهنوعی روایتگری کلیشهای و شاید بازاری، متزلزل میشود.
شاهکارها: مرگ یزدگرد
فیلمهاي عالی: مسافران
فیلمهای خوب: رگبار، غریبه و مه، کلاغ، باشو غریبه کوچک، چریکه تارا
علی حاتمی: راوی افسانهها و داستانهای قدیمی. با نثری که بین فخامت و نامفهومی سرگردان است. میتوان عاشق فیلمهایش بود و همزمان آنها را تخطئه کرد. خیلیزود از این دنیا رفت.
شاهکارها: حاجی واشنگتن
فیلمهای عالی: سوتهدلان، دلشدگان
فیلمهای خوب: مادر، حسن کچل، طوقی، خواستگار، هزار دستان، سلطان صاحبقران، کمالالملک
امیر نادری: فیلمساز غریزی که در دهه پنجاه با پشتکار و تلاش خود را به سطح اول سینمای ایران رساند و در دهه شصت و در اوج تواناییهای سینماییاش به دلایلی نامفهوم مهاجرت کرد و به سینماگری معمولی بدل شد.
شاهکارها: دونده
فیلمهای عالی : …….
فیلمهای خوب: تنگنا، تنگسیر، خداحافظ رفیق
سهراب شهید ثالث: سینماگر تلخاندیش و بدبین و منزوی که دو فیلم اولش نوید ظهور یک ستاره بزرگ را در سینمای آسیا میداد اما در اوایل دهه پنجاه در وسوسه امکانات دولت آلمان در عرصه فیلمسازی به آلمان رفت و به یک سینماگر متوسط تقلیل یافت.
شاهکارها: یک اتفاق ساده، طبیعت بیجان
فیلمهای عالی: در غربت
فیلمهای خوب: گل سرخ برای آفریقا
پرویز کیمیاوی: در کنار کیارستمی و شهید ثالث مهمترین فرمالیستهای دهه پنجاه بودند با میلی افراطی به مینیمالیسم. از سینمای مستند شروع کرد و در دهه پنجاه مجموعهای بینظیر از آثار تجربی را روانه سینمای ایران کرد. بعد از انقلاب ناگهان جادوی خود را بالکل فراموش کرد.
شاهکارها: یا ضامن آهو، پ مثل پلیکان
فیلمهای عالی: باغ سنگی
فیلمهای خوب: مغولها، تپههای قیطریه
محمدرضا اصلانی: فیلمساز متولد رشت که در سالهای قبل از انقلاب بسیار پرکار بود. در ساخت فیلم مستند، پژوهشهای سینمایی، نوشتن فیلمنامه، سریال و همینطور ساخت فیلم بلند. در پس از انقلاب هم فعالیتهای مشابهی را در پیش گرفت اما نتوانست به جایگاه سابق خود بازگردد.
شاهکارها: ….
فیلمهای عالی: شطرنج باد
فیلمهای خوب: ….
تکمله: سینماگرانی مثل پرویز صیاد، فریدون گله، جلال مقدم، ابراهیم گلستان، هژیر داریوش، علیرضا داودنژاد و بهمن فرمانآرا از فیلمسازان مهم دهههای چهل و یا پنجاه ایران هستند اما نمیتوان نسبتی میان آنان و موج نوی سینما که در سال 1348 و با ساخت همزمان گاو اثر مهرجویی و قیصر ساخته کیمیایی به پاخاست پیدا کرد.


