روزنامه هفت صبح| یک: سفرنامه ابن بطوطه جهانگرد مسلمان قرن چهاردهم میلادی را میخواندم. در بخش سفر طول و درازش از طنجه مراکش تا قاهره و بعد بیروت و دمشق تقریبا هیچ نوشتهای درباره هیچ زنی وجود ندارد. سفر او در دنیایی کاملا مردانه است. اما وقتی گذرش به قفقاز و داغستان و سپس مناطقی در ترکیه امروزی میافتد (که باز هم مناطقی مسلماننشین بودند) مدام درباره زنان حرف میزند. زنانی که چه در دربارهای شاهان و چه در شطرنج قدرت حضور دارند حتی مستقل از شاهان و سلاطین، کنش اجتماعی خاص خود را دارند.
دو: تیم ملی والیبال ایران به شکلی قاطعانه توسط ژاپنیها رنده شد. این برای چندمین بار پیاپی است که در دو سال اخیر از ژاپن شکست میخوریم. سه بر صفر که در دو ست امتیازات ایران در اعداد 16 و 19 محدود شد و تنها در گیم دوم تا امتیاز 22 پیش رفته بودیم. والیبال ما در یک قوس نزولی آشکار است و سرمربی و سرپرست و رئیس فدراسیون نمیخواهند زیر بار قبول این نزول وحشتناک بروند و مدام طوری حرف میزنند که انگار داستان پیش پا افتادهای است و خیلی هم مهم نیست و اصلا طبیعی است!
همان تیم ملی والیبالی که یک دهه جزو شش تیم برتر جهان بود و آقای آسیا، حالابه سرعت در حال تبدیل شدن به یک تیم درجه دو است. در مورد ظرفیت آقای عطایی در هدایت و کوچینگ تیم ملی والیبال، دچار اشتباه نشوید. این تیم به یک سرمربی مقتدر خارجی احتیاج دارد. امیدوارم سریعا به این مسئله رسیدگی شود. کما اینکه در بسکتبال هم سرمربیهای ایرانی عدم توانایی خود در گذر تیمهای ملی و باشگاهی از گذرگاهها و گردنههای خطرناک را بارها نشان دادهاند. در مورد فوتبال فعلا چیزی نمیگوییم و تا جام ملتها صبر میکنیم تا ببینیم دستپخت استاد قلعهنویی چگونه خواهد بود.
سه: دوستی نقل میکرد که در دوران دانشگاه یک همکلاسی داشت که دچار سرطان خون میشود. شیمی درمانی و بقیه معالجات اما به نظر میرسید امیدی برای موفقیت وجود ندارد. دوستم میگفت که یک روز این همکلاسی را که به اغما فرورفته بود به بیمارستان بردیم و هیچکس امیدی به زنده ماندن او در آن شب نداشت.
پدر و مادر و خواهران بیمار هم آمده بودند و خودشان را برای وداع با او آماده کرده بودند…دوستمان میگفت 24 سال ازآن شب میگذرد. همکلاسیام هرچند هنوز با بیماریاش درگیر است اما زنده است و طبابت میکند و از آن جمع گریان و دلواپس که آن شب در بیمارستان جمع شده بودند؛ جز یکی دو نفر بقیه به رحمت خدا رفتهاند!
چهار: یک نسل فوقالعاده از فوتبالیستها به آخر خط رسیدهاند. بعد از ژاوی و اینییستا و رونالدینیو و زیدان، حالا زلاتان هم رفت و مسی و کریستیانو و بنزما هم دارند خودشان را برای یک بازنشستگی تدریجی آماده میکنند و بعد هم نوبت دی ماریا و راموس است و احتمالا مودریچ و کروس و لواندوفسکی.



