روزنامه هفت صبح| یک: ‌از همین صحبت‌های رسمی این یک هفته گذشته این نکات دستگیرم شد: ‌حداقل 10هزار مگاوات کمبود تولید برق داریم که البته کمبود برق در کشورهایی مثل عراق و پاکستان هم وجود دارد اما مثلا در ترکیه و دوبی از این خبرها نیست. بعدش متوجه شدم که باید تولید روزانه بنزین را با توجه به میزان مصرف،‌ حداقل 10میلیون لیتر افزایش دهیم که خب فعلا مقدور نیست. بعد متوجه شدم که برای پاسخگویی نرمال به پروازهای داخلی، همین الان حدود 380 هواپیمای مسافربری کم داریم.

بعد جایی دیگر خواندم که برای آرامش در بازار خودرو یک میلیون اتومبیل باید به بازارها سرازیر شوند. در مورد كمبود آب که خب بارش‌های سال گذشته اوضاع را کمی بهتر کرده ولی اين ماجرا به‌هرحال وجود دارد. برای گذر از این بحران‌ها راه‌حل‌هایی وجود دارد. بحران‌هایی که بیشترشان مخلوطی از بی‌مبالاتی مسئولان قبل و شاید فعلی و همین‌طور فشار تحریم‌ها هستند.

تحریم‌ها به وضوح کشور ما را فقیر کرده که خب این داستان دیگری است. تغییرات کیفیت زندگی مردم قبل و بعد از تحریم‌ها و حتی همان دو سالی که تحریم‌های هسته‌ای معلق شدند، کاملا قابل لمس هستند. برای یک ایران توانمند باید به این نیازهای بنیادین غلبه کنیم. یادمان باشد که در سال‌های اخیر رشد جمعیت بسیار کم بوده و روند تولید هم که شکوفایی خارق‌العاده‌ای را نشان نمی‌دهد، پس این افزایش نیازها بیشتر به‌خاطر استهلاک در خطوط برق، عدم بهره‌وری مصرف سوخت در اتومبیل‌های ایرانی، از رده خارج شدن هواپیماهای قدیمی و عدم عرضه به‌موقع اتومبیل در چرخه فقدان لوازم یدکی به‌وجود آمده‌اند.

در تراکم چنین دورنمای سختی، باید معضل دوستان حرف‌شنوی وزارت ارتباطات را هم اضافه کرد که برخی اوقات می‌توانند هر شهروندی را به‌حال جنون برسانند. بعد برای برطرف کردن آن کمبودها کلی محتوا تولید می‌شود در مورد این‌که ما مردمی هستیم که در مصرف برق مشکل داریم، مدام در حال دوردور کردن هستیم و لندکروزر هم با 206 فرقی ندارد!

دو: شروع کار بانک‌ها را کرده‌اند ساعت شش صبح. بعد شروع کار مترو را هم کرده‌اند 4 و 30 دقیقه صبح. اصلا یک سبک زندگی جدید که حتما بخشی از جامعه هم خیلی با آن راحت است. اما حدسم بر این است که این بخشی که خیلی راحت است با این ماجرا، 10درصد جامعه هم نیست. حدس می‌زنم دیگر!

یعنی الان دولتمردان تصمیم گرفته‌اند ما به سبک مردمان بخارا در قرن هشتم هجری زندگی کنیم و به سبک آنها شب ساعت 9 بخوابیم. برای ساعت 5 صبح بزنیم به جاده و خیابان تا سر ساعت شش صبح بر سر کارهایمان باشیم و با صدای بلند بگوییم سحرخیز باش تا کامروا شوی.

اگر هم کاری با کشورهای دیگر داشته باشی و نیازمند فعل و انفعال‌های مالی و اداری با آنها، دیگر مشکل خودت است. اصلا یک مختصاتی برای این داستان به‌وجود آمده که نمی‌شود درباره‌اش چند و چون کرد. خب اگر چنین معضلاتی داشتید چرا آن عقب و جلو کردن ساعت را لغو کردید‌؟‌ یعنی به‌جای جلو کشیدن ساعت‌ها، ‌کارمندها را جلو کشیده‌اید؟‌

سه: جامعه داوری یکی از پردردسر‌ترین صنوف در فضای فعلی است. داوران عزیز خیلی تحت فشار هستند اما خودشان هم مدام دچار اشتباهات نفسگیر می‌شوند. در همین دربی در مهم‌ترین دیدار سال، یکی از داورها که هیجان بازی را تاب نمی‌آورد، درخواست تعویض شدن می‌کند. گفتند پایشان گرفته و ما هم می‌گوییم بله حتما پایشان گرفته!

دومی یک پنالتی صددرصد را جلوی چشمان خودش نگرفت و با حرکتی آرتیستی رفت و یک اخطار بی‌جهت به مهاجم حریف داد که خودش قربانی آن خطای واضح بود و سومی با همان لباس داوری ذوق‌زده دست بچه یکی از اقوام را گرفته و دایی‌جان دایی‌جان گویان او را به جشن پیروزی پرسپولیس برده! داوران ما توجیه هستند؟ ‌درست آموزش می‌بینند؟ متوجه حساسیت شغلشان هستند؟‌

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - اجتماعیاینجا کلیک کنید.