روزنامه هفت صبح| یک: ‌تماشای بازی دورتموند و ماینتس خیلی سخت بود. 85هزار تماشاگر بوروسیا دورتموند همگی با لباس‌های زرد آمده بودند تا قهرمانی بوندس‌لیگا را جشن بگیرند. آن‌هم پس از 10فصل قهرمانی پیاپی بایرن‌مونیخ. همه‌چیز آماده بود به‌جز یک سرمربی عصبی و بازیکنانی که زیر فشار تماشاگر خودی، از هم پاشیده بودند.

گل بسیار بد و ابلهانه‌ای خوردند، ‌پنالتی خراب کردند، دوباره گل خوردند، توپ به تیر دروازه زدند و ‌فرصت‌های بعدی را هم به همین منوال نابود کردند. به‌هر شکلی بود در 15 دقیقه آخر، بازی را مساوی کردند که خب فایده‌ای نداشت. بایرن‌مونیخ کلن را شکست داد و دوباره صدر جدول را تصاحب کرد. دورتموند به‌سادگی قهرمانی آلمان را به همان همیشگی یعنی بایرن‌مونیخ واگذار کرد.

لحظات دلخراشی بود برای ناامیدی یک شهر پرشور و فوتبالدوست و شبی کابوس‌وار برای سباستین هالر مهاجم نوک این تیم که اوایل فصل دچار سرطان شد، بر سرطانش غلبه کرد و در چند هفته گذشته با زدن گل‌های حساس دورتموند را به کورس قهرمانی بازگرداند اما در حساس‌ترین بازی فصل هم پنالتی خراب کرد و هم سه فرصت ایده‌آل گلزنی را از دست داد. او یک قدم تا ثبت شدن در تاریخ فاصله داشت. می‌توانست قهرمان بزرگ یک شهر باشد اما نشد!

دو: یک توئیت از مجید شاکری دیدم که شاید برای شما هم جالب باشد: من دانشجوی علم و صنعت بودم که آقای احمدی‌نژاد رای آورد. ناگهان کل دانشکده شد قحطی استاد، چون عموما وزیر و معاون وزیر و دستیار شدند. من دانشجوی دانشگاه تهران بودم که آقای روحانی رای آورد و باز دانشکده خالی شد و همه وزیر و معاون وزیر و… شدند.

کار به‌جایی رسید که استاد دانشگاه تهران هنوز نقش آموزشی داشت و همزمان عضو هیات مدیره فلان شرکت دولتی در آلمان شد و دانشجویان باید منتظر مراجعت حضرت استاد می‌شدند. یا استاد راهنمای پایان‌نامه کارشناسی من در علم و صنعت به ناگاه سمتی گرفت که ادامه کار پایان‌نامه را ناممکن کرد!

حالا شبیه همین ماجرا در دولت فعلی در دانشگاه امام صادق (و با این روند جدید دولت فعلی، شاید در بعضی دانشگاه‌های دیگر) رخ داده و عملا کمیت برنامه آموزشی را لنگ کرده. من نمی‌دانم راه‌حل این مسئله چیست، اما به‌عنوان کسی که دو‌ بار موضوع را کاملا حس کرده، می‌فهمم که مسئله تلخی است.

سه: دیروز تا زمان ثبت‌نام در سامانه فروش خودرو، ‌حدود یک میلیون نفر در این سامانه ثبت‌نام کردند و هرکدام 100 میلیون تومان خود را در حساب‌های وابسته به دولت فریز کردند. یعنی حدود 100هزار میلیارد تومان. از این یک میلیون نفر،‌ در این مرحله قرعه‌کشی فقط 23هزار خودرو واگذار خواهد شد.

خودروسازان توانسته‌اند یک طوری خودشان را به‌عنوان محور اقتصاد ایران به همه بقبولانند و بازیگران بزرگ‌تر این بازی یعنی حوزه مسکن و حوزه ارتباطات همراه را به رده‌های بعدی بفرستند. مثل کودک لوس و نسبتا بی‌هنری که مدام والدینش دست نوازش بر سرش می‌کشند. زندگی ما هم شده دنبال کردن خبرهای خودرویی و طرفداران و مخالفانش. ای لعنت به این شانس.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - اجتماعیاینجا کلیک کنید.