روزنامه هفت صبح، نگین باقری| ساعت دو بعدازظهر بود که هواپیمای کاروان ایرانی روی باند فرودگاه سرزمین فراعنه در شهر «اسوان» فرود آمد. 43مسافر آرامآرام چمدانهای کوچک را از کمدهای بالای سرشان درمیآوردند و پلههای هواپیمای مصری را درحالی پایین میآمدند که نمیدانستند چه حوادثی پیشرویشان است. آنها بعد از گذشت 34سال اولین مسافرانی بودند که از ایران راهی مصر میشدند. سفری که بدون اسکورت پلیس و تدابیر امنیتی نمیتوانست به سلامت تمام شود.
بعدازظهر بود و کشتی کروز روی رود نیل انتظار این مسافران ایرانی را میکشید. کشتی کروز قرار بود آنها را از اسوان، این شهر جنوبی مصر آرامآرام به قاهره برساند. مسیری که گفته میشود اغلب تورهای مصر از بیشتر کشورها به توریستهای خود پیشنهاد میکنند. حالا که دوباره زمزمه بازگشایی این سفرها شنیده شده و حتی قرار است به زودی دفتر سفارت قاهره در تهران بازگشایی شود یکی از مسافران این پرواز ماجرا را برای روزنامه هفت صبح بازخوانی کرده است و در روایت او به نکاتی اشاره شده که تا امروز هیچگاه با این جزئیات به آن پرداخته نشده بود.
کلید اهرام ثلاثه در دست زن شجاع ایرانی
مسافران پرواز ترکیبی از چند پزشک، دامپزشک، مهندس، وکیل، تاجر، توریست و البته 9 نفر کودک بودند که از تهران، کاشان، رشت و تبریز به مصر میرفتند. اولینبار دو هفته قبل از عید 1392 آگهی سفر را در روزنامه همشهری میبینند و بلیت را از یک آژانس گردشگری معمولی در میدان میرداماد تهران میخرند.
آژانسی که تبدیل شد به اولین و آخرین برگزارکننده تورهای ایران به مصر. آن را زنی به نام رقیه حاتمیپور مدیریت میکرد که گویا اولین تور ایران به تونس را هم خودش برگزار کرده و آن زمان یک روزنامه مصری به او لقب «زن شجاع ایران» داده بود. او کلید اهرام ثلاثه را برای اولینبار در دست گرفت و خودش و مسافران با هواپیمایی که مصریها تدارک دیده بودند عازم این سفر شدند. اما این هفت روزی که از جنوب مصر تا قاهره طی کردند با اتفاقهایی همراه بود که نه تنها تورهای بعدی این زن ایرانی را لغو کرد بلکه تا همین امروز پای گردشگران ایرانی به این کشور را برید.
قیمت تور مصر: نصف تور ترکیه
«به دوستم گفتم این روزنامه یک آگهی برای سفر به مصر گذاشته. کشور مصر. او گفت نه بابا این حتما همین کویر مصر خودمونه. جواب دادم نه واقعا مصر است. کشور مصر. اینطور شد که من و دوستم و همسرش نفری 1900 یا 1800 دلار دادیم ( حدود سه میلیون تومان) و بلیت این تور را خریدیم» این را محمد میگوید. یکی از مسافران سفر معروف. روایت او این است که سفر آنها در سال 2012 همزمان شده بود با آمدن مرسی که تلاش میکرد روابط خود را با مسلمانان بهبود ببخشد.
با این حال تندروهای مصری چشم دیدن شیعیان را نداشتند و همین موضوع سفر را برای آنها پر ریسک میکند. «من سفر زیاد میرفتم و درست خاطرم هست که آن زمان برای یک سفر هفت روزه به استانبول حدود 4 هزار دلار هزینه میکردیم. برای همین سفر به مصر برایمان خیلی اقتصادی در میآمد. سفری که هم صبحانه، هم ناهار و هم شام با تور بود و همه سفر را شبها در یک کشتی کروز میگذراندیم که سوییتهای بزرگ 20،30متری رو به دریا داشت.
صبح تا غروب در شهرهایی که در ساحلشان کناره میگرفتیم میچرخیدیم و شبها در کشتی میخوابیدیم.» در واقع اینطور که او تعریف میکند همه تورهای خارجی مصر سفر خودشان را در مسیر رود نیل میگذرانند. آنها هم سفر را از شهر اسوان شروع کردند و در مسیر رود نیل یکی یکی به شهرهای بعد رفتند: اسوان و ادفو، کموبو، هورگادا،الاقصر و قاهره.
حملات روزنامههای تندرو و آغاز تدابیر امنیتی
«یکی از دیدنیترین شهرها مثلا الاقصر بود که در آن مجموعهای از قصرهای عظیم و منطقهای به نام دره پادشاهان قرار داشت ولی آنجا برای اولینبار وقتی میخواستیم نزدیک به سایت تاریخی شویم هشدار دادند که نزدیک نرویم چراکه ممکن است کسی به ما حمله کند.» آنها رفتهرفته وارد هر شهر که میشدند. روزنامههای تندرو تیترهایی علیه این مسافران ایرانی میزدند. طوری که داخل اتوبوسهای گشت شهری آنها نیروهای امنیتی با سلاح گرم نشاندند تا مراقبشان باشد. با این حال طبق روایت این مسافر گاهی با سنگ به اتوبوسشان حمله میشد.
شیعهها آمدند
«وقتی از یک شهر میخواستیم خارج شویم، روزنامهها برایمان تیتر میزدند که شیعهها آمدند. فضایی شبیه سفر دیپلماتها داشت. حتی وارد پاساژی شده بودیم که گروهی از مردان الله اکبر گویان حمله کردند و باعث شدند که ما سریع فرار کنیم.» سه روز قبل از پایان سفر آنها به قاهره رسیدند. همان شهری که از روز اول تب و تاب دیدنش را داشتند. همان قاهرهای که حدودا یکسال قبل تغییرات سیاسی بزرگی را پشت سر گذرانده و آثار این تغییرات را میشد از روی ساختمانهای شهر دید. بهخصوص سیاهیها و جای گلولههای تیر روی ساختمانهای اطراف میدان التحریر که مرکز تجمعات مردم و ارتش در بهار عربی بود و از قضا خیابانی به نام مصدق دارد.
ورود به کجا ممنوع بود؟
روز اول در قاهره نگرانی زیادی برای مسافران ما به وجود نیامد. آنها توانستند به موزه ملی مصر بروند، مومیایی رامسس دوم و همسرش را ببینند. از سالم بودن بدن او حتی ناخن و موهای قرمزش به وجد بیایند یا مومیاییهای دیگری که هرکدام قصههای خودشان را داشتند. همچنین از اهرام ثلاثه، مجسمه ابوالهول و بازار خان الخلیلی بازدید کردند اما پلیس ورود آنها را به اماکن مقدسی که محل تمرکز شیعیان بود منع کرد. روایات محدودی وجود دارد که موید دفن سر امام حسین در قاهره است. همچنین روایتهای دیگری از مسلمانان حاکی از این است که حضرت زینب در نزدیکی این محدوده به خاک سپرده شده. مسافران ایرانی قصه ما از ورود به این دو مکان مذهبی منع شدند ولی این تمام چیزی نبود که سفر را پرمخاطره کرد.
آتشسوزی در محل مهمانی
آنها دیگر روزهای آخر سفر را میگذراندند که قرار بود ناهار آخرشان را هم در منزل رایزن فرهنگی ایران در مصر صرف کنند و به مقصد تهران از این کشور آفریقایی خارج شوند. با این حال حادثه دیگری رخ داد که دیگر روی دست آن هیچ خطری بلند نشده بود. «اول مسئول تور آمد و گفت برنامه ناهار لغو شده ولی بعد فهمیدیم که منزل یا دفتر آن رایزن همان روز قبل از ظهر منفجر شده یا آتش زده شده بود. برای همین سریع همان موقع به ما ناهار دادند، ما را سوار دو خودرو و با اسکورت دو خودروی پلیس مستقیم راهی فرودگاه کردند. در واقع نه فرودگاه. بلکه همان نزدیک هواپیما ما را پیاده کردند تا بدون کارت پرواز همگی به تهران برگردیم.»
راه ایران و مصر چطور باز شد؟
اصلا پیش از همه اینها راه ایران و مصر چطور به سوی هم باز شد؟ 11سال پیش در اولین روزهای اسفند ماه تهران یک مهمان ویژه از مصر داشت. وزیر گردشگری مصریها به ایران آمده بود تا این سنگ بزرگ بین گردشگری دو کشور را بردارد. داریم درباره چه روزی حرفمیزنیم؟ درباره سال 1391 که محمود احمدینژاد هنوز رئیسجمهور بود و اتفاقا تازه از قاهره برمیگشت.
وزیر گردشگری مصر چند روز بعد پا به تهران گذاشت و با همتای ایرانی خود به توافق رسید که رفت و آمد را به دو کشور آزاد کند. آن زمان دولت جدید مصر حرفهایی از اتحاد جوامع مسلمان میزد که تازگی داشت. مثلا سعی کرده بود روابط خود را با قطر دوباره شروع کند و با عربستان هم مانند ایران روابط خود را بهبود ببخشد. به جز این هم مصر از نظر اقتصادی با بحرانهای بزرگی روبهرو شده بود که بخشی از این بحرانها را میخواست با درآمد ارزی گردشگران حل کند.
آن موقع رسانههای فارسی زبان و انگلیسی زبان نوشته بودند که با این سفر سلفیها گمان کردند که ایران به دنبال نفوذ تشیع از مسیر گردشگری است. برای مثال قدس آنلاین در یک مطلب خود نوشته بود: «جریانهای سلفی چند روز قبل تهدید کرده بودند در صورت حضور گردشگران ایرانی، فرودگاهها را محاصره و اقدام به طرد این گردشگران خواهند کرد. گروههایی مانند «ائتلاف مسلمانان برای دفاع از صحابه و اهل بیت» که از جریانهای سلفی مصر به شمار میروند تهدید کردهاند که اجازه خروج گردشگران ایرانی را نخواهند داد و آنان را مجبور به بازگشت به تهران با همان هواپیما خواهند کرد.»
از سوی دیگر برخی از رسانههای انگلیسی زبان یا رسانههای مصری هم اینطور تحلیل میکردند که افراد نظامی و دیپلمات در بین این 43 مسافر ایرانی نشسته بودند که البته مسافران و برگزارکننده تور منکر آن میشدند. حتی همین ماجرا بود که باعث شد توری که مصریها برای سفر در خرداد ماه از قاهره به تهران چیده بودند هم متعاقبا لغو شود.
جدا از همه اینها یک نماینده مجلس توضیحات دیگری هم درباره اینکه چرا تورهای ایران-مصر لغو شد داده که سرنخی درباره این معما میدهد. او گفته بود: « آژانسهای مسافرتی کشور ما عجله کردند. آنگونه که من اطلاع دارم وزیر گردشگری مصر در سفر خود به تهران اعلام کرد که گردشگران ایرانی تنها حق سفر به شهرهای اسوان و الاقصر را دارند و حق ورود به قاهره و بازدید از اهرام ثلاثه را ندارند و همچنین باید حسن نیت خود در سفر به مصر را ثابت کنند.اما مدیران تورهای گردشگری ما از این موضوع مطلع نبودند و برای همین دچار دردسر شدند.»



