روزنامه هفت صبح، نگین باقری| روز دوشنبه پدر ورزشکار کوچک و معروف، آرات حسینی، بدون نیش و کنایه خداحافظی رسمی فرزندش از باشگاه سپاهان را علنی کرد. کمی بعد اما استوری دیگری گذاشت که ادعا می‌کرد سپاهانی‌ها آنقدرها میزبان خوبی برای این پدر و پسر نبوده‌اند.

24 ساعت نگذشته بود که یک مدیر باشگاه سپاهان در یک عملیات متقابل مدعی شد که پدر آرات فشارهای عجیب و سختی بر پسر خود وارد می‌کند و تا آنجا پیش رفت که مدعی شد جان آرات 10ساله در خطر است. مدیر باشگاه از دیسیپلین‌ها و سختگیری‌های شدید پدر روی فرزند خود حرف زد که اگرچه قبلا هم تا حدودی مشخص بود اما کسی آشکارا درباره آن سخنی نمی‌گفت. آیا با یک ماجرای حقیقی روبه‌رو بودیم یا مبالغه یک مدیر در تسویه‌حساب با پدر آرات؟

آرات که بود و چه کرد؟
آرات را خاطرتان هست؟ همان پسرک اینستاگرامی با موهای بلند که ویدئوهایش خیلی زود همه جا دست‌به‌دست شد. ویدئوهایی که او را از هفت ماهگی‌اش در حال پشتک و بارفیکس زدن و بعد در پنج شش سالگی در حال ژیمناستیک و آکروبات و ساخت بدن ورزیده نشان می‌داد. در کنار او پدر آرات قرار داشت که به نظر می‌رسید دارد به دنبال استعدادهای پسرش می‌گردد. این مرد مازندرانی از فداکاری‌های خود به خاطر وقتی که وقف پسر می‌کرد حرف می‌زد، می‌گفت شغلش را به خاطر آرات کنار گذاشته و همه تمرکزش روی زندگی فرزندش است.

آرات کمتر از 5 سال داشت که دیگر از نقش پسرک بازیگوش با شیطنت‌های کودکانه خارج و سرمایه‌گذاری روی او شروع شد. تبلیغات و حضور در مراسم تبلیغاتی و رسیدن شهرت آرات به چین و بارسلونا و … اولین‌بار سال 1395 چینی‌ها او را دعوت کردند که در یک برنامه زنده شرکت کند. او برای بسیاری دیگر از مسابقات به استرالیا، فیلیپین، اندونزی و …. هم رفته بود.

خود محمد حسینی (پدر) همان زمان هم تعریف می‌کرد که بارها پیش آمده پسرش از تمرین‌های سخت به گریه بیفتد. همچنین برخی از کاربران در شبکه‌های اجتماعی با دیدن بدن ورزیده یا موهای دست آرات تعجب می‌کردند و احتمال می‌دادند که او قرص یا پودر هورمونی مصرف می‌کند، اما هیچ وقت این ماجرا ثابت نشد تا اینکه دیروز مدیر آکادمی سپاهان گفت: «آرات بچگی و بازیگوشی نکرده و از نظر ذهنی با همه بچه‌ها کاملا متفاوت است. من دلم برای این بچه می‌سوزد….» می‌بینید که جملات گزنده و نیشداری است.

شومن ورزشی کوچک
سال 1398 پدر اعلام کرد که آنها به انگلیس مهاجرت کردند. یک‌سال بعد وقتی این پسر دیگر 6ساله شده بود به آکادمی لیورپول راه یافت. اما او فقط آنجا تمرین می‌کرد و فیفا اجازه انعقاد قرارداد با کودکانی به این کوچکی را به هیچ تیمی نمی‌داد. با این حال فیلم‌های هنرنمایی‌های فوتبالی‌اش به صفحات پرطرفدار اینستاگرام راه یافت. آنها دوباره به ایران برگشتند.

طبق نقشه قرار بود آنها راهی بارسلونا بشوند اما نشد. سال 1401 او 9 ساله شده بود، انگلیسی را به خوبی حرف می‌زد اما فارسی؟ نه. خواندن و نوشتن هم به ادعای پدر بلد نبود. آن سال دیگر شهرت آرات از مرزهای کشور هم فراتر رفته بود. 2020 فیفا از آرات گزارش مهمی تهیه کرد که در آن با مارادونا مقایسه می‌شد. همان سال یک کامنت از سوی مسی پای پست آرات خیلی‌ها را به آینده این کودک بیشتر امیدوار کرد. آنقدر که پدر دیگر سطح انتظاراتش از آنچه بود بیشتر شد و او را یک مارادونا و مسی در آینده‌ای نزدیک توصیف می‌کرد.

آرات برند است؟
دوباره خبری از آرات نبود تا اینکه اسفند سال پیش گفته شد او به باشگاه سپاهان پیوسته. خب می‌شد دیگر نفس راحتی کشید که بالاخره این بچه سر و سامان گرفته اما از دوشنبه همین هفته جنگ‌های صلیبی بین مدیر این تیم و پدر شروع شد. آرات، یا بهتر بگوییم، پدر آرات در سپاهان هم ماندگار نشد.‌ به نظر رسید که مشکل اصلی محدودیت آقای پدر با سپاهان ممنوعیت تبلیغات اینستاگرامی بوده.

پدر دو روز پیش گفته است:«روز اولی که رفتیم، من با شخصی صحبت کردم که می‌گفت پیج آرات دنبال‌کنندگان زیادی دارد و برند محسوب می‌شود و ما هم برند خودمان را داریم؛ شما دیگر برای جاهای دیگر تبلیغ نکنید و ۶ برندی را که ما داریم، تبلیغ کنید. من حس کردم هدف سپاهان تبلیغات در پیج آرات است و می‌خواهند برای مثال اگر ۱۰۰ میلیون هزینه کرده‌اند، چند برابر آن را به دست بیاورند.»

جالب اینکه به گفته خود او لیورپول هم اصرار زیادی داشت که عکس و فیلم از آرات منتشر نشود دلیل آن هم قوانین فیفا بود. به خاطر همین هم مدیر آکادمی سپاهان که تاکید دارد آقای پدر به آرات نگاه بیزینسی داشته، حدس می‌زد خروج آنها از انگلیس هم به خاطر همین محدودیت‌های تبلیغاتی بوده. محمد حسینی در ادامه ماجرا را از زاویه نگاه خود اینطور شرح داده:« آرات یک برند است و فکر می‌کنم سپاهان هم قصد استفاده از این برند را داشت.‌

پیج آرات ۶ میلیون دنبال‌کننده دارد و اگر بخواهیم در آن تبلیغ کنیم، در بدترین حالت و با کمترین تبلیغ روزی دو میلیون درآمد دارد اما من مدت‌هاست که سالی یک تبلیغ هم نمی‌کنم. اگر من فیلمی از آرات با لباس سپاهان منتشر کنم، ممکن است پیج 433 و … هم بازنشر کنند و چند میلیون نفر می‌بینند و سپاهان می‌توانست بیشتر هزینه‌های خودش را از پیج آرات بردارد اما در این بین چه چیزی عاید ما می‌شد؟»

با پول آرات می‌شود کاخ خرید
سپاهان اصل ادعای پدر را رد نمی‌کرد. ولی در جواب گفت که «ما گفته بودیم اگر قرار بود تبلیغات سوء در پیج آرات شود، زیبنده نام سپاهان نبود، از همین رو باشگاه به پدر آرات اعلام کرد شما هرگونه تبلیغی خواستید انجام دهید با باشگاه هماهنگ باشید.» با این حال پدر اصرار داشت که آرات باید خرج خودش را در بیاورد و برای همین در استوری پیج نوشت:« من اگر بخواهم روزی سه تبلیغ کنم، می‌توانم بهترین خانه را در اصفهان بگیرم و بهترین زندگی را داشته باشم اما در آن شرایطی که برای ما مهیا شده بود، آرات حتی غذای مناسب هم نمی‌توانست بخورد.»

پدر آرات چه می‌خواست؟
سپاهان به کودک 10ساله شگفت‌انگیز بی‌توجهی کرده بود؟ حداقل اوایل که خبر قرارداد منتشر می‌شد، پدر آرات از سپاهان تشکر می‌کرد. گویا در این فاصله پدر و پسر یک‌بار به اصفهان می‌روند و قرار می‌شود که قرارداد را قطعی کنند. اما وقتی دوباره پای میز مذاکره برگشتند پدر شرط و شروطش را عوض می‌کند و می‌گوید که دستمزد و خانه بهتری می‌خواهد. او کجا زندگی می‌کرد؟ در باشگاه سپاهان جایی که سرمربی تیم هندبال، والیبال و بازیکنان بزرگسال اقامت داشتند اسکان داده شدند ولی گویا استانداردهای لازم را از نظر آقای حسینی نداشته.

پدر چه شرایطی می‌خواست؟ مدیر آکادمی این گونه خواسته‌های پدر آرات را توصیف می‌کند. موقع خواندن این جملات به شرایط تخاصم دوطرف نیز فکر کنید:« به ما گفتند یک خانه مبله کامل و بزرگ که بتوانیم مهمانانمان را پذیرایی کنیم بدهید، پول غذا و ماهانه ۴۰میلیون تومان به من بدهید، همه امکانات برای آموزش بچه در اختیارم قرار دهید.» حرف مدیر سپاهان این بود که فشارهای پدر دارد کار دست آرات می‌دهد.

ایا این ادعا در پازل روابط خصمانه دوطرف می‌گنجد یا هشداری واقعی است؟به‌هرحال مدیر آکادمی سپاهان می‌گوید که پدر این پسر کوچک آنقدر او را در معرض تمرین‌های سخت قرار داده که احتمال دارد برایش اتفاق خطرناکی بیفتد. حرف‌های او اینجا تمام نمی‌شود. بصیریان ادامه داده: «با فشارهایی که به آرات آمده صفحات رشد او بسته شده است.» جالب اینکه خود پدر آرات هم قبلا نگرانی‌هایی درباره قد کوتاه آرات داشت ولی می‌گفت پزشکان انگلیس گفته‌اند جای هیچ نگرانی نیست.

در نهایت بصیریان ضربه آخر را هم با شدت تمام وارد می‌کند:« من برای آرات آرزوی موفقیت دارم. آرات یک چهره فوتبالی نیست ولی یک استعداد است که استعداد یادگیری حرکتی بسیار بالایی دارد، هوش بسیار بالایی دارد، ولی سرعتش نیاز به کار دارد، نمی‌توانیم به عنوان بازیکن فوتبالیست به او نگاه کنیم چون هنوز به سنی نرسیده که تشخیص پوزیشن برایش انجام شود.

ولی با بررسی‌ای که روی او انجام شد استعداد فوتبالی خاصی ندارد و استعداد او در حوزه حرکات نمایشی ورزشی است.» بصیریان سلسله ضربات خود را این‌گونه ادامه می‌دهد: «آرات وقتی سر تمرین می‌آمد، می‌دیدیم که دست روی سینه‌اش می‌گذارد، به نظر می‌رسید خسته است و تحت فشار تمرینی سنگین قرار داشت.»

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - اجتماعیرا اینجا بخوانید.