روزنامه هفت صبح، رامتین لطیفی| نقش آمریکا در پایان دادن به جنگ جهانی دوم انکارناپذیر است. این کشور دست بالا را داشت و توانست با غلبه بر ارتش آلمان و ژاپن و حمایت از کشورهای خسارت دیده، زمینه پایان این جنگ طولانی و خانمانسوز را فراهم سازد و اگرچه در میدان نبرد متحمل هزینههای گزاف اعم از هزینههای مالی و جانی شد اما به دلیل بعد مسافت تا حد زیادی از آوار این جنگ خونبار در امان ماند.
این فرصت یکتا، زمینهای را فراهم ساخت تا آمریکاییها با بهکارگیری تمام وقت مردان و زنان در کارخانهها و صنایع خود، سلاح و مواد اساسی معیشت را برای صادرات به کشورهای دیگر تولید کنند و اقتصاد خود را در دورانی که تمام کشورها با مشکلات اساسی مواجه بودند بهبود ببخشند.
از سوی دیگر با پایان یافتن جنگ، کشورها درصدد یک اتحاد جهانی برای بازسازی آثار این ویرانی برآمدند. در این دوران آمریکا با اتکا بر نقش خود در پایان دادن به جنگ جهانی دوم، توانست توافق برتون وودز را مطرح و نظر تمامی کشورهای جهان را برای تجارت جهانی بر پایه واحد پولی دلار جلب کند. اینگونه بود که دلار به ارز مرجع معاملات جهانی بدل شد.
این دو اتفاق در کنار هم سبب شد آمریکا به یک قدرت تمام عیار در عرصه جهانی تبدیل شود و به ویژه در عرصه اقتصادی بیرقیب باشد. به علاوه تاسیس سازمانها و نهادهای بینالمللی مانند سازمان ملل متحد با حمایت مستقیم آمریکا که اغلب در این کشور نیز مستقر بودند سبب شد تا آمریکا در نظم جدید جهان نیز دست بالا را داشته باشد.
با گذشت زمان از تمایل کشورهای مختلف برای باقی ماندن در توافق برتون وودز و انجام معاملات جهانی با دلار کاسته شد و اولین زمزمهها در این مورد در دهه ۶۰ میلادی شنیده شد. اگرچه توافق برتون وودز در سال ۱۹۷۱ بر هم خورد و از بین رفت اما باید بگوییم از آن زمان تاکنون و در طول بیش از ۶ دهه گذشته، تهدید خاص و ویژهای به سیطره دلار وارد نیامده و امروز بیش از ۸۴ درصد از معاملات جهانی بر پایه دلار صورت میگیرد و سهم یوان چین به عنوان یکی از اصلیترین گزینهها به عنوان جایگزینهای دلار، تنها 5/4 درصد است.
این اتفاق سبب شده است تا ابزار تحریمها به عنوان یک ابزار کارآمد برای فشار آوردن به هر کشوری همچنان در اختیار آمریکا قرار داشته باشد و نارضایتی و خشم کشورهای مختلفی را برانگیزد. برای مثال طی سال گذشته و پس از اعمال تحریمهای آمریکا علیه روسیه به دلیل حمله نظامی این کشور به خاک اوکراین، بیش از نیمی از ۶۵۰ میلیارد دلار سرمایهای که متعلق به الیگارشهای روس در خارج از مرزهای این کشور بود، توسط آمریکا شناسایی و مصادره شد.
از این رو کشورهایی که خواهان پایان بخشیدن به هژمونی آمریکا و نیز دلار این کشور هستند همواره در جستجوی ایدهای برای این امر بودند. چین، روسیه، برزیل، هند و آفریقای جنوبی، ۵ کشوری هستند که با هم گروه بریکس را تشکیل دادهاند. گفتنی است وضعیت فعلی روسیه، وجود چین در این گروه به عنوان تنها جایگزین و رقیب آمریکا در اقتصاد جهانی و نیز کشوری مانند برزیل که دولتی به غایت چپگرا در آن مستقر است سبب شده تا تمایل به دلارزدایی و به کارگیری ارزهای مرجع بریکس در مبادلات کشورهای عضو این گروه قوت بگیرد.
البته اقتصاددانان برجسته با رصد و تایید این اتفاق، معتقدند که این فرایند نمیتواند یک شبه رخ دهد و فرسایش سیطره دلار و جایگزینی آن با ارزهای بریکس یا هر روش و ارز دیگر، فرایندی است که مشمول مرور زمانی طولانی میشود. برای مثال همین حالا هم قرار است ۴۰ درصد از مبادلات بریکس با دلار صورت بگیرد و برای ۶۰ درصد دیگر از سایر ارزها استفاده گردد.
حال گروه بریکس برای تسریع این فرایند و همچنین قوت بخشیدن به ابعاد مختلف خود، تصمیم به افزایش تعداد اعضای خود گرفته است. بر اساس گزارش بلومبرگ ۱۹ کشور از جمله ایران، عربستان سعودی، آرژانتین، امارات متحده عربی، الجزاير، مصر، بحرین و اندونزی به عنوان مهمان در نشست بعدی بریکس که دوم و سوم ژوئن برگزار خواهد شد حضور دارند. در حال حاضر بریکس حدود ۲۰ درصد از اقتصاد جهان را نمایندگی میکند و ۲۴ درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی نیز مربوط به اعضای این گروه است.
البته باید به این نکته مهم اشاره کرد که بار اصلی این آمار بر روی دوش چین است و وضعیت اقتصادی سایر اعضای این گروه چندان مناسب نیست. با نگاهی به آمار در مییابیم که در حد فاصل سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۲۲، تولید ناخالص داخلی چین ۱۳۸ درصد، هند ۸۵ درصد، روسیه ۱۳ درصد و برزیل ۴ درصد رشد و تولید ناخالص داخلی آفریقای جنوبی نیز ۵ درصد کاهش داشته است. اکنون بنابر اعلام مسئولان بریکس ۱۳ کشور به طور رسمی و ۶ کشور به طور غیررسمی برای عضویت در این گروه درخواست دادهاند.
در صورتی که این تغییرات صورت بگیرد بریکس میتواند به رقیب و بدیلی بزرگتر از گروه ۷ در جهان تبدیل شود. با اضافه شدن ایران، عربستان سعودی و امارات متحده عربی به این گروه، سطح تولید انرژی در اعضای این گروه به شدت افزیش مییابد و این امکان را فراهم میسازد تا فرایند دلارزدایی شتاب مضاعفی به خود بگیرد. به علاوه انضمام آرژانتین، مصر و الجزایر نیز میتواند امکانات ژئوپلتیکی این گروه را بهبود ببخشد.
یکی از مزیتهای مهم و قابل توجه بریکس این است که هر عضو یک رای دارد و هیچ کشوری حق وتو مصوبات این گروه را ندارد. بر اساس توافقنامه بریکس اعضای این گروه باید از طریق وام، ضمانت مالی، مشارکت و سایر ابزارهای موجود با سایر اعضا همکاری و از طرحهای اقتصادی داخلی آنها حمایت و پشتیبانی کنند.
البته با نگاهی به فهرست اعضای فعلی و کشورهایي که خواستار اضافه شدن به بریکس هستند، این نکته به اذهان خطور میکند که ادامه این روند بیش از هر چیزی موجب رشد اقتصادی چین و نیز افزایش هژمونی این کشور میگردد. چین نیازمند و تشنه انرژی، مواد اولیه و خام سایر کشورهاست و تمایل دارد این اقلام را از کشورهای عضو دریافت کند و به جایش یا به آنها کالا بفروشد یا در کشورهایشان سرمایهگذاری کند و شریک تجاری آنها شود.
با این اوصاف اگرچه به واسطه بریکس یا هر ترفند و ایده دیگری، نفوذ دلار در بازارهای جهانی به طور قطع کاهش پیدا خواهد کرد اما بعید است آمریکا اجازه دهد این اتفاق با افزایش نقش و هژمونی چین همراه شود و به همین راحتی عرصه را خالی نمیکند. نکته مهم دیگری که باید به آن توجه داشت مانور تبلیغاتی کمپین انتخاباتی دونالد ترامپ بر روی موضوع کاهش نقش دلار در بازارهای جهانی و افزایش هژمونی چین است. بنابراین باید منتظر واکنشها و اقدامات دولت بایدن برای خنثی کردن نقشههای چین و سایر اعضای بریکس پیش از برگزاری نشست آینده این گروه باشیم.



