روزنامه هفت صبح، گروه تلویزیون| حیف؛ این تنها واژهای است که میتوانیم درباره «نون خ» و سرنوشت آن بیان کنیم. راستی چه شد که یک بِرند محبوب نتوانست موفقیت سه فصل قبل را تکرار کند و در نهایت یک اثر شکستخورده تمام عیار لقب گرفت؟ آیا حال سازندگان به دلیل شرایط اجتماعی، در زمان تولید بد بوده؟ آیا آنها از همان ابتدا ایدهای نو و جذاب در چنته نداشتهاند؟ خیلی دوست داشتیم «نون خ 4» پس از نوروز جان بگیرد و در شبهای سوت و کور تلویزیون کمی حالمان را خوب کند.
افسوس که نه قصهاش جذاب و وسوسهبرانگیز بود و نه شوخیهایش. حیف که کاراکترها بیات شده بودند و شخصیتهای جدید قدرت کافی برای همراهی نداشتند. دو چندان حیف که نویسنده خوش ذوق و خوش سابقه آن، نتوانست تکیهکلامها، دیالوگها و موقعیتهای خاص کمدی خلق کند. «نون خ» را میتوان آخرین تیرهای تلویزیون برای جذب مخاطب دانست و نمیدانیم پس از این چه سرنوشتی انتظارش را میکشد؟ آن هم در زمانهای که دیگر خبری از «لیسانسهها» و «پایتخت» نیست و سریالهایی مثل «پلاک 13» و «چشمبندی» جایشان را گرفتهاند…. پرونده امروز هفت صبح 10 دلیل شکست فصل چهارم «نون خ» را برشمرده است.
داستان / روایتهای غیرمنسجم
ماجرا چه بود؟ داستان فصل چهارم «نون خ» از جایی شروع شد که گرگ به روستای نورالدین خانزاده حمله میکند. آنها راه چاره را در استمداد از رامین فود میبینند که سالها پیش از ده پایین به ده بالا رفته و داماد آنها شده است. رابطه مردم دو روستا شکرآب است اما ده پایینیها راهی جز کمک از بالا دهیها ندارند. در ادامه ماجرای کشته شدن گاو سلمان، پیدا شدن کیف دلار، ساخت جاده و … پیش میآید.
دلیل ضعف: اینکه سریالی یک خط کلی داشته باشد و به آن شاخ و برگ میدهد، امری است مرسوم. «نون خ» اما نتوانست غالب قصهها را بهطور کامل طرح و از آن استفاده مطلوب کند. مثلا ماجرای گرگ در میانه سریال رها شد و مسئله جادهسازی غلبه یافت. نویسنده هم نتوانست استفادهای درست از ایده مرکزی داستان یعنی حمله گرگ ببرد. بااین حال قصه ساخت جاده به سرانجام درست رسید ولی دلارها به خوبی در خدمت سریال قرار نگرفت. پراکندگی قصه و از این شاخه به آن شاخه پریدن، یکی از ضعفهای فصل جدید «نون خ» محسوب میشود.
نکته ویژه: در فصل قبل، یکی از عوامل موفقیت «نون خ» استفاده درست و کامل از مسئلهای به نام معدن بود که خط اصلی سریال را شکل می داد.
شخصیتهای قبلی / فقط کمی سلمان
ماجرا چه بود؟ سریال «نون خ» براساس شخصیت نورالدین خانزاده با بازی سعید آقاخانی شکل گرفت. شمایل شیرین او خیلی زود به دل نشست و یکی از عوامل اصلی سریال لقب گرفت. دیگر کاراکترها هم به مرور جای خود را باز کردند.
دلیل ضعف: این بار شخصیتها فاقد ویژگیهای جدید بودند. ادریس، کیوان، مرجان، روناک ، مهیار، عمو کاووس ، فریده، عمهها و … همان رفتار و خصوصیات قبل را داشتند و این کهنگی شخصیتها به فصل چهارم سریال «نون خ» لطمه زد. در این میان وضع برای شخصیت فریبرز با بازی سیدعلی صالحی بدتر است که ویژگی بدشناسی مدام او فاقد نوآوری بود و به اصطلاح دستش برای مخاطب رو شده بود. مشابه این ماجرا برای کاراکتر نورالدین هم رخ داد؛ چراکه این بار چالشها آنقدر قدرت نداشتند که این شخصیت مثل گذشته خاص و یگانه شود.
نکته ویژه: سلمان با بازی کاظم نوربخش در سری چهارم «نون خ» تاحدودی توانست موفقیتهای پیشین را تکرار کند. چالش اساسی این کاراکتر، کشته شدن جاناتان گاو محبوب او بود و نیز همچنان مصرانه تصمیم داشت با شیرین (ندا قاسمی) ازدواج کند. خندههای معروف سلمان باز هم به دل نشست و تا حدودی یخ سریال را شکست. کشته شدن گاو امکان خوبی بود تا به جذابیت شخصیت سلمان و کلیت سریال کمک کند اما این اتفاق به شکل کامل رخ نداد.
شخصیتهای جدید / فقط کمی رامین
ماجرا چه بود؟ یکی از عوامل موفقیت سریالهای چند فصلی به استفاده درست از شخصیتهای جدید برمیگردد. سازندگان با این تمهید میتوانند به سریال خود تنوع و طراوت ببخشند. این کاری است که خود «نون خ» هم انجام داده و جواب هم گرفته بود. مثل استفاده درست از توانایی شقایق دهقان در نقش نازنین.
دلیل ضعف: در سری تازه، رامین فود، نقره، خسرو، خانم مهندس و … از جمله شخصیتهای جدید سریال محسوب میشدند. در این بین فقط رامین فود با بازی امیر سهیلی صاحب فرصت کامل برای نمایش ویژگیهای کاراکتر شد. او به عنوان شکارچی از ده بالا آمد تا شر گرگ را کم کند. در عمل اما آدمی ناتوان بود و این تضاد به جذابیت شخصیت کمک کرد. تکیهکلام دیگر عامل موفقیت این شخصیت محسوب میشود که برای تاکید بر اهمیت یک مسئله تن صد را بالا میبرد و از حرکت خاص دست استفاده میکند. نقره همسر او اما دارای چنین موفقیتی نبود و مثل دیگر شخصیت یعنی خانم مهندس حضوری تاثیرگذار در سریال نداشت. درباره خسرو هم جداگانه نوشتهایم.
نکته ویژه: در حالی که شخصیتهای قبلی «نون خ» بدون ویژگی و چالشهای نو بودند، کاراکترهای جدید میتوانستند سریال را نجات دهند که اشاره شد رامین تا حدودی موفق بوده است.
کاراکتر شکل نگرفته / ظرفیت هدر رفته بنفشهخواه
ماجرا چه بود؟ خسرو از جمله شخصیتهای جدید فصل چهارم «نون خ» بود. او آدمی بیخیال است و به دلیل همین ویژگی و نیز سهلانگاری سالهاست که در حال گذران خدمت سربازی است. حین انتقال یک مجرم (مجید یاسر) گذرش به خانه خواهر خود (فریده با بازی نسرین مرادی) میافتد. خواهر خوشحال است اما همسرش (کیوان با بازی سیروس میمنت) دلخور.
دلیل ضعف: ایده انتقال مجرم و رقم خوردن اتفاقات پیشبینی نشده، پیشتر استفاده شده که شاخصترین آن فیلم «شب» رسول صدرعاملی است. استفاده دوباره از این ماجرا به خودی خود ضعف نیست؛ ایراد «نون خ» به بهره بد از چنین ایدهای برمیگردد. خسرو قرار بوده با مجموعه ویژگیهایش، سطح کمدی سریال را بالا ببرد اما نه بازی بنفشهخواه خوب بود و نه داستانهایی که برایش نوشته شد، جذاب. او بازیگری تواناست که از قضا این شبها شاهد درخشش او در سریال «لیسانسهها» که از آیفیلم بازپخش میشود، هستیم. ظرفیت او در «نون خ» اما هدر رفت.
نکته ویژه: مجید یاسر که پیشتر در نقش کارمند سایت در «نون خ» حاضر شده بود، این بار هم نقشی پررنگ داشت. اگر سکانس آخر رویارویی با روناک (صهبا شرافتی) را نادیده بگیریم، بقیه عملکرد یاسر غیرقابل دفاع است.
ناکامهای بزرگ / شکست خلیل و حاجی
ماجرا چه بود؟ خلیل خانزاده با بازی حمیدرضا آذرنگ یکی از شخصیتهای «نون خ» است که در فصل سوم غایب بود؛ درست مثل حاج آقا افشه با بازی هومن حاجی عبداللهی.
دلیل ضعف: خلیل در فصل چهارم «نون خ» جزو شخصیتهای محوری بود. پای او در حالی به قصه باز شد که نسبت به گذشته تغییری اساسی کرده و صاحب ثروتی هنگفت شده است. خلیل اهالی روستا را تصمیع میکند و سودای تخریب خانههای ده و تاسیس مال دارد. خلیل که در فصلهای قبل هم نشان داد آدم «آب زیر کاه» است این بار ناکام بود. به این دلیل که اتفاقات حول او بر مدار تکرار میگذشتند و نیز تکیهکلام جذابش یعنی «من مادر ندارم» شیرینی خود را از دست داده بود. فصل چهارم «نون خ» شکستی بزرگ در کارنامه آذرنگ است…
حاج آقا افشه در فصل اول به دلیل استفاده از لباس روحانی و قرار گرفتن در موقعیتهای متضاد، ایجاد خنده میکرد. سهم او در فصل چهارم کم بود و معدود به داوری مسابقه میان ده پایین و بالا. این شخصیت فرصت کافی برای عرض اندام نداشت و موقعیتهای خلق شده برایش نیز فاقد جذابیت بودند.
نکته ویژه: داستان کاراکتر شقایق دهقان میتوانست در این فصل ادامه داشته باشد. خودش نخواست بازی کند یا تلویزیون مانع شد؟!
تکیهکلامهای تکراری / نورالدین بدون حرف تازه
ماجرا چه بود؟ این خاصیت سریالهای کمدی است که میتوانند مبدع تکیهکلامهایی جذاب و فراگیر شوند. در «نون خ» مسئولیت اصلی این ماجرا بر دوش شخصیت نورالدین خانزاده قرار داشته است. در فصلهای قبل سعید آقاخانی بهخوبی میتوانست جملههای معروف را بر زبان بیاورد و مخاطب را ذوقزده کند؛ مثل «یا مقلب القلوب»، «آآآیی باریکلا»، «بابا گیان» و… برخی شخصیتها هم در این میان سهم داشتند؛ مثل جمله معروف روناک که میگفت: «دوغ یا نوشابه» و یا موتیف معروف مهلقا خانم در پاسخ به همه پرسشها!
دلیل ضعف: در فصل جدید «نون خ» سعید آقاخانی باز هم همان تکیهکلامها را بهکار برد که خب انتظار میرفت سراغ مورد تازهتر برود. تکرار این تکیهکلامها و نداشتن جملات تازه به سریال و شخصیتهایش لطمه وارد کرد.
نکته ویژه: تکیهکلام اصلی این فصل از سریال متعلق است به رامین. مثلا وقتی میخواست بر اهمیت وسیلهای چون سیخ تاکید کند، اینگونه میگفت: «سیخ نه ها، سییییخ»؛ با تاکید بر تکرار واژه. نمیدانیم این تکیهکلام ماندگار خواهد شد یا نه. سریالی چون «پایتخت» همیشه در کنار افزودن ویژگیهای تازه به شخصیتهای قدیمی، تکیهکلامهایی نو در دهان کاراکترها میگذاشت و این یکی از رموز طراوت سریال بهحساب میآمد.
نقض قرض / ماجرای داماد مریض
ماجرا چه بود؟ آنچه در سریال «نون خ 4» مشهود بود، تاکید بر چند موضوع مهم از جمله ازدواج است. در این فصل کاراکتری وجود داشت که از ده بالا آمده و عاشق دختر ادریس شده بود. او اما در بیشتر سکانسها مریض بود و روی ویلچر قرار داشت؛ تا جاییکه نتوانست در مراسم عقد «بله» را بگوید.
دلیل ضعف: میدانیم با یک سریال کمدی مواجه هستیم اما وقتی سازندگان داعیه ترویج ازدواج را دارند باید این کار را به بهترین و جذابترین شکل انجام دهند. آنچه در «نون خ» گذشت این شائبه را ایجاد میکند که یک دختر از خانواده پرجمعیت حاضر است به پیشنهاد هر خواستگاری پاسخ مثبت دهد. دختر قصه نیز یکی از فرزندان خانواده شلوغ ادریس (سیروس سپهری) است و این ظن بهوجود میآمد که فقر پدر حاصل فرزند زیاد است و نتیجه آن تلاش دختر برای رها شدن از خانواده به هر قیمتی!
نکته ویژه: تلاش سازندگان برای ایجاد موقعیت کمدی با حضور یک داماد بیمار باعث خنده نشد و ایدهشان بهبار ننشست. کاش چنین میشد تا کمی از زهر ماجرا میکاست. در هر حال «نون خ 4» در فرآیند برجسته کردن یک موضوع مهم، دچار نقض غرض شد که خود تاثیری منفی در ذهن بیننده ایجاد میکند.
حرفهای گل درشت / عدم جانمایی درست شعارها
ماجرا چه بود؟ تلویزیون از سریالسازان میخواهد حتما به برخی موضوعات بپردازند. این یک ایراد نیست و امری مرسوم در همه دنیاست. منتها هنر میخواهد که بتوان مفاهیم والا در قالب یک اثر نمایشی انتقال داد.
دلیل ضعف: در باکس قبل اشاره کردیم «نون خ 4» در تاکید بر امر ازدواج دچار نقض غرض شد. دیگر موضوعات هم به درستی در سریال جانمایی نشده بود؛ نمونهاش ماجرای جاده که قرار بود منجر به تخریب روستا شود. در این سکانسها دیالوگهایی کنایی شنیده شد که فاقد نوآوری بودند. مثل تاکید بر توجه به نقاط محروم و … یا در سکانس شوخی با صف بستن برای دلار آنچه رقم خورد چیزی فراتر از کمدیهای آیتمی دسته چندم نبود. حکایت تصمیم ساخت مال توسط خلیل هم را میتوان مثال زد. تاکید بر ازدواج آسان و نیز اهمیت فرزندآوری هم به دم دستترین شکل ممکن در سریال مورد استفاده قرار گرفت. کاش مشابه سکانس عشق معکوس روناک در سریال بیشتر بود که با زبان طنز مفهومی که باید را منتقل میکرد.
نکته ویژه: در قسمت پایانی، نورالدین خطاب به خانم مهندس از شرایط سخت شهرها و روستای غرب کشور در دوران دفاع مقدس گفت. این کار را سعید آقاخانی استادانه انجام داد و گفتههایش به دل نشست. حیف که سریال از این موارد کم داشت.
نبود خلاقیت / عدم جذابیت شوخیها
ماجرا چه بود؟ موارد بسیاری میتوان از شوخیهای کلامی «نون خ» مثال زد که دارای جذابیت نیستند. پیشتر نوشتیم مواردی مثل کنایه به دلار نیمایی، قرارداد ویلموتس (سرمربی سابق تیم ملی فوتبال کشورمان)، نبود var در لیگ برتر و … گل درشت هستند. آنچه از مجموعه شوخیها شکل گرفته چیزی فراتر از برنامههای طنز تلویزیون مثل «خنده بازار» نیست.
دلیل ضعف: اجازه بدهید از یادداشت خبرگزاری ایرنا برای تکمیل بحث عاریت بگیریم که نوشته است: «امیر وفایی به عنوان نویسنده سریال به شدت تمایل دارد که از متنش برداشتهای فرامتنی شده و داستانش تعمیمپذیر باشد و به همین دلیل هم بیش از حد روی حافظه جمعی مخاطب حساب کرده و در تکتک دیالوگها ارجاعاتی به آدمهای بزرگ در حوزههای مختلف سیاسی، هنری، ورزشی و …. را شاهدیم. در حالیکه یک اثر هنری ابتدا باید در روایت قصه خود چنان موفق باشد که راه را بر برداشتهای خارج از متن هم باز بگذارد نه اینکه بلبشویی از اسامی ریز و درشت خارجی و داخلی و اتفاقات پر سر و صدا را در زبان روستاییان بگذارد و انتظار تشویق به دلیل دغدغههای فرامتنیاش داشته باشد.»
نکته ویژه: «نون خ» در خلق موقعیتهای ناب کمدی هم ناتوان بود؛ به جز معدودی موارد مثل مواجهه سلمان با مردم پس از کشته شدن گاوش.
ضربه کاری / پایانبندی سریال
ماجرا چه بود؟ پرونده فصل چهارم «نون خ» دوشنبه شب با پخش قسمت بیستویکم بسته شد. در حالیکه داستان به اوج رسیده بود و صاحبان دلار سراغ نورالدین آمده بودند، به یکباره تیتراژ پایانی در قاب نقش بست.
دلیل ضعف: انتظار میرفت قصههایی که در قسمتهای قبل باز شده بود، سرانجامی درست داشته باشد. تکلیف برخی خردهداستانها روشن شد اما ضربه کاری در سکانس پایانی وارد آمد که نورالدین و خلیل از دست صاحبان دلار میگریزند. مخاطب انتظار داشت داستان سر و شکلی درست داشته باشد اما سعید آقاخانی پرونده «نون خ 4» را به دمدستیترین شکل ممکن بست. از این کارگردان کاربلد و نویسنده خوبي چون امیر وفایی این شکل مواجهه با قسمت پایانی بعید بود. گویا آنها «کم» آوردهاند و هرطور شده خواستند سر و ته سریال جمع شود!
نکته ویژه: در قسمت آخر استفاده بیش از اندازه از قطعه «ستارهها نهفتن» همایون شجریان بهجای آنکه ایجاد خنده کند، تبدیل به نقطه ضعف شد. ضمن آنکه این قسمت هم مثل قسمتهای قبل دارای لحظات و موقعیتهای کمدی کافی نبود. استحاله خانم مهندس و انصراف از کشیدن جاده از وسط ده پایین نیز جزو نقاط ضعف این قسمت محسوب میشود… سعید آقاخانی در پایان «نون خ» میتوانست خاطرهای خوش بهجا بگذارد؛ اما افسوس که اینگونه نشد.



