روزنامه هفت صبح| یک: ‌ بگذارید خرده یادداشت‌های امروز را با این توئیت مجیدرضا حریری رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین آغاز کنیم:« هیچ وزیر صمتی تا وزیر نشده نمیدونه که زورش به خودروسازها نمیرسه، هیچ وزیر اقتصادی هم زورش به بانک‌ها نمیرسه، هیچ رئیس بانک مرکزی هم زورش به گردانندگان بازار ارز، هیچ وزیر بهداشتی به اصلی‌های حوزه دارو و همه‌شون زورشون به فولادی‌ها و پتروشیمی‌ها. کت تن کیه؟»

به نظرم خلاصه‌ای زیرکانه ومفید از شرایط اقتصادی کشور است. این که سرنوشت ما در دست مدیران پتروشیمی‌ها و فولادی‌ها و بانکی‌ها و خودروسازهاست‌. این که ساختارهای قدرت در این نهادهای اقتصادی شکل گرفته و هرکدامشان از سازوکارهای متنوعی برای اعمال سیاست‌های خود برخوردارند.

گاه صدای حافظین منافعشان را در مجلس می‌شنویم گاه در مجمع تشخیص و گاه در روزنامه‌های پرشمار و سایت‌های مشهور. حامیان رسانه‌ای و حقوقی و سیاسی‌شان یک سری اسلوگان هم اختراع کرده‌اند درباره شرایط اقتصادی کشور که همه آنها در زیر لایه سیاسی و انقلابی‌شان‌، ‌به نفع خود این کمپانی‌ها و هلدینگ‌هاست که همه‌شان به شیوه نیمه دولتی و یا همان خصولتی اداره می‌شوند.

دو: می‌خواستم درباره امام جمعه قشم و حرکت عجیبش برای مبارزه با بی‌حجابی چیزی بنویسم که پشیمان شدم. آن قدر مطالب و نقدهای تندی علیه او منتشر شد که خودشان آمدند و گفتند که اشتباه شده و فیلم منتشره تقطیع شده و اصل کار تشکر از صنوف بوده و از این جور چیزها. بعد خواستم درباره استاندار فلان استان جنوبی بنویسم که در مقام حاکم استان گفته‌اند که در این استان نباید هیچ معلم غیر بسیجی حضور داشته باشد. نمی‌دانم محدوده اختیارات ایشان به عنوان استاندار چقدر است و حدس می‌زنم که این جملات بار احساسی و تبلیغی داشته باشد و شاید نباید چندان آن‌ها را جدی گرفت.

سه: داشتم فکر می‌کردم که به عنوان یک شهروند معمولی چرا از دست دولت آقای رئیسی دلخور هستم. به دلایل خیلی ساده برخوردم. فیلترینگ بی‌منطق پیام‌رسان‌هایی مثل تلگرام و واتساپ که عوارض واضحی علیه منافع ملی ما دارد به‌خصوص در بحث توریسم و این‌که ارتباط ما با عزیزانمان در خارج از کشور را به فرایندی شکنجه‌آور بدل ساخته است

و دومی این که برای یک بنزین زدن ساده مجبورم به خاطر ترفندهای نبوغ‌آمیز روسای شرکت نفت و وزارت نفت حدود یک ساعت در پمپ بنزین معطل شوم تا با روش آقایان یعنی تلف کردن وقت شهروندان‌، در مصرف بنزین صرفه‌جویی شود. نمی‌فهمم صرفه‌جویی در مصرف بنزین یعنی چه دقیقا؟‌ آدم اگر کاری داشته باشد با اتومبیلش این سو و آن سو می‌رود‌. کل دور دورکنندگان اندرزگو و تهرانپارس و جردن 100تا اتومبیل هم نمی‌شوند.

اگر کمبود تولید بنزین دارید خب باید تولیدتان یا وارداتش را بیشتر کنید نه این که ما مجبور شویم به خاطر تلاش گروهی از شهروندان در جهت راضی ساختن مسئولین پمپ‌بنزین برای زدن با کارت آزاد یک ساعت از وقتمان را تلف کنیم. در حال حاضر نارضایتی من به عنوان یک شهروند کم توقع در همین حد است. حتی وارد بحث تورم و قیمت‌ها و این طور چیزها نمی‌شوم.

چهار: قسمت دوازدهم سریال آکتور هیجان داشت و چندتا میزانسن بسیار خوب از کارگردان اما آقای جاویدی در نوشتن دیالوگ به یک مشاور و یک همکار احتیاج دارند. وسط داستان جنایی بی بی از امتیازات رب انار خانم جون براي خوشمزه شدن فسنجانش حرف می‌زند و یا جمله مثلا دو پهلو و طعنه‌آمیز تا تنور داغه نون را بچسبون را می‌گوید و یا جایی که مهران فر و محمدزاده داخل اتومبیل با هم بحث می‌کنند و

شماری از بی‌خاصیت‌ترین و خنثی‌ترین جملات ممکن را ردوبدل می‌کنند. باورپذیر بودن با معمولی بودن و پیش پا افتاده بودن فرق می‌کند. کار سخت این است که شما دیالوگ‌های جذابی را ردیف کنید که باورپذیر هم باشند و‌گرنه این طور حرف زدن‌ها به درد تولیدات ارزان قیمت بعضی مراکز استانی می‌خورد‌. آقای جاویدی این چی بود آخر؟

نکته دیگر تعدد صحنه‌هایی بود که زن‌ها در فضای بسته خانه با حجاب کامل در حال حرف زدن با یکدیگر هستند حتی با روسری و دراز کشیده در رختخواب با هم اختلاط می‌کنند. خب چنین صحنه‌هایی تصنعی است و حتی برای طرفداران حجاب هم پالس اشتباهی مخابره می‌کند. کما این که شبکه پویا کارتون‌هایی ساخت که درآنها مادران در خانه‌هایشان و در کنار فرزندانشان بدون حجاب هستند. وقتی آقای جاویدی نمی‌تواند چنین کاری انجام دهد بهتر است هنگام نوشتن به فکر ترفندهای دیگری باشد و چنین صحنه‌هایی را حذف کند و به شکل دیگری داستان خود را جلو ببرد.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - اجتماعیاینجا کلیک کنید.