روزنامه هفت صبح| مالهای غولآسای تهران به محل اصلی مواجهه حاکمیت با بخشی از طبقه متوسط شهری بدل شده است. در مالها شما همان بخشهایی از فرهنگ طبقه متوسط را به عینه مشاهده میکنید که در تعارض با برخی ارزشهای رادیکال طبقات سنتی قرار میگیرند. موج ساخت مالها و پاساژها که در دهه هشتاد شروع شد و دهه نود تهران را در نوردید و انبوهی از سرمایههای باورنکردنی را در خود به اسارت کشید و تبدیل شد به مراکزی برای نمود فرهنگ و خرده فرهنگهای معمولا پنهان طبقات متوسط. میزان سودآوری این بخش اقتصادي آن قدر بالا بود که سرمایهگذاران نزدیك به حاکمیت هم گاه خود به عاملین اصلی تکثیر این مراکز بدل شدهاند.
همین چند هفته پیش برایتان نوشتیم که چرا دیگر مالسازی و ساختن پاساژهای بزرگ مثل چند سال پیش صرفه اقتصادی ندارد اما رقابت میان مالهای بزرگ تهران که از جهت معماری و جزئیات و امکانات همپای مالهای بزرگ منطقه و حتی اروپا هستند همچنان ادامه دارد و شرایط اجتماعی و سیاسی حاکم بر تهران در یک سال گذشته اهمیت و تاثیر این مالها را دو چندان ساخته است. مراکزی که فرصتی هستند برای مواجههای کپسول وار با طبقات مختلف اجتماعی . گزارشی داریم درباره هفت مال مهم تهران . از شمال شرق تا شمال غرب.
هنریتر از بقیه
گزارش را با مورد آواسنتر شروع کنیم. مجتمع بزرگ اقدسیه تهران که وقتی هنوز به بهرهبرداری نرسیده بود هم توجهها را به خودش جلب میکرد . بهخاطر معماری منحصر بهفردش.. وقتی بدانیم که معمار آواسنتر یکی از معروفترین معمارهای ایرانی یعنی کاترین اسپریدونف است از زیبایی نما و معماری این مرکز خرید بزرگ کمتر تعجب میکنیم.
خانم اسپریدونف در کارنامهاش آثاری مثل پردیس سینمایی ملت، مسجد معروف ولیعصر و… را هم دارد. همین جذابیت معماری آواسنتر کاری کرد که وقتی فقط فودکورت و یکی از طبقاتش آماده بهرهبرداری بود هم عده زیادی فقط برای دیدن آن، واردش شوند. در آن روزها هنوز خیلی از کافهها و رستورانهایی که این روزها طراحی داخلی و خارجی خاص موسوم به اینداستریال یا همان صنعتی را انتخاب میکنند
به این سبک رو نیاورده بودند به همین دلیل هم وقتی خیلی از مشتریها وارد فودکورت آواسنتر میشدند از دیدن معماری سیمانی و خاص و به ظاهر بی نظم آن غافلگیر میشدند حالا اما کمکم بخش بزرگی از مغازههای آواسنتر راه افتادهاند و دیگر کمتر کسی صرفا با هدف دیدن معماری و طراحی داخلیاش وارد آن میشود. با این وجود هنوز هم مدیران این مال بزرگ تهران سعی کردهاند روحیه هنری این پاساژ را تا اندازهای حفظ کنند.
یک شروع پرسروصدا
یکی دیگر از مالهای معروف تهران که در گردونه رقابت جای خودش را پیدا کرده ارگ است. مجتمع تجاری بزرگ در حوالی میدان تجریش که تقریبا میتوان آن را از جمله اولین مالهای لوکس تهران به شکلی که در چند سال اخیر باب شده، دانست. نکته جالب در مورد ارگ شروع طوفانی آن است آنهم در روزهایی که مثل حالا انواع و اقسام کمپهای تبلیغاتی در شبکههای اجتماعی مد نبود
یعنی اواخر سال ۹۳ که اعلام شد قرار است بزرگترین سلفی جهان روبهروی این پاساژ بزرگ گرفته شده و شروعی بر فعالیت آن باشد. مجتمعی که از همان اول خودش را با دو ویژگی به شهر معرفی کرد؛ یکی نمای عظیم شیشهای و در عین حال تماما بسته ساختمان که درون آن را پنهان کرده بود و دوم نورپردازی چشمگیر که از چند صدمتر دورتر جلب توجه میکرد اما حالا با از راه رسیدن مالهای لوکس و جدید، ارگ تا اندازهای به حاشیه رفته است و مشتریهای کلاسيک خودش را دارد نه کسانیکه میخواهند یک مرکز خرید متفاوت را تجربه کنند.
بعضیها میگویند طی یکی دو سال اخیر تعداد مغازههای معمولی نسبت به مغازههای لوکس در این مرکز خرید بیشتر شده که دلیلش میتواند افت قدرت خرید مردم هم باشد. نکته دیگری كه از حرفهای اهالی شبکههای اجتماعی در مورد ارگ ميتوان فهمید این است که نسل خیلی جدید یا همان نسل زد کمتر به چرخیدن در این مجتمع علاقه نشان میدهد و آن را مورد پسند دهه شصتیها میداند.
پرحاشیهترین مال
شاید اصلا باید گزارش را با پالادیوم شروع میکردیم، مجتمعی الهامبخش که در دورهای به سمبل مالسازی و علاقهمندی بعضی از مردم به مراکز تجاری و تفریحی لوکس تبدیل شده بود و حالا میتوان گفت با اقتدار در صدر لیست پرحاشیهترین مالها ایستاده است. برای مدت زیادی رفتن به پالادیوم و چرخیدن در آن یکی از علاقهمندیهای اینفلوئنسرها بود که نشان میداد زندگی لوکسی دارند.
پالادیوم دلایل دیگری هم برای شهرت داشت؛ یکی مالکیتش که گفته میشود به حسن رفتاری تعلق دارد و دیگری ماجراهایی که حول محور تخلفات ساختمانیاش رخ داد. حسن رفتاری که از اصلیترین مالکان پالادیوم است و مصاحبههای زیادی بهعنوان صاحب این مجتمع دارد یکی از معروفترین اعضای خانواده رفتاری است، خانوادهای ثروتمند که مالک چلوکبابیهای محبوب رفتاری هستند. حسن رفتاری قبلا برجهای مسکونی لوکس میساخت ولی از یکجایی بهبعد تصمیم گرفت مال بسازد، مثل خیلی از کسانیکه از برجسازی به سمت مالسازی آمدند.
نقل قولی از او وجود دارد که در مورد پالادیوم گفته ما ۱۰۰۰ پارکینگ در این مجتمع داریم اما باز تنها اشتباهمان این بود که پارکینگ بیشتری نساختیم. او حق دارد این حرف را بزند چون یکی از حاشیههای این مجتمع تجاری ترافیکی است که منتقدان میگویند در شمال تهران ایجاد کرده. همین فشار به علاوه فشار مشتریهایی که ترافیک و جای پارک میتوانست قید حضورشان در پاساژ را بزنند، کاری کرد که تیم آقای رفتاری یک مجتمع پارکینگی هم بسازند و از طریق تونل و پل عابر، پاساژ و پارکینگ را بههم وصل کنند.
گویا در آن زمان با شهرداری منطقه یک هم برای این کار هماهنگیهای لازم صورت گرفته و رقمهای کلانی هم پرداخت شده بود اما بعدتر این کار غیرقانونی اعلام شد و شهرداری تونل و پل عابر پیاده را مسدود کرد . مالکان پالادیوم هم کوتاه نیامدند و دعوا هنوز ادامه دارد. در نهایت اینکه پالادیوم هنوز هم بین پاساژگردها معروف است اما بعضیها مدل لوکس بودن آن را بیش از حد پر زرق و برق میدانند، البته تا وقتی که هدیشمال را ندیده باشند!
کاخ هدیش، کاخ رویاها
کسانی که سر از پاساژ و مالگردی در نمیآورند احتمالا وقتی اسم هدیش را بشنوند فکر میکنند اشتباهی رخ داده و گوینده میخواسته یک کلمه دیگر بگوید اما کمی بعد میفهمند که اسم پاساژی در منطقه هروی در شرق منطقه پاسداران تهران هدیش است، به یاد یکی از همسران خشایارشاه که همین اسم را داشته. اتفاقا خود خشایارشاه هم به یاد همین همسرش یک کاخ به اسم او ساخته بوده که یکی از کاخهای معروف باستانی محسوب میشود.
میگویند اسکندر مقدونی آتش زدن تخت جمشید را از این کاخ شروع کرده است. در حال حاضر هدیش مال بهطور کامل افتتاح نشده اما بازدید از همان بخشهایی که شروع به فعالیت کرده به ما میگوید که آنچه بیشتر از هر چیز برای سازندههای آن مهم بوده زرق و برق این پاساژ بوده است، استفاده زیاد از رنگهای مشکی و طلایی و مجسمههای بزرگ هخامنشی که قرار بوده یادآور کاخ هدیش باشد همچنان جلب توجه میکند که حتی میتواند طرفداران رو به افزایش مینیمالیسم و زیبایی در عین سادگی را اذیت کند. احتمالا این پاساژ در ادامه هم مخاطب کمی از بین این گروه پیدا خواهد کرد اما بین پر زرق و برق پسندها محبوب خواهد شد.
متفاوت در تبلیغات
اطلسمال نیاوران، یکی دیگر از مجتمعهای تجاری و اداری لوکس تهران است که در سریال نوروزی پایتخت ۳ مطرح شد و توسط شرکت ساختمانی ایرانیان اطلس که از شرکتهای اقماری گروه ایرانیان اطلس است ساخته شده آنهم با همکاری بانک انصار. همان موقع که اطلسمال در حال افتتاح و رونمایی بود گفته میشد که این مرکز خرید میخواهد هر طور شده لاکچریپسندها را از پالادیوم و ارگ و گالریای ولنجک به سمت خودش بکشد
به همین دلیل تبلیغات زیرپوستی و رو پوستی زیادی در همین رابطه شروع کرد و جزو اولین مالهایی بهنظر میرسید که به پرفالوئرهای اینستاگرام و توئیتر پول میدهد تا تبلیغ آن را بکنند و تا اندازه زیادی هم موفق بود اما آنچه از اول میشد حدس زد این بود که حاشیهها دیر یا زود به سراغ اطلسمال خواهند رفت. همینطور هم شد. بار ترافیکی زیادی که اطلس به منطقه پرترافیک نیاوران وارد میکرد کاری کرد که دائما پرونده تخلفاتش در شهرداری و میراث فرهنگی باز و بسته شود.
تمساح در مرکز خرید
نمیشود از مراکز خرید لوکس تهران که در گردونه رقابت هستند نام برد و به اوپال اشاره نکرد، پاساژی در سعادتآباد که همین حالا از اصلیترین پاتوقهای لوکسبازهاست. اسم اوپال که میگویند با سرمایهگذاری شرکت گلرنگ ساخته شده، چند بار سر زبانها افتاد؛ یک بار وقتی که گردشگری خارجی از فضای لوکس داخل آن سر و وضع مشتریهایش ویدئویی در اینستا منتشر کرد و خارجیها را انگشت به دهان گذاشت، یک بار دیگر هم وقتی سر و کله یک کروکودیل در اکواریوم بزرگش پیدا شد
کروکودیلی که میگفتند از کیش آمده و قرار است یکی از جاذبههای گردشگری اوپال باشد اما طبیعتا فعالان محیط زیست نمیتوانستند راحت از کنار آن عبور کنند. اوپال یکی از مالهایی است که هم میتواند نسل زد و کسانی که طرفدار شیکی در عین سادگی هستند را جلب کند و هم لوکسپسندهای زرق و برقباز. برای همین در آن همهجور تیپی دیده میشود. البته یکی از تهدیدهای اوپال رقیبی است بهنام نیایشمال در همان محدوده که در حال افتتاح شدن است و هنوز تکمیل نشده اما تمام تلاشش را برای جلب پاساژبازهای شمال غرب تهران میکند.
تقاطع ستاری و حکیم
تا قبل از این که اوپال به عنوان مرکز خرید اصلی شمال غرب و غرب تهران گوی سبقت را از بقیه برباید این عنوان در یک دهه گذشته در اختیار مجتمع کوروش بود. مجتمعی عظیم در تقاطع ستاری وحکیم که با امکانات رفاهی و تفریحی ،و سالنهای سینمای مشهورش به پاتوق نوجوانان و جوانان تبدیل شده بود. این مجتمع نام های بزرگی را به خود متصل کرد. طبق اخبار مالکیت این مرکز تجاری بزرگ به مالکین هولدینگ گلرنگ مرتبط است .غول مواد شوینده و روغن و البته فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش . همان گروهی که سرمایه گذار پلتفرم فیلم نت هم هستند. هم در مرکز خرید کوروش و هم در فیلم نت ،نام علی سرتیپی مهم ترین چهره اقتصادی سینما هم به چشم
میخورد. بههرحال کورش همچنان در غرب تهران از محبوبیت ویژه ای برخوردار است حتی اگر بخشی از این محبوبیت زیر سایه اوپال رفته باشد.
عظیم و جنجالی
و حالا ایران مال یا همان بازار بزرگ ایران، مجتمعی تجاری، اداری، تفریحی و… در غرب تهران که گفته میشد قرار است یک آس روی ورقهای تمام مالها رو کند. وقتی مشخصات پروژه را میخواندی میدیدی که این ادعا چندان هم بعید به نظر نمیرسد. مجموعهای با زیربنای یک میلیون و هفتصد هزار متر مربع که ساختش از سال 89 شروع شد آن هم با بودجهای 22هزار میلیاردی.
با مساحتی که آن را جزو بزرگ ترین مراکز تجاری و تفریحی دنیا قرار می داد. با مجموعه ای از ابتکارات معماری که چشم هر سیاح و توریستی را در تهران به خود جلب می کرد و مایه فخر تهرانی ها شده بود. ایران مال قرار بود به محل جذب بزرگ ترین برندهای خارجی در ایران بدل شود اما آقای ترامپ و تصمیم وحشیانه اش این ماجرا را کنسل کرد. با این حال ایران مال یکی از قطب های گردشگری و اقتصادی در منتهی الیه غرب تهران است .
بخصوص برای خانواده ها . نام یکی از بزرگ ترین سرمایه دارها و کارآفرینان معاصر در پشت پرده ساخت این مرکز بزرگ تجاری به گوش می رسد . اما قسمت تاریک ماجرای ایران مال پرونده قطورش در شهرداری و سازمان بازرسی و چند نهاد دیگر بود آن هم به دلیل ابهامهای مالی بزرگترین سرمایهگذارش که یک بانک مشهور است و…با همه اینها اما هنوز هم ابهت طرح، چشم هر بینندهای را میگیرد آن هم در حالی که بخشهای مهم ایران مال هنوز به بهره برداری نرسیدهاند.



