روزنامه هفت صبح، نگین باقری| رئیس سازمان خصوصی سازی دوشنبه شب خیلی زودتر از پیشبینیهای قبلی تبدیل به ستاره افکار عمومی شد. حسین قربانزاده آن شب در برنامه فوتبال برتر با آرامش خاص خودش که معمولا کمتر در دنیای فوتبال دیده میشود ادعاهای هیات مدیره استقلال را زیر سوال میبرد و بدون اینکه به کلامش شتابی بدهد یا به کسی توهینی بکند سندهایی علیه صورتهای مالی این تیم فوتبال روی میز میگذاشت.
کاری که تئوریسینهای تبلیغاتی دولت از خیلی وقت قبل اسم آن را سوت زنی گذاشته بودند، این بار حسین قربانزاده درست در چند قدمی مدیر عامل استقلال انجام میداد. یعنی در کنار علی فتحاللهزاده که تمام مدت یا وسط حرفهایش میپرید یا برافروخته مینگریست و یا اینكه معاون وزیر اقتصاد را تهدید به شکایت میکرد.
بازی پر هیجان سازمان خصوصی سازی مقابل استقلال از چند روز قبل از اینها شروع شده بود. قربانزاده که به ادعای مدیر عامل تیم استقلال «کارهای هم نیست» ظهر روز یکشنبه به خبرنگار صدا و سیما گفته بود كه « 118میلیارد تومان برای پرداخت بدهیهای خارجی از جمله استراماچونی به حساب باشگاه استقلال واریز كرده ولی متأسفانه صرف هزینههای دیگر شده.»
این اظهارات مثل توپ صدا کرد و برای همین فتحاللهزاده و حامی او پرویز مظلومی عضو هیات مدیره باشگاه دوشنبه با توپ پر روی صندلی خود در برنامه میثاقی نشستند تا آنطور که خودشان تصور میکردند قربانزاده را سر جای خودش بنشانند. اما آنها دو نفری هم نتوانستند از پس این بوروکرات جوان برآیند.
همان حقوقدان 44 سالهای که دو سالی میشود موهای خودش را در مسیر خصوصی سازی یک دست سفید کرده و از لحاظ فکری درست آینهای است از سمتی که خودش در آن جا گرفته و هیچ وقت ابایی از عیان شدن سویههای شخصی افکار اقتصادی خودش نداشته. سویههایی که گاه به ایده های اقتصاد آزاد نزدیک می شوند و گاه به تئوریهای نهادگراها.
این بار هم وقتی نوبت به حرف زدن رئیس سازمان خصوصی سازی رسید با نمایش صورتهای مالی باشگاه در سال ۹۰ اعلام کرد مدیرعامل استقلال قبلا و در دوره مدیریت پیشین خود این مبلغ را از باشگاه دریافت کرده و نباید دوباره آن را طلب و وصول میکرد. این حرفها را آنقدر مصمم زد که اضافه کرد « اگر این موضوع منجربه رفتن من از سازمان خصوصیسازی شود، این مسئله را ثابت میکنم.» احتمالا نباید نقش یار دیرین خود، محمد باقر قالیباف را در پشت گرمی این جسارت نادیده گرفت.
هرچند جسارت و فصاحت قربانزاده در این مصاف تلویزیونی کاملا قابل لمس بود.حسین قربانزاده سال 1400 به عنوان معاون احسان خاندوزی از حلقه تئوریسينهای اقتصادی-رسانهای رئیس مجلس عازم ساختمان سعادت آباد شد. این یار قدیمی قالیباف که در دانشگاه امام صادق حقوق خوانده از زمانی که مدیرمسئول روزنامه همشهری شد بین اهالی رسانه شهرت پیدا کرد. آن زمان قالیباف شهردار بود و قربانزاده هم خط و ربط اقتصادی روزنامه شهرداری را مشخص میکرد و هم راهبری تیم اقتصادی و تعیین تیترهای روزنامه با او بود.
قبلتر از این حرفها او سردبیری را در دهه 80 از روزنامه حزبالله شروع کرده بود. احتمالا در همان جا هم بود که پیوند بین او و محمدباقر قالیباف (گروه حزبالله از قالیباف حمایت میکرد) شکل گرفت و در نهایت به همکاری بیشتر در همشهری منجر شد. بعد از این قربانزاده مدتی قائم مقام مدیرمسئول روزنامه تهران امروز بود و سردبیری روزنامه قوه قضائیه و سردبیری خبرگزاری ایکنا را هم در کارنامه رسانهای خود قرار داد.
قربانزادهای که ما میشناسیم
قربانزادهای که ما امروز میشناسیم اولین بار وقتی به چشم آمد که گفت از خبرگزاری ایرنا شکايت خواهد کرد. یعنی چه زمانی؟ ماجرا به سال پیش و زمانی برمیگردد که خبرگزاری دولت لیست نمایندگانی که با وجود تصویب بودجه تغییراتی در آن اعمال کرده بودند، منتشر کرد. در این لیست نام قالیباف هم دیده میشد.
اینجا بود که قالیباف به جای خود، دوست قدیمیاش را به صف اول راند و قربانزاده به عنوان معاون رئیس مجلس خبر داد از خبرگزاری دولت شکایت خواهد کرد. او دو سال در بهارستان قالیباف را همراهی و همان زمان به عنوان یکی از متفکرهای اصلی تغییرات کانون وکلا نقش مهمی ایفا کرد. بعد از همه این ماجراها سرانجام با معرفی وزیر اقتصاد به صندلی سازمان مهم و سرنوشت ساز خصوصی سازی تکیه زد.
تنها مثل روزهای اول ریاست
آن موقع که حکم انتصاب آمد قربانزاده به جز دوستهای قدیمی خودش یار دیگری نداشت و همین انتصاب حتی صدای اصولگرایان را هم درآورد. اولا مانند فارغالتحصیلان امام صادقی دولت معروف نبود و همه تصور میکردند به خاطر سخنرانیهایی که در ستایش دولت فعلی در کلاب هاوس داشته به اینجا رسیده دوما با رشته حقوق قرار بود راهی مهمترین بخش از وزارت اقتصاد شود.
منتقدان میگفتند این خصوصیتها برای سازمانی که رئیس قبلی آن به 15 سال حبس محکوم شده بود کافی نیست. سمتی که از قضا به نفوذ زیادی هم بین دولتیها و هم خصوصیها نیاز دارد تا بتواند هم از شکلگیری تجربههای شکست خوردهای مانند هفت تپه جلوگیری کند و هم بلوکهای دولتی بزرگ دیگر را به بزرگراه خصوصی سازی برساند.
دانشگاهی، رسانهای، حقوقی و اقتصادی
دو سال از آن قضاوتها گذشت و قربانزاده از روزی که روی این صندلی نشست ماموریت خودش را در چند بسته مهم تعریف کرد: مولد سازی و چند بسته مهم خصوصی سازی پر سر و صدا مانند استقلال و پرسپولیس، هلدینگ خلیج فارس و خودروسازان. پروژه آخر هنوز در قدمهای اول خودش باقی مانده است اما برای بستههای دیگر اتفاقهای بزرگ و پر سر و صدایی رخ داده. رئیس سازمان خصوصی سازی تا امروز به خاطر همین بستهها به صدا و سیما آمده، نشستهای خبری زیادی برگزار کرده و در همایشهای آکادمیک متفاوت سخنرانی داشته.
در اغلب آنها هم در قالب یک چهره دانشگاهی ظاهر شده که معمولا برای حرفهای خود به کتابها استناد میدهد. مثل نشستی که با حضور علی نیلی در انجمن اقتصاددانان و به منظور بررسی مولدسازی برگزار شده بود و قربانزاده در آن به ثروت عمومی شهرها، نوشته داگ دتر و استفان فولستر ارجاع میداد. برای این پروژه مولد سازی یک بار دیگر هم در نشست آکادمیک دیگری شرکت کرده بود که در آن «قسم» میداد که مولد سازی بد فهمیده شده.
توضیحات و پافشاریهایی که درباره مولد سازی داشته یک بار هم استودیو صدا و سیما را به هم ریخت و باعث قهر نماینده مجلس مقابل دوربین شد. بسته اقتصاد-سیاسی مهم دیگری که قربانزاده برای دوره کاری خودش تعریف کرده خصوصی سازی استقلال پرسپولیس بود که احتمالا از همان موقع نطفه کینه مدیران تکراری باشگاه های فوتبالی را منعقد کرد. کاری که از ابتدا با انتقادهای مختلفی روبهرو شده بود اما مقابل همه اما و اگرها حرف قربانزاده یک کلام بود.
او میگفت حتی به قیمت اینکه استقلال و پرسپولیس به صورت غیر معمول از ابتدا وارد بازار پایه شوند باید خصوصی سازی تیمها از یک جا شروع شود تا پای دلالی بریده و صورتهای مالی آنها شفاف شود. مجموع اینها این طور نشان داد که این حقوقدان به جز مسئولیت خود در دولت با این شمشیر دولبهای که امروز در دستش گرفته، ایده های ویژهای هم برای نشان دادن سبک خاص مدیریتی خود دارد. برای همین هم معمولا شکل ارتباط گرفتنش با خبرنگاران معمولا متفاوت است و در میان اهالی رسانه و در نشستهای خبری کمتر در کسوت یک مدیر ظاهر می شود.
مثلا در این نشستها بعد از اظهارات رسمی، از پشت تریبون کنار میرود و دوستانه میان خبرنگاران میآید تا سوالهای آنها را جواب دهد. جوابهایی که گاهی میل شدید او را برای خصوصی سازی هر آنچه که حاکمیت و مالکیت آن دولتی باشد نشان می دهد. او آن قدر در کار خود جدی است که گاه به نظر می رسد دولت سعی می کند جلوی حرکت بی پروا و جسورانه او را سد کند. به هرحال قربانزاده به رغم به تصویر کشیدن یک دولتمرد متعهد و جسور در کابینه رئیسی ،پیوند ویژه و مشخصی با ایده های فکری رئیس مجلس دارد و این چیزی نیست که از سوی رسانه های وابسته به دولت نادیده گرفته شود.
به هرحال قربانزاده در نیمه شب دوشنبه کاری کرد که پس از سال ها تماشاگران و طرفداران فوتبال هیجان و اشتیاق کم مانندی را تجربه کنند. در مواجهه با تکنوکراتی که با جسارت ابایی از کنار زدن پرده های فساد و رانت ندارد. این داستان عجیب دوشنبه شب بود که در حافظه تاریخی تماشاگران تلویزیون ثبت شده و باقی خواهد ماند.



