روزنامه هفت صبح، فاطمه رجبی| اگر خودتان یا اعضای درجه یک خانوادهتان کارمند بانک نیستید احتمالا لازم باشد قبل از خواندن این گزارش یک لیوان آب بخورید یا دستکم چند نفس عمیق بکشید، چون در ادامه قرار است درباره تسهیلات و حقوق و مزایای دریافتی کارکنان بانکها در سال ۱۴۰۰ صحبت کنیم و ببینیم دو سال پیش بانکها به کارکنان خودشان چقدر وام و حقوق و مزایا دادهاند، حالا چرا دو سال پیش؟ چون آمارهای مربوط به صورتهای مالی بانکهای دولتی خصوصی که چندان زود اعلام نمیشود و معمولا شش ماه بعد از پایان سال شاهد انتشار این آمارها هستیم .
اما اینبار کمی بیشتر هم تاخیر شده و اخیرا آمارهای مربوط به صورتهای مالی سال ۱۴۰۰ اعلام شده است اما این فاصله زمانی باعث نمیشود که از عددهایی که در این صورتها میبینیم تعجب نکنیم و با وجود تورم کمرشکنی که در طول سال ۱۴۰۱ تجربه کردیم، هنوز هم عددهای مربوط به یک سال قبل از آن در صورتهای مالی بانکها عددهای بزرگی محسوب میشوند.
نکته دیگری که قبل از بررسی این آمارها باید به آن اشاره کرد این است که جای خالی بعضی بانکها مثل بانک ملی، تجارت و سپه که قطعا ازجمله بانکهایی هستند که تسهیلات بسیاری به کارکنانشان میدهند در بررسی پیشرو خالی است چراکه دسترسی به آمارهای تازه آنها وجود ندارد، چون نه بورسی هستند که از طریق کدال بتوان به آمارهایشان دسترسی داشت و نه خودشان بهتازگی آماری منتشر کردهاند. در لایحه بودجه سال آینده و همچنین صورتهای مالی شرکتهای دولتی هم چنانکه باید به جزئیات مربوط به تسهیلات آنها اشاره نشده است.
وامهای یک میلیاردی
وقتی قرار است در مورد بخش مربوط به وامها در صورتهای مالی بانکها حرف بزنیم باید بگوییم که این مبلغ وامهایی نیست که دقیقا در سال ۱۴۰۰ داده شده باشد بلکه میزان مانده تسهیلات بانکها نزد کارکنانشان است؛ یعنی بدهی هر کارمند به بانک. ممکن است از نظر بعضیها این بتواند توجیه خوبی برای بزرگی عددهایی که در ادامه خواهیم خواند، باشد اما عده دیگری هم این عددها را با تسهیلاتی که هر کدام از آدمهای عادی میتوانند از بانکها دریافت کنند مقایسه میکنند و راضی نمیشوند.
با استناد به جدیدترین دادههای صورتهای مالی سالانه بانکهای دولتی یا غیردولتی در سال ۱۴۰۰، میبینیم که اگر هر کدام از ۱۸ بانک خصوصی و دولتی ایرانی که دسترسی به دادههای جدید آنها در حال حاضر ممکن است، یک کارمند انتخاب کنیم، مجموع تسهیلاتی که این ۱۸ نفر به شبکه بانکی کشور بدهکار هستند بیشتر از شش میلیارد و ۷۵۰ میلیون تومان است! در این بین کارمندان بانک صنعت و معدن با متوسط نفری ۸۴۷ میلیون تومان مانده تسهیلات رتبه اول و بانک اقتصاد نوین با نفری ۱۷۶ میلیون تومان، رتبه آخر را دارند.
بهطور کلی وقتی میزان مانده تسهیلات کارکنان این ۱۸ بانک را بررسی میکنیم میبینیم که بانکهای دولتی با اختلافی معنادار در پرداخت وام به کارکنانشان دست و دلبازتر بودهاند تا جاییکه در نیمه بالایی جدول ردهبندی بانکها فقط یک بانک خصوصی وجود دارد یعنی بانک پاسارگاد که با حدود ۴۲۵ میلیون متوسط مانده تسهیلات کارکنان درست در مرز نیمه بالایی و پایینی جدول ایستاده. در انتهای جدول هم فقط یک بانک دولتی وجود دارد و آن بانک توسعه صادرات است.
این نشان میدهد که اگرچه ما به کارکنان بانکها غبطه میخوریم اما بین خود آنها هم تفاوتهای زیادی وجود دارد و خوشبختی واقعی استخدام در بانکهای دولتی است. این در حالی است که طبق آمارهایی که در مورد سال ۱۴۰۱ منتشر شده و اصلا هم جدید نیست مجموع سودآوری ۹ بانک دولتی روی هم رفته عدد تاسفبار ۱۶۳ میلیارد تومان بوده است. وقتی در مورد بانک صنعت و معدن که هر کدام از کارکنانش بهصورت میانگین نزدیک به یک میلیارد تومان به آن بدهکار هستند، ریز میشویم میبینیم که این بانک اگرچه وام زیادی به کارکنانش داده اما طبق پیشبینی برنامه بودجه در سال ۱۴۰۲ بعد از بانک مرکزی و پست بانک، سومین بانک سودآور خواهد بود.
در واقع درآمدهای بانک صنعت و معدن 1/14 هزار میلیارد تومان پیشبینی شده و هزینههای این بانک 14 هزار میلیارد تومان. این یعنی دولت پیشبینی کرده که بانک صنعت و معدن در سال آینده تراز مثبت ۱۰۰ میلیارد تومانی داشته باشد اما اگر فکر میکنید بین میزان سودآوری و پرداخت تسهیلات به کارکنان بانکهای دولتی و خصوصی ارتباطی وجود دارد، اشتباه میکنید، چون پست بانک با وجود اینکه اوضاع بهتری در این زمینه دارد کمتر از بانک صنعت و معدن وام داده است یا بانک توسعه صادرات با وجود تراز مثبت، در اواخر لیست پرداخت تسهيلات قرار دارد. از آن طرف بانک مسکن که اوضاع بدی دارد و یکی از بانکهای زیانده محسوب میشود در رتبه سوم پرداخت تسهیلات بانکی ایستاده است.
اگر آمار مربوط به بانکهایی مانند بانک ملی، تجارت و سپه هم موجود بود خیلی بهتر میشد به بیارتباط بودن وضعیت تراز بانکها با میلشان به پرداخت تسهیلات به کارکنان خودشان تاکید کرد. گواه این موضوع هم آمارهایی است که در سالهای گذشته به صورت جسته و گریخته از میزان تسهیلاتی که این بانکها به کارمندانشان پرداخت کردهاند، نشان میدهد که آنها چقدر در این زمینه با کارمندهایشان سخاوتمندانه رفتار میکنند.
مثلا بر اساس گزارشی که در سال ۹۹ در مورد صورت مالی ۲۰ بانک دولتی و خصوصی منتشر شد، مجموع حجم وام اهدایی این بانکها به کارکنان خودشان بالغ بر ۶۷ هزار میلیارد تومان بوده است. از این مبلغ بانک تجارت با ۱۷ هزار میلیارد تومان و سهم ۲۵درصدی در رتبه اول قرار دارد که با توجه به حدود ۱۶ هزار کارمندی که این بانک در سرتاسر ایران دارد، میتوان گفت که بهطور متوسط هر کارمند این بانک بیشتر از یک میلیارد تومان از محل کارش وام گرفته است.
در ادامه همین آمارها بانک ملت با ۱۵ هزار میلیارد تومان و سهم نزدیک به ۲۲درصدی در رتبه دوم قرار داشته و در ادامه این فهرست هم بانکهای رفاه با تسهیلات ۱۲ هزار میلیارد تومانی و سهم ۱۷درصدی، بانک کشاورزی با هشتهزارمیلیارد تومان و سهم نزدیک به ۱۲درصدی و بانک مسکن با پنجهزار میلیارد تومان و سهم 5/7درصدی در رتبههای بعدی قرار داشتهاند.
ضمن اینکه در این بررسی هم جای بانک ملی به دلیل ارائه نکردن صورتهای مالیاش خالی است و اگر این بانک بهطور کامل جزئیات وامهایی که به کارکنانش داده منتشر میکرد، از نظر حجم کلی وام پرداختی قطعا با اختلاف در صدر جدول میایستاد. چرا اینطور مطمئن هستیم؟ چون طبق اعلام خود بانک ملی این بانک در سال ۹۹ فقط از محل سپردههای قرضالحسنهای که مردم در این بانک داشتهاند، ۲۲۰۰ میلیارد تومان به مجموع کارمندان خود وام داده است که همین رقم این بانک را در صدر قرار میدهد، در حالی که باید به این رقم وامهایی که از محلهای دیگر پرداخت شده هم اضافه شود اما این عدد در سالهای اخیر اعلام نشده است.
البته باید منصف بود و گفت که این بانک با داشتن بیشتر از ۳۷ هزار کارمند در سرتاسر ایران بیشترین کارمند را بین تمام بانکها دارد و همین موضوع مجموع تسهيلاتی که به کارکنانش پرداخت میکند را بالا میبرد اما باز هم سهم هر کارمند مبلغ کلانی خواهد شد و با تقسیم میزان وام پرداختی از محل سپردههای قرضالحسنه بر این تعداد کارمند میبینیم که این بانک فقط از این محل بهطور میانگین به هر کدام از کارکنانش ۶۰۰ میلیون تومان وام داده است.
در آخر هم باید گفت که بخش بزرگی از این وامها نصیب مدیران میانی و کلان بانکها میشود و تجربه نشان داده که اگرچه میزان وامهایی که کاركنان معمولی بانکها میگیرند هم با وامی که گیر کارمندان مشاغل دیگر میآید قابل مقایسه نیست اما این مدیران ارشد و میانی بانکها هستند که ناگهان میانگین را جابهجا میکنند.



