روزنامه هفت صبح، پوریا عطاریان| دو هفته پیش شاهد رد‌و‌بدل شدن دیس و دیس‌بک بین دو رپر ایرانی نسل چهار بودیم و در عین حال مجادله‌ای اقتصادی هم بین دو شخصیت رسانه‌ای درباره نقش نقدینگی در تورم شکل گرفت. آن دیس و دیس‌بازی رپی به‌مراتب جذاب‌تر و هنرمندانه‌تر بود و چه‌بسا بار علمی بیشتری هم داشت. البته امروز در این ستون درباره مجادله ظاهرا اقتصادی می‌نویسیم، به این خاطر که موضوع ستون دوشنبه‌ها اقتصاد است و البته سردبیر روزنامه هم از من خواسته که به این مجادله بپردازم. مجادله‌ای که البته ویژگی‌های منحصر به‌فردی دارد:

یک: مجادله اقتصادی میان نا‌اقتصاددان‌ها: از اینجا شروع کنیم که دو طرف این مجادله اصلا اقتصاددان نیستند. یک طرف دکترای اندیشه سیاسی دارد و طرف دیگر هم تا مقطع کارشناسی ارشد تحصیل کرده. تخصص، تجربه و دانش این افراد قابل احترام است اما اگر شما قصد دارید درباره رابطه نقدینگی و تورم در اقتصاد وارد مجادله شوید حداقل انتظار از شما این است که اقتصاددان باشید و تخصص اقتصاد پولی داشته باشید. البته اقتصاددان هم تعریف مشخصی ندارد اما می‌توان حداقل‌هایی را برای آن در نظر گرفت مثلا اینکه دکترای اقتصاد داشته باشید و در فضای دانشگاهی مقالات علمی مرتبط با اقتصاد منتشر کنید.

دو: ارزش علمی: این مجادله یوتیوبی توئیتری بحث شلخته و بی‌چارچوبی است. به همین خاطر هم حرف خاصی درباره ارزش علمی و آموزنده بودن آن نمی‌توان زد. یعنی اگر فردی که دانش اقتصادی ندارد این مجادله را دنبال کند احتمالا بیشتر سر‌در‌گم خواهد شد. مسئله رابطه نقدینگی و تورم از کتاب مبانی علم اقتصاد کلان تا مقالات پیچیده‌ مربوط به رابطه این دو شاخص در اتحادیه‌های پولی مانند منطقه یورو را در بر می‌گیرد. مجادله مورد ذکر اما به‌طور خاص درباره اقتصاد ایران است.

موضوع نقش یا عدم نقش نقدینگی در تورم ایران که بحثی انتزاعی نیست. آمارهای مربوط به شاخص‌های اقتصادی ایران که در دسترس و شیوه‌‌های اقتصادسنجی مربوط به بررسی رابطه میان نقدینگی و تورم هم موجود است، کافی است که از همین دانش موجود برای سنجش ادعاهای مطرح شده درباره اقتصاد ایران بهره بگیرید.

جالب اینکه هیچکدام از طرف‌های مجادله به مقالات علمی منتشر شده درباره این موضوع ارجاع نمی‌دهند. متاسفانه سایت جهاد دانشگاهی که مقالات علمی فارسی را می‌توان در آن یافت تنها از داخل ایران قابل دسترسی است اما دو طرف بحث که ظاهرا در ایران اقامت دارند. اگر مقاله‌ای دانشگاهی بنویسید که ساختار منسجمی داشته باشد آن‌موقع می‌توان حرف شما را فهمید. این بحث‌های از هر دری سخنی که یک عنوان خبر از یک وبسایت، یک نمودار از وبسایتی دیگر و یک مقاله از جای دیگر را در بر‌می‌گیرد جذابیت رسانه‌ای دارند اما به درک ما از اقتصاد ایران کمکی نمی‌کنند و اصلا مشخص نیست که از کجا باید وارد آن‌ها شد.

سه: فاز مردم‌داری غلیظ:‌ « ما جانمان را هم برای جمهوری اسلامی می‌دهیم به‌خاطر این مردم». این جمله نه از سوی یکی از سربازانی که در نقطه صفر مرزی مشغول دفاع از تمامیت ارضی است و یا نه یکی از مدافعان حرم، که از سوی یکی از طرف‌های همین مجادله اخیر مطرح شده که در دفتر کارش در تهران (که البته تاکید دارد آنقدرها هم لوکس نیست) مشغول تهیه گزارش برای نهادهای بالا‌دستی است.

به‌رغم همه ادعاهای اقتصادی غیرمنسجم، نمی‌توان هنر این فرد در ابراز آمادگی برای جانفشانی در راه مردم هنگام بحث درباره عامل تورم را نادیده گرفت. ‌اشکالی ندارد که افراد از رسانه‌های اجتماعی برای دیده شدن و به‌دست آوردن فرصت‌های کاری بهتر بهره ببرند اما این سطح از ادعای مردم‌دوستی و مجادله به‌خاطر اینکه نگران سرنوشت کشور و مردم هستید کمی توی ذوق می‌زند.

چهار: اتحاد نئولیبرال‌ها و کمونیست‌ها:‌ من بخش قابل‌توجهی از عمرم را در دپارتمان‌های اقتصاد دانشگاه‌های مختلف گذرانده‌ام و حتی یک‌بار هم ندیده‌ام که افراد همدیگر را لیبرال یا کمونیست خطاب کنند. اما این برچسب‌زنی‌ها هنوز به‌خصوص در فضای رسانه‌های اقتصادی ایران تداوم دارد. البته این دعواها و برچسب‌‌زنی‌ها جذاب‌ترند و تماشای آن‌ها سرگرم‌کننده است.

پنج: ناامید نشوید: هرچند که سطح این مجادله اقتصادی با وضعیت اقتصاد ایران همخوانی دارد اما خوشبختانه اقتصاددانان ایرانی بسیار شایسته‌ای داریم که اولا واقعا اقتصاددان هستند و دوما صلاحیت سخن گفتن درباره رابطه نقدینگی و تورم را دارند. اگر می‌خواهید حرف مفیدی درباره اقتصاد بشنوید به صفحه دکتر تیمور رحمانی در رسانه‌های اجتماعی مراجعه کنید. دکتر محمد هاشم پسران هم اخیرا مقاله‌ای پژوهشی را درباره تاثیر تحریم‌ها بر اقتصاد ایران منتشر کرده که در آنجا درباره تورم هم بحث کرده است

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - اقتصادیاینجا کلیک کنید.