روزنامه هفت صبح، آرش پورابراهیمی| ‌ اینکه مقامات دولتی نوسانات اخیر در بازار ارز را به انتظارات نسبت می‌دهند و ادعا می‌کنند که این قیمت‌ها ارتباطی با واقعیت‌های اقتصادی ندارد اتفاق تازه‌ای نیست. در دولت‌های پیشین هم گهگاه «انتظارات» به‌عنوان متهم اصلی نابسامانی بازار ارز معرفی شده‌ است. نکته جالب توجه و البته ناامید‌کننده این است که نقش انتظارات تورمی در شکل دادن به وضعیت امروز اقتصاد پدیده تازه‌ای نیست و اشاره به آن در متون اقتصادی به دوران پیش از جنگ جهانی باز می‌گردد.

ایروینگ فیشر دهه‌ها پیش نشان داد که نرخ بهره اسمی (یا همان نرخ سود اسمی) تابعی است از بازار پول و انتظارات تورمی. به این معنی که اگر نرخ بهره تعادلی بازار (بر اساس عرضه و تقاضا) معادل پنج درصد باشد و انتظارات تورمی هم ده درصد باشد، در آن صورت نرخ بهره اسمی پانزده درصد خواهد بود چرا که وام‌دهنده می‌خواهد اطمینان حاصل کند که ارزش پولش حفظ و همزمان سودی هم نصیبش می‌شود.

انتظارات تورمی به‌خصوص در بازار اسکناس ارز اهمیت بیشتری دارد چرا که فردی که تصمیم می‌گیرد برخی از دارایی‌اش را به دلار تبدیل کند صرفا برای حفظ ارزش پول چنین کاری می‌کند و قرار نیست که بابت دلارها سودی دریافت کند (نرخ سود نگه داشتن دلار در خانه یا صندوق امانات صفر درصد است).

اما انتظارات چگونه شکل می‌گیرند؟‌ احتمالا از آنجا که این روزها بحث درباره جنگ رسانه‌ای و تاثیر رسانه‌ها داغ است، برخی رسانه‌ها را متهم کنند که در شکل‌گیری انتظارات تورمی نقش دارند. من درباره تاثیر رسانه‌ها بر شکل‌دهی انتظارات تورمی تخصص یا اطلاعاتی ندارم اما آنچه خارج از جهان رسانه‌ای می‌گذرد هم کمک چندانی به بهبود انتظارات تورمی نمی‌کند.

نرخ تورم نزدیک به پنجاه درصدی، سیاست پولی، بودجه‌ای که به‌رغم همه وعده‌ها درباره اصلاح ساختاری هنوز همان وضعیت سابق را دارد، فقدان بازار بدهی کارآمد برای استقراض دولتی، وعده‌های تورم‌زا، کلاف پیچیده سرنوشت برجام، ناآرامی‌های اجتماعی که قاعدتا بر ریسک فعالیت اقتصادی می‌افزایند و تخریب نگران‌کننده روابط ایران و مهم‌ترین قدرت‌های اروپایی همگی در شکل‌دهی انتظارات تورمی نقش دارند. در واقع اگر سیاستگذاران از انتظارات تورمی رضایت ندارند باید فکری به حال عوامل شکل‌دهنده این انتظارات بکنند.

طی سال‌های نخست آقای روحانی دیدیم که یک چشم‌انداز مثبت درباره اقتصاد چگونه به کاهش انتظارات تورمی و در نتیجه ثبات در بازار ارز انجامید آن‌هم در شرایطی که برجام هنوز امضا نشده بود و به گفته خود آقای روحانی دولت تلاش خاصی هم برای پایین نگه داشتن نرخ ارز نمی‌کرد. دولت آقای رئیسی چاره‌ای ندارد جز اینکه به بازار ثابت کند که توان و اراده لازم برای حل مسائل بنیادین شکل‌دهنده تورم از‌جمله کسری بودجه و برجام را دارد. در غیر این صورت، همه ادعاها درباره اقدامات بزرگ دولت برای حل مشکلات اقتصادی برای بازار قانع‌کننده نخواهد بود.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - اقتصادیاینجا کلیک کنید.