روزنامه هفت صبح| به گزارش خبرنگار جنایی هفتصبح، اوایل سال 96، کشف جسد مرد سالخوردهای در یک دفتر اسناد رسمی در محله پاسداران به مرکز فوریتهای پلیسی 110، گزارش داده شد که با اعلام این خبر، تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس با دستور بازپرس کشیک قتل راهی محل حادثه شدند و تحقیقات ابتدایی را آغاز کردند. تیم جنایی پس از حضور در این دفتر اسناد رسمی با جسد مرد سالخوردهای مواجه شدند که از پله سقوط کرده و هدف ضربه چاقو از ناحیه گردن قرار گرفته بود که در ادامه مشخص شد، مقتول سردفتر دفتر اسناد رسمی بوده است.
قاتل خودش را لو داد
بررسی از صحنه جرم توسط تیم جنایی ادامه داشت تا اینکه مرد جوانی به دفتر اسناد رسمی آمد و ادعا کرد قرار ملاقات با مقتول داشته است؛ همین کافی بود تا کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی مرد جوان را هدف تحقیقات قرار دهند که در ادامه با اظهارات ضد و نقیض او مواجه شدند. تیم جنایی که در جریان تحقیقات متوجه دوربینهای مداربسته دفتر اسناد شده بودند به بازبینی آن پرداخته و لحظه به لحظه را مورد بررسی قرار دادند و راز این جنایت هولناک را فاش کردند؛ در فیلم مشخص شد، مرد جوان در دفتر حضور داشته و با مقتول درگیر شده که این درگیری منجر به جنایت شده است.
دستگیری قاتل
بدینترتیب مرد جوان به اتهام قتل دستگیر شد و پس از انتقال به اداره دهم پلیس آگاهی در بازجوییهای فنی به جرم قتل سردفتر دفتر اسناد رسمی با انگیزه شخصی و اختلافات ملکی برسر یک زمین 250 متری در پاسداران اعتراف کرد. پس از پایان تحقیقات، قرار جلب و کیفرخواست متهم به اتهام قتل مرد سالخورده در دفتر اسناد رسمی در پاسداران، از سوی دادسرای امور جنایی صادر شد و متهم پای میز محاکمه در شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران ایستاد.
اتهام مباشرت در قتل عمدی
در ابتدای جلسه رسیدگی، نماینده دادستان کیفرخواست صادر شده از سوی دادسرای جنایی را قرائت کرد و سپس متهم در جایگاه حاضر و اتهام مباشرت در قتل عمدی به او تفهیم شد. در ادامه نیز اولیای دم برای متهم قصاص خواستند. سپس متهم که در یکی از رشتههای علوم انسانی مدرک دکترا دارد به دفاع از خود پرداخت و گفت:
از مدتها قبل مقتول را میشناختم. دو سال قبل تصمیم گرفتم پسانداز چند سالهام را سرمایهگذاری کنم بههمین خاطر پولم را به پیرمرد دادم و زمین ۲۵۰ متری را از او خریدم اما با گذشت ۲ سال از این معامله او سند زمین را به نامم نمیزد. او ادامه داد: به همین دلیل چند بار با او درگیر شده بودم.
قرار بود آن روز زمین را به نامم سند بزند اما وقتی در راه پلهها با هم روبهرو شدیم او برخورد بدی با من داشت. بههمین خاطر عصبانی شدم و بار دیگر با هم درگیر شدیم. او به سمتم حمله کرد و من برای دفاع از خودم با چاقو یک ضربه به گردن او زدم که تعادلش بههم خورد و از پلهها سقوط کرد. باور کنید ضربهای که به گردن او زدم کشنده نبود و مرگ او بهخاطر سقوط از پلهها اتفاق افتاد.
محکوم به قصاص
با پایان دفاعیات متهم وکیل وی به دفاع پرداخت و گفت: بهنظر میرسید علت فوت پیرمرد ۸۰درصد بهخاطر شکستگی جمجمه ناشی از سقوط از پلهها بوده است و موکلم فقط ۲۰درصد در فوت او تقصیر داشته است. با طرح این ادعا از سوی وکیل متهم، قضات دادگاه نظریه پزشکی قانونی را درباره علت تامه مرگ مقتول استعلام کردند که در ادامه با اظهارنظر قطعی پزشکی قانونی، قضات دادگاه متهم را در مرگ پیرمرد مقصر دانسته و او را به قصاص محکوم کردند. سیر مراحل قانونی پرونده ادامه داشت تا اینکه حکم دادگاه در دیوان عالی کشور تایید و پرونده برای اجرا به شعبه چهارم اجرای احکام دادسرای امور جنایی ارجاع داده شد و شمارش معکوس برای قصاص مقتول آغاز شد.
ورود واحد صلح و سازش به پرونده
همزمان صلح و سازش در این پرونده آغاز شد و با تلاش واحد صلح و سازش دادسرای جنایی تهران، ملک مورد اختلاف 2 طرف پرونده بهعنوان وجهالمصالحه تعیین شد و بدینترتیب اولیای دم از حق شرعی و قانونی خود گذشت کردند و مرد جوان را در مرحله اجرای حکم بخشیدند. اين متهم دو بار تا پای چوبه دار رفت و بعد مهلت گرفت. در واقع دو بار به سوئیت منتقل شد اما در نهایت او بخشیده شد تا از اعدام رهایی یابد.



