روزنامه هفت صبح، گروه تلویزیون| از نهم دی پخش سریال کمدی «چشمبندی» به کارگردانی شاهد احمدلو در شبکه سه شروع شد. این سریال داستان مرگ صاحب یک کارخانه (امید روحانی) است که حالا مامور بیمه (سروش جمشیدی) دنبال سرنخهای اتفاق است. مثل هر قصهای دیگر، این سریال شاخ و برگهای فرعی دیگری دارد که شخصیتها و ماجراهایشان را بههم پیوند میزند. «چشمبندی» پس از 10 قسمت نشانی از یک کمدی جذاب ندارد، اما نویسنده آن، طوری دربارهاش صحبت کرده است که انگار با یک اثر «شاخص» مواجه هستیم!
مورد اول| کارنامه نویسنده و کارگردان
سریال «چشمبندی» را امیر ابیلی نوشته است که در کارنامهاش نگارش کمدی «پلاک 13» دیده میشود. «پلاک 13» به دلیل شوخیهای غیرمتعارف، انتقاد رسانههای همسو با صداوسیما را به همراه داشت و کیفیت پایین آن مورد اعتراض مخاطبان قرار گرفت. به انتقادها وقتی ضریب داده شد که ابیلی، خود روزگاری منتقد کمدیهای تلویزیون و نیز ساختههای آرش معیریان (کارگردان پلاک 13) بوده است.
او پس از بالا گرفتن انتقادها بهخاطر شوخیهای عجیب «پلاک 13» توپ را در زمین کارگردان انداخت. حالا اما او از عملکرد و نیز کارنامه شاهد احمدلو دفاع کرده و به ایسنا گفته است: «آقای احمدلو كه تجربه چند کار طنز خوب ازجمله «سهدونگ،سهدونگ» و فیلم «چند میگیری گریه کنی» را داشتند، فیلمنامه را خواندند و پای کار آمدند.»
در عین حال فرصت را غنيمت شمرده تا یکبار دیگر به معیریان کنایه بزند: «یکی از مشکلاتی که ما با آقای آرش معیریان داشتیم بحث سلیقه بود و هر کدام یک تلقی از کمدی داشتیم. بنابراین در شوخیها فهم مشترکی نداشتیم اما در این کار با آقای احمدلو به سلیقه مشترک رسیدیم و کار خیلی بهتر شد.»
معیریان باز هم سکوت پیشه کرده است اما نمیدانیم ابیلی بر چه اساس از کارنامه احمدلو دفاع میکند؟ همین سریال مورد اشاره یعنی «سهدونگ، سهدونگ» در زمان پخش مورد انتقاد رسانهها بود و برخی بازیگرانش نیز در صف منتقدان سریال قرار گرفتند. احمدلو کارگردان سریالهای «خانه اجارهای»، «ماه عسل» و «آقا و خانم سنگی» است که جزو کمدیهای ناموفق تلویزیون محسوب میشوند.
مورد دوم| عملکرد بازیگران
اینکه تلویزیون در سالهای اخیر در بهرهگیری از بازیگران شاخص، ناتوان شده امری است مشخص و دلایل آن سوژه این گزارش نیست. «چشمبندی» هم در صورت مهیا بودن شرایط میتوانست ترکیب بهتری از بازیگران در اختیار داشته باشد. ابیلی در مصاحبه با ایسنا در جلد کارگردان فرو رفته و از عملکرد بازیگران دفاع کرده! نمیدانیم حمید لولایی یا شهرام قائدی چه کار متفاوتی در این سریال انجام میدهند که فقط بهچشم نویسنده سریال آمده است.
حتی مرجانه گلچین بهرغم بازی در نقش منفی کمدی، همان اکتها و رفتارهای همیشگی را چاشنی کار کرده. ابيلی درباره جمشیدی گفته: «من به یاد ندارم سروش جمشیدی تا بهحال چنین نقشی را ایفا کرده باشد.» با احترام به جمشیدی و تلاش او، اما نقشاش در «چشمبندی» ملهم از ویژگیهای همیشگی است. این شیوه دفاع نویسنده نتیجهای ندارد جز اینکه انتظارها را بالا میبرد. حالا آن که واقعیت چیزی دیگر است.
مورد سوم| قصه و شوخیها
«چشمبندی» جزو سریالهایی است که حتی به شکل گذرا هم میتوان در حال و هوای قصه قرار گرفت. داستان فاقد پیچیدگی است و براساس فرمولی آشنا پیش میرود. اگر این ویژگی را برای یک اثر کمدی، نقطه ضعف ندانیم، نمیتوان تلاش ناکام برای ایجاد موقعیتهای خندهدار را نادیده گرفت.
با رفتارهای تکراری مرجانه گلچین نمیتوان ایجاد تفاوت کرد و با بهرهگیری از شوخیهای مجازی یک کمدی متفاوت بهدست نمیآید؛ شوخیهایی از جنس «داره میریزه»، «اصغر آقا بفرما»، ترانه «غروب پاییزه» و… اگر این مواد اولیه به داد یک سریال میرسیدند که «آزادی مشروط» مسعود دهنمکی باید از سوی مخاطب حلوا حلوا میشد! اگر «چشمبندی» کیفیت داشت که شبکه سه آن را در باکس غیراصلی روی آنتن نمیفرستاد.
مورد چهارم| توجیه یا واقعیت؟
بهانه گزارش امروز، صحبتهای نویسنده «چشمبندی» است و در ادامه تحلیلی جزئیتر بر سریال خواهیم نوشت. ابیلی در این مصاحبه به چند نکته دیگر هم اشاره کرده؛ ازجمله اینکه گفته است: «قصه یکپارچه برای تلویزیون تعریف کردن کار راحتتری است و ریسک آن کمتر است؛ به این دلیل که ساخت سیتکام کار دشواری است و اغلب کارها با سریالهای مهران مدیری مقایسه میشوند؛ در حالیکه نه شرایط تلویزیون مثل آن موقع است، نه بازیگران آن بازیگران هستند و نه ممیزیها مثل قبل.»
با بخشی از حرفها مثل تغییر شرایط تلویزیون موافقیم اما اگر گروهی صاحب استعداد باشد میتواند در همین شرایط هم کاری استاندارد تحویل دهد و متهم به تقلید از سریالهای مدیری نشود. ابیلی این را هم گفته که تلویزیون سیاستزده شده و باید موارد سرگرمی خود را بالا ببرد. این اتفاق با سریالهایی چون «چشمبندی» و برنامههایی از جنس «پنج ستاره» و «خودمونی» رقم نخواهد خورد.



