روزنامه هفت صبح، گروه تلویزیون| در دورههای مختلف برنامههای گوناگونی روی آنتن شبکههای سیما رفتند که موضوع خود را از «ادبیات فارسی» وام گرفتند. مواردی مثل «مشاعره»، «قند پهلو»، «هزاره شعر» و… هر کدام تلاش کردند تا بخشی از میراث شعر و ادب را برای مخاطب زنده کنند. «قندون» شبکه نسیم نیز بر اساس همین آرمان به فصل دوم رسیده است که تفاوتهایی اساسی با دیگر برنامهها دارد.
مورد اول| گنج بیپایان
سال 98 شبکه نسیم از برنامه «قندون» رونمایی کرد. مخاطبان خیلی زود پی بردند این برنامه از گنجينه ادبیات فارسی بهره میبرد و تمرکز آن بر روایت حکایات آثار منثور کهن است. اولین تفاوت «قندون» همین جا به چشم آمد که بهجای پرداختن به شعر، سراغ نثر میرود. البته شعر در این برنامه هم فراموش نشده است و به فراخور مورد استفاده قرار میگیرد.
سری اول «قندون» با استقبال مواجه شد و توانست عنوان «پرمخاطبترین برنامه زیر 10 دقیقه» سال 98 را بهدست آورد. حالا فصل دوم برنامه با اتکا به این پشتوانه به تهیهکنندگی مجید فتاحی، نویسندگی هادی حوری و با روایت مرتضی زارع ساخته شده است و روزهای فرد از شبکه نسیم پخش میشود.
مورد دوم| هم سرگرمی هم آموزش
سهم برنامههای ادبی در تلویزیون ناچیز است؛ وانگهی استفادهای بهینه از میراث کهن ادبیات ما نمیشود. «قندون» برای پر کردن این خلأ ساخته شد که هم واجد ویژگی سرگرمی است و هم حکم یک کلاس درس برای مخاطب دارد. سازندگان برنامه، علاوه بر بهرهگیری از متون نویسندگان مطرح، توجهی خاص به آثاری دارند که نام آنها و نویسندگانشان برای عامه مخاطب چندان آشنا نیستند. راوی پیش از خواندن حکایت، توضیحی مختصر و مفید درباره آثار، صاحبان آنها، زمانه نگارش کتب و… میدهد و این اطلاعات به شکل زیرنویس هم قید میشود.
امتیاز دیگر «قندون» جایی است که ضمن روایت حکایتهای کلاسیک، معنا و معادل امروزی واژهها بیان میشود و به شکل زیرنویس در گوشه تصویر قرار میگیرد. اینگونه، مخاطب هم سرگرم میشود، هم از حکایتها لذت میبرد و هم بر اطلاعات او افزوده میشود. بهتر میدانید که ادبیات منثور و منظوم ایران، مبتنی بر ویژگیهای مختلف اخلاقی است و از این منظر، «قندون» کارکردی معرفتی نیز مییابد.
مورد سوم| احیای قصهگویی
روزگاری نهچندان دور، ایرانیها دور یکدیگر جمع میشدند و یک نفر در مقام راوی حکایتهای کهن را میخواند. عادت قصهگویی در سالهای اخیر، از بین نرفته اما کمرنگ شده است و کارکرد آن در قالب برنامههای رادیویی و قصههای صوتی (برای مخاطب نه چندان گسترده) تجلی یافته. «قندون» پرچمدار احیای این سنت در تلویزیون شده و پاسخی است به نیاز آنها که دلبسته شنیدن قصه و حکایت هستند.
مورد چهارم| شیوه روایت
اگر «قندون» را ندیده باشید، احتمالا این شائبه برایتان شکل میگیرد که برنامه مشابه آثار رادیویی و صوتی است. سازندگان اما متوجه تفاوت مدیوم بودهاند و به همین خاطر راوی (مرتضی زارع) بهرهای کامل از چهره میبرد. تغییر حالات او (بهویژه در صورت) وام گرفته از روایاتی است که در جمعهای دوستانه و خانوادگی داستانها را نقل میکردند.
آنها بلد بودند چطور خود را در کانون توجه قرار دهند تا کسی یارای چشم دزدیدن از آنها نداشته باشد! وانگهی، زارع بازیگر است و تجربه اجرای رادیویی و نیز خوانش قصههای صوتی را دارد. بنابراین مرزی مشخص میان روایت تلویزیونی و رادیویی قائل شده است. از آن سو، نویسنده «قندون» پیوندی مناسب میان متون قدیمی و ادبیات رایج کنونی زده و به همین خاطر است که گاه شاهد تکیهکلامها، ترانهها و… امروزی هستیم.
این تضاد به همراه شوخیهای راوی عامل مهمی است که «قندون» را برنامهای همراهیبرانگیز میکند. درباره عملکرد زارع به این نکته هم اشاره کنیم که او یک راوی صرف نیست بلکه به تناسب حکایتها، وارد جلد شخصیتهای مختلف (مثل زن، مرد، حیوانات و…) میرود و با این تمهید، روایت را از خطر «یکنواختی» نجات میدهد. شوخیهای او با تهیهکننده نیز در راستای بالا رفتن وجه نشاط برنامه (یکی از ماموریتهای شبکه نسیم) است.
مورد پنجم| ساختار
فصل جدید «قندون» در لوکیشن تاریخی ضبط شده که این اتفاق ضمن ایجاد قرابت مفهومی موضوع با ساختار، برنامه را چشمنوازتر کرده است. قسمتهای سری قبل زیر 10 دقیقه زمان داشت و اینبار زمان هر قسمت حدود 15 دقیقه است. به همین خاطر، مخاطب در هر قسمت شاهد چند حکایت است…. «قندون» مثل هر برنامهای خالی از ایراد نیست.
اما همین که دست روی میراث ارزشمند ادبیات فارسی گذاشته، بزرگترین امتیاز آن محسوب میشود. بهویژه در زمانهای که توجهی درست به این گنجینه ارزشمند نمیشود. بارها دغدغهمندان در اینباره و نیز خطراتی که متوجه زبان فارسی است، هشدار دادهاند و ناگفته پیداست، برنامههایی از جنس «قندون» چه رسالت مهمی بر گردن دارند.



