روزنامه هفت صبح| هيچكدام از همسايههاي مرد تنها فكرش را هم نميكردند وقتي به پليس، گزارش ميدهند كه از بوي تعفني كه از خانه همسايهشان ميآيد كلافه شدهاند قرار است با جسد همان همسايه مورد شكايت مواجه شوند! ماجرا به اوايل آذرماه امسال بازميگردد؛ وقتي اهالي يك ساختمان در تهران از بوی تعفني كه در راهروها پيچيده شده بود كلافه شدند و در تماس با ماموران پليس 110 كمك خواستند. ماجرا مشكوك به نظر ميرسيد و در نتيجه تيم جنايي نيز براي كشف ماجرا به ساختمان موردنظر رفتند.
همسايهها به ماموران گفتند همسايهشان مرد تنهايي است كه آنجا ساكن است و رفت و آمدي نداشته اما مدتي است شاهد هستند پسري جوان به خانه او رفت و آمد دارد و چندي است نه از مرد همسايه و نه از رفت و آمد پسر جوان خبري نيست! اگرچه هنوز مشخص نبود پسر جوان به تازگي همخانه مرد ميانسال شده بود يا اينكه در حد مهمان به آن خانه رفت و آمد داشت.
كشف جسد در خانه
ماموران با حكم قضايي وارد خانه شدند و جسد خونين صاحبخانه را مشاهده كردند كه در ميان خانه افتاده بود. طبق بررسيها مشخص شد او با ضربات چاقو كشته شده است و پزشكي قانوني نيز در بررسي اوليه گفت چند روزي از قتل ميگذرد. كارآگاهان با تاييد قتل بررسي و تحقيقات را پيرامون اين جنايت آغاز كردند. مظنون اصلي پرونده همان مهمان هميشگي مرد بود. پسري 25 ساله تبعه افغانستان كه رفت و آمد زيادي به خانه مقتول داشت و مشخص شد اتفاقا اين فرد مظنون به دليل اقامت غيرقانوني در بازداشت به سر ميبرد.
اعتراف به قتل
متهم براي بازجويي به دادسراي جنايي منتقل شده و درباره حادثه رخ داده گفت: تبعه افغانستان هستم و 25 سال دارم. حدود 6 سال قبل به طور غيرقانوني و قاچاقي به ايران آمدم و در كارگاه ساختماني با مقتول آشنا شدم. او دلش براي من ميسوخت حتي وقتي ديد جايي براي زندگي ندارم و چون تنها زندگي ميكرد به من اجازه ميداد گاهي به خانهاش بروم. هميشه مراقبم بود و از من اتفاقا حمايت ميكرد تا شب حادثه. باورم نميشود سر يك شوخي تبديل به قاتل شدهام!
سر يك شوخي قاتل شدم!
متهم درباره روز حادثه و علت قتل اعتراف كرد: شب حادثه طبق معمول خانه مقتول بودم كه او يك شوخي با من كرد و من هم جوابش را دادم كه همين باعث شد عصباني شده و با هم درگير شويم به طوري كه حتي گلاويز شديم! اما من به قدري عصباني بودم كه با چاقو به او ضرباتي زدم و جانش را گرفتم. بعد هم از ترس متواري شدم.
چند شب در پاركها سرگردان بودم و ميخوابيدم تا اينكه پليس مرا به جرم اقامت غيرقانوني در ايران بازداشت كرد. بعد هم كه با رديابي پليس آگاهي متوجه شدند مرتكب قتل شدهام. الان هم خيلي پشيمانم كه نتوانستم جلوي خشمم را بگيرم. بنا بر این گزارش، متهم به قتل برای انجام تحقیقات بیشتر در اختیار مأموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.



