روزنامه هفت صبح| ماجرای این قتل بین دو رفیق صمیمی رخ داده بود. پسر 18سالهای که به دست دوست 20سالهاش کشته میشود؛ آن هم برسر بدهی سه میلیون تومانی! پسر 18ساله چندی قبل از رفیقش پول قرض کرده و هربار رفیقش بعد از گذشت مدتها از او تقاضای طلبش را میکرد، مقتول میگفت وضع مالی خوبی ندارد و نمیتواند فعلا بدهکاریاش را پرداخت کند. همین ماجرا محل اختلاف بین دو دوست قدیمی شده بود تا اینکه در یک لحظه جنون، یکی قاتل شد و دیگری مقتول. یکی زیر خاک رفت و دیگری به قصاص محکوم شد. اما ماجرای این قتل چه بود؟
روز حادثه
متهم به قتل در اعترافات اولیه درباره روز جنایت در بازجوییها میگوید: ما سالها با هم دوست بودیم تا اینکه چندی قبل مقتول از من تقاضای سه میلیون تومان پول کرد. هربار که درخواست بازگرداندن بدهیام را میکردم، میگفت پول ندارم. روز حادثه او به در خانهمان آمد، باز هم بحث بدهکاریاش به میان آمد و دوباره گفت پول ندارم تا اینکه چشمم به کتانیهای نو او افتاد.
وقتی از مبلغ بالای قیمت کتانیها خبردار شدم، با ناراحتی گفتم چطور پول خرید کتانی را دارد اما بدهی من را پس نمیدهد! به همین دلیل با هم درگیر شدیم و او به رویم چاقو کشید، خیلی عصبانی شدم؛ هم بدهیام را پس نمیداد، هم به رویم چاقو کشیده بود. من هم چاقوی ضامنداری که همیشه همراهم بود را بیرون آوردم و میخواستم ضربهای به کتف او بزنم که چاقو به قفسه سینه دوستم خورد و من هم از ترس فرار کردم.
جان دادن مقتول در بیمارستان
پسر 18 ساله به دلیل جراحات وارده به بیمارستان منتقل میشود اما از شدت ضربه چاقو به قفسه سینهاش در بیمارستان جان میدهد. متهم به قتل هم که به شمال برای دیدار خواهرش رفته بود، از طریق دوستان مشترکشان متوجه میشود رفیقش مرده است و او هم بعد از 15 روز به دلیل عذاب وجدان، خودش را تسلیم ماموران میکند.
در دادگاه
به دنبال اظهارات پسر جوان و بازسازی صحنه جرم، پرونده او به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و او از خود دفاع کرد. در ابتدای جلسه اولیای دم مقتول برای قاتل پسرشان درخواست قصاص دادند. متهم به قتل پای میز محاکمه رفت و گفت من واقعا با مقتول خصومت شخصی نداشتم، فقط بدهیام را میخواستم. الان هم از خانواده رفیقم درخواست بخشش دارم. من اصلا از قصد به او ضربه نزدم، خود خانواده مقتول میدانند ما خیلی دوست بودیم.
واقعیت هم این است وقتی کتانیهای گرانقیمت او را دیدم، او کتانیها را به من امانت داد تا پولش را پس نداده، نزد من بماند. روز حادثه هم پیش من آمد و گفت میخواهد به مهمانی برود و یک شب کتانیها را به او برگردانم که سر همین موضوع درگیر شدیم! وقتی چاقو به او خورد شروع به داد زدن کرد که من خیلی ترسیدم، حتی میخواستم به اورژانس خبر بدهم اما او سرو صدا میکرد. من هم فرار کردم و گفتم حتما دوستانمان که آنجا بودند او را به بیمارستان خواهند رساند و اصلا فکرش را نمیکردم رفیقم بمیرد!
وکیل متهم نیز در دادگاه اعلام کرد موکلش سابقه روانی دارد و اقدام به خودکشی کرده است و درخواست بررسی سلامت روان او را از طریق پزشکی قانونی داد. اگرچه کارشناسان پزشکی قانونی اعلام کردند متهم به اختلال روانی مبتلاست، اما تاکید کردند این اختلال در حدی نیست که موجب رفع مسئولیت کیفری شود، بنابراین قضات دادگاه او را به قصاص محکوم کردند.
حکم قصاص
پرونده برای بررسی مجدد در دیوان عالی کشور تحت رسیدگی قرار گرفت و قضات عالیرتبه حکم قصاص متهم را شکستند و خواستار رسیدگی دوباره به پرونده در شعبه همعرض شدند. جلسه دادگاه کیفری دوباره برای بررسی مجدد برگزار شد و خانواده مقتول باز هم درخواست قصاص را مطرح کردند.
متهم باز هم اظهار پشیمانی کرده و درخواست بخشش را مطرح کرد. در پایان جلسه قضات وارد شور شدند و با توجه به مدارک موجود در پرونده، او را بار دیگر به قصاص محکوم کردند. متهم به قتل اگر نتواند تا لحظه اجرای حکم، رضایت خانواده مقتول یا رفیقش را بگیرد، پای چوبه دار خواهد رفت در حالی که فقط 20 سال دارد.



