روزنامه هفت صبح، محمد صابری| مجموع مخاطبان سینمای ایران در سال 1400 در حدود 7 میلیون نفر ثبت شده و اینکه این آمار در سال 1401 و تا پایان فصل پاییز، از مرز 10 میلیون نفر عبور کرده است، احتمالا به معنای آن است که حال سینما در سال جاری بهتر از سال گذشته بوده است. اما وقتی بازه زمانی انتخابی برای مقایسه وضعیت آماری مخاطبان امسال و سال گذشته را محدود به فصل پاییز میکنیم، به نتایج متفاوتی میرسیم! سینمای ایران در پاییز سال گذشته بالغ بر 3 میلیون مخاطب داشته که این آمار در پاییز امسال به مرز 2 میلیون نفر رسیده و این یعنی ریزش حداقل یک میلیون مخاطب پاییزی در فاصله یک سال!
از طرفی با احتساب 134 هزار سانس نمایش فیلم، میتوان گفت فیلمهای اکران پاییز امسال بهطور متوسط در هر سانس میزبان تنها 15 مخاطب بودهاند! بالاخره ناآرامیهایی که طی سه ماه گذشته بر حوزههای مختلف فعالیتهای فرهنگی و هنری در کشور سایه انداخته، سینما را هم بینصیب نگذاشته و همه چیز را دچار رخوت کرده است. صاحبان آثار انگیزهای برای اکران فیلمهای خود ندارند و مخاطبان هم دیگر دل و دماغ سابق را برای حضور در سالنهای سینما ندارند؛ آنچه در این پرونده مرور میکنیم، وضعیتی است که سینمای ایران در پاییز ملتهب 1401 پشتسر گذاشته است اما قطعا این پایان یک کابوس نیست!
مسعود کرامتی/ بام بالا (350)
در کدام فیلم پاییز 1401 سهم داشت؟
تعجب نکنید، هیچ رد و نشانی از مسعود کرامتی در مواد تبلیغی فیلم «بام بالا» پیدا نمیکنید چرا که او در این فیلم بهعنوان بازیگر و حتی عوامل اصلی هم نقش نداشته است اما حضورش بهعنوان صداپیشه کاراکتر اصلی این فیلم کودک و نوجوان یک اتفاق ویژه بود که به راحتی نمیشد از آن چشم پوشید. به خصوص که فیلم «بامبالا» داستانی درباره یک عروسک را روایت میکند که آرزوی بچهها را برآورده میکند و این داستان بهشدت یادآور فیلم «پاتال و آرزوهای کوچک» است که مسعود کرامتی خودش در دهه 60 آن را کارگردانی کرده بود.
چه انتظاری از این فیلم داشتیم؟
فیلمهای کودک، در دوران بحرانی سینمای ایران، حضور موفقتری در گیشه داشتهاند. در شرایطی که فیلمهای جدی اجتماعی، از سوی سازندگانشان در کمد باقی مانده و فعلا ترجیح میدهند در شرایطی که احوال عمومی جامعه چندان مساعد نیست، آثار خود را روانه پرده سینما نکنند، فیلمهای کودک سهم بیشتری در ویترین سینما به دست آوردهاند. «بامبالا» هم از آثاری بود که پیشتر در جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان مورد استقبال این گروه سنی قرار گرفته بود و طبیعی بود انتظار یک اکران موفق از آن را داشته باشیم.
چه سرنوشتی پیدا کرد؟
فیلم «بامبالا» به کارگردانی سیدجمال سیدحاتمی، از میانه مهرماه روانه پرده سینماها شد و تا روز گذشته با عبور تعداد سانسهای نمایشش از مرز 7 هزار و 300 سانس، مجموع فروش آن از 2.5 میلیارد تومان عبور کرد. این فیلم در مجموع چیزی در حدود 108 هزار مخاطب داشت که معنای آن این است به صورت متوسط در هر سانس میزبان 15 مخاطب بوده است.
چرا آنچه انتظار داشتیم، نشد؟
اینکه چرا «بامبالا» باوجود تبلیغات نسبتا خوب تلویزیونی، موفق به جذب مخاطب نشد میتواند دلایل مختلفی داشته باشد اما اصلیترین نکته را باید در میزان جذابیت ایده محوری آن برای کودکان و نوجوانان امروز جستجو کرد. حضور و همراهی پررنگتر چهرههایی مانند مسعود کرامتی در فرآیند تبلیغات فیلم هم احتمالا در توفیق بیشتر آن بیتأثیر نبود. از سوی دیگر براساس اظهارنظر تهیهکننده «بامبالا» این فیلم حساب ویژهای هم روی اکرانهای ویژه دانشآموزی باز کرده بود که این انتظار از سوی مسئولان آموزش و پرورش برآورده نشد.
مهدی هاشمی/ طبقه یک و نیم
در کدام فیلم پاییز 1401 سهم داشت؟
مهدی هاشمی بازیگر اصلی فیلم سینمایی «طبقه یک و نیم» بهعنوان یکی از فیلمهای کمدی اکران شده در پاییز 1401 است. فیلمی به کارگردانی نوید اسماعیلی که البته خودش به تازگی در گفتوگویی مدعی شده است «طبقه یک و نیم» را به اجبار کارگردانی کرده و خودش هم امروز این فیلم را دوست ندارد! این فیلم در کنار «بخارست» دو فیلم مفرح اکران پاییز بودند که البته نتوانستند رقیبان قدری مانند «انفرادی» که از فصل گذشته همچنان اکرانشان ادامه داشت را پشت سر بگذارند.
چه انتظاری از این فیلم داشتیم؟
مهدی هاشمی در دو فیلم «تگزاس2» و «انفرادی» همکاری بسیار موفقی با مسعود اطیابی داشت و توانست فتح گیشه را با همراهی بازیگران مکملی همچون پژمان جمشیدی و رضا عطاران، تجربه کند. هاشمی هر چند فیلمهای پرفروشی همچون «همسر»، «معجزه خنده» و حتی «ضدگلوله» را در کارنامه دارد اما خودش هیچگاه در قامت ناجی گیشه ظاهر نشده و انتظار هم نمیرفت بهواسطه حضور در «طبقه یک و نیم» فاتح گیشه باشد، اما میتوانست عملکرد بهتری در جذب مخاطب داشته باشد.
چه سرنوشتی پیدا کرد؟
«طبقه یک و نیم» از دهم آبانماه روانه پرده سینماها شد و در بیش از 3 هزار سانس نمایش، مجموعا میزبان 25 هزار مخاطب بود. این فیلم کمدی در گیشه 757 میلیون تومان فروخته و پس از گذشت نزدیک به دو ماه اکران، نتوانسته است حتی به مرز فروش یک میلیارد تومانی هم نزدیک شود! فیلم نه در ترکیب بازیگران حرف ویژهای برای جذب مخاطب دارد و نه در قصه و داستان جذابیت خاصی را رقم زده است. طبیعی هم بود که فیلم نتواند گلیم خود را از آب بیرون بکشد.
چرا آنچه انتظار داشتیم، نشد؟
«طبقه یک و نیم» را اساسا باید جزو آن دسته از فیلمهایی طبقهبندی کرد که بدون هیچ حساب و کتابی برای فروش و عرضه فرآیند تولید را طی میکنند و معمولا هم راهیابیشان به چرخه اکران با هدف خالی نماندن ویترین سینماهاست و از همان ابتدا نه پخشکننده، نه سینمادار و نه حتی خود عوامل هیچ کدام امیدی به فروش آنها ندارند! بهخصوص که حالا خود صاحب اثر هم دیگر پای آن نمیایستد و میگوید آن را به اجبار ساخته است!
علی و دوستان/ لوپتو
در کدام فیلم پاییز 1401 سهم داشت؟
بعد از اتفاق ویژهای که انیمیشن «پسر دلفینی» در اکران تابستان امسال رقم زد و تبدیل به پدیده سینماها شد، طبیعی بود که چرخه اکران انیمیشنهای سینمایی قطع نشود و راه با ورود آثار دیگر، ادامه پیدا کند. «لوپتو» در همین شرایط در ترکیب اکران سینماها قرار گرفت. انیمیشنی که البته از نظر کیفی فاصله چندانی هم با «پسر دلفینی» نداشت و میتوانیم آن را یکی دیگر از نشانههای سیر صعودی صنعت انیمیشنسازی در ایران قلمداد کنیم. علی، در واقع کاراکتر اصلی این انیمیشن است که در پی یک اتفاق، تصمیم میگیرد برای بحرانی که پدرش گرفتار آن شده است، راهحلی پیدا کند.
چه انتظاری از این فیلم داشتیم؟
اشاره شد که «پسر دلفینی» ظرفیت تازهای را در گیشه سینمای 1401 به نام خود ثبت کرد که نشان میداد گروه سنی کودک و نوجوان همچنان میتوانند بزرگترها را هم با خود راهی سینماها کنند و همین نکته تضمینی برای فروش فیلمهای کودک و نوجوان است. عوامل و پخشکنندگان «لوپتو» هم بیتردید با همین نگاه، بدون وقفه نسبت به اکران «پسر دلفینی»، فیلم خود را وارد چرخه اکران کردند. دور از انتظار هم نبود که متأثر از موج استقبال از یک انیمیشن سینمایی، دومین انیمیشن سینمایی اکران 1401 هم عملکرد موفقی در گیشه داشته باشد.
چه سرنوشتی پیدا کرد؟
در قیاس با مخاطب 750 هزار نفری و فروش 19 میلیاردی فیلم «پسر دلفینی»، انیمیشن «لوپتو» با جذب 420 هزار مخاطب و فروش 10میلیارد تومانی، عملکرد بهنسبت موفقی در گیشه پاییز داشته است. این انیمیشن در بازه هفتگی و ماهانه هم در حال حاضر بعد از «بخارست» مقام دوم را دارد و این یعنی هنوز زنجیره استقبال مخاطبان از آن منقطع نشده و میتوان به فروش بهتر آن در آینده امید داشت.
چرا آنچه انتظار داشتیم، نشد؟
هر چند انتظاراتمان از انیمیشنهای سینمایی خیلی دارد بالا میرود و توقع داریم عملکرد بسیار ویژهای هم در چرخه اکران عمومی داشته باشند اما باید اذعان کرد که «لوپتو» مسیر بسیار سختی را تا به اینجا پیموده و برای ادامه راهش در اکران هم راه سختی پیش رو دارد، بهخصوص در شرایط ملتهب این روزها!
علیرضا بیرانوند/ بیرو
در کدام فیلم پاییز 1401 سهم داشت؟
خودش که طبیعتا نقشی در فرآیند تولید این فیلم سینمایی نداشته اما نمیتوان کتمان کرد که تمام امید سازندگان و پخشکنندگان فیلم «بیرو»، اعتبار و شهرت نام علیرضا بیرانوند بوده است. اساسا این برای اولین بار است که یک چهره مشهور، در زمانی که هنوز در قید حیات است، سوژه یک فیلم سینمایی میشود و زندگیاش در قالب تصویر روی پرده میرود. سینمای ایران قهرمانان ورزشی و غیرورزشی بسیاری داشته که میتوانسته چنین توجهی را نسب به آنها مبذول کند اما در این میانه قرعه به نام دروازهبانی افتاد که با مهار پنالتی رونالدو در رقابتهای جامجهانی، جایگاهی ویژه در میان فوتبالدوستان پیدا کرد.
چه انتظاری از این فیلم داشتیم؟
برنامهریزی برای اکران عمومی فیلم «بیرو» به کارگردانی مرتضی علی عباس میرزایی، همزمان با برگزاری بازیهای جامجهانی، یک معنا بیشتر نداشت و آن اینکه سازندگان و برنامهریزان اکران این فیلم سینمایی، حساب ویژهای بر روی تب و تاب حضور ایران در مهمترین رویداد فوتبالی جهان باز کرده بودند و انتظار داشتند فیلم پرتره دروازهبان تیم ملی فوتبال ایران، بهصورت ویژه با استقبال فوتبالدوستان مواجه شود. اینکه اساسا بیرانوند چقدر برای ایجاد چنین موجی، در میان فوتبال دوستان محبوبیت داشت بحث دیگری است اما انتظار میرفت «فوتبال» بهانهای برای استقبال از این فیلم ورزشی باشد.
چه سرنوشتی پیدا کرد؟
فیلم یک شکست مطلق در گیشه را تجربه کرد! فروش این فیلم که از یازده آبانماه روانه پرده سینماها شده است، هنوز از مرز 100 میلیون تومان هم عبور نکرده و در 580 سانس نمایش، تنها 3 هزار و 300 مخاطب را به سالنها کشانده است، یعنی چیزی در حدود 6 مخاطب در هر سانس!
چرا آنچه انتظار داشتیم، نشد؟
واقعا بنیاد سینمایی فارابی و کارشناسانی که در فرآیند تصمیمگیری برای سرمایهگذاری بر روی فیلمنامه «بیرو» دخیل بودهاند، باید پاسخی روشن به این سوال بدهند که چه ظرفیت ویژهای در این متن ضعیف و مهمتر از آن در کارنامه عوامل فیلم دیده بودند که بخشی از پول بیتالمال را صرف ساخت این پروژه کردند؟ دلایل شکست این فیلم آنقدر واضح است که حتی نیازی به مرور هم نیست، فقط حسرت و ابهام باقی میماند درباره بودجهای که به معنای واقعی کلمه، حرام شد!
پژمان جمشیدی/ بخارست
در کدام فیلم پاییز 1401 سهم داشت؟
فیلم سینمایی «بخارست» تازهترین ساخته مسعود اطیابی بود که پس از دو فیلم «دینامیت» و «انفرادی» آن را در دوران بحرانزده سینمای ایران روانه پرده کرد. پژمان جمشیدی در این فیلم در کنار حسین یاری قرار گرفت تا ایفاگر نقش اصلی باشد و بتواند در ادامه درخششی که در سالهای اخیر در گیشه تجربه کرده است، مخاطبان و هوادارانش را به سالن سینما بکشاند. فیلم بهشدت وامدار سبک و سیاق و فرمول فیلمسازی اطیابی در آثار متأخر این فیلمساز است و مشخص است که از ابتدا با معادلات گیشه به تولید رسیده است.
چه انتظاری از این فیلم داشتیم؟
ساخت «بخارست» از هر نظر یک سرمایهگذاری ویژه برای فتح گیشه بوده است. هم در ترکیب بازیگران و هم در روایت و داستان، تنها انتظاری که از این فیلم میرفته، «فروش» بوده است و قطعا اطیابی در مسیری که پس از «تگزاس» در عرصه فیلمسازی پیش گرفته، به خوبی میدانسته چگونه باید عمل کند تا فیلمش در همان مرحله ساخت، مدعی اصلی فتح گیشه باشد! حضور پژمان جمشیدی هم دیگر از آن ویژگیهایی است که برای هر فیلمی میتواند متضمن حداقلی از فروش باشد.
چه سرنوشتی پیدا کرد؟
فیلم «بخارست» هر چند نتوانست تجربه «دینامیت» و «انفرادی» را برای اطیابی و گیشه سینماهای ایران تکرار کند اما همچنان صدرنشین است و در همین دوران بحرانزده، بیشترین فروش پاییزی سینمای ایران را به نام خود ثبت کرده است. «بخارست» که از 24 آبان روانه پرده سینماها شده است، تا به امروز فروش خود را از مرز 13 میلیارد تومان عبور داده و توانسته است 415 هزار مخاطب را به سالنهای سینما بکشاند. با احتساب مجموع 2 میلیونی آمار مخاطبان پاییزی سینماها میتوان چیزی در حدود یک پنجم این آمار را متعلق به «بخارست» دانست.
چرا آنچه انتظار داشتیم، نشد؟
اینکه چرا «بخارست» مانند دیگر فیلمهای اطیابی در گیشه عمل نکرد، میتواند دلایل درون متنی هم داشته باشد اما باید اذعان کنیم که اصلیترین دلیل، حال و روز متفاوت جامعه نسبت به فصلهای گذشته است. اطیابی با همان فرمول همیشگی فیلم ساخته و در یک شرایط نرمال، حتما فیلمش فروش بیشتری میکرد. مخاطبان آثار او هم گویی حال و روز مساعدی ندارند!
سیدجواد هاشمی/ جزیره فضایی
در کدام فیلم پاییز 1401 سهم داشت؟
تازهنفسترین فیلم اکران پاییز محسوب میشود. «جزیره فضایی» یا همان دنباله و نسخه دوم فیلم «تورنادو» همین چند روز پیش یعنی 29 آذرماه روانه پرده سینماها شده است و امید بسیار زیادی هم به جذب مخاطب دارد. سید جواد هاشمی در ادامه پروژه ویژهای که در سینمای کودک برای خود تعریف کرده است، بعد از تجربه موفق «پیشونیسفید»، «شهر گربهها» و «تورنادو» حالا یک فیلم پر زرق و برق و سرشار از فضاهای فانتزی را روانه پرده سینماها کرده است تا بلکه بتواند سهمی از خوش اقبالی سینمای کودکان در فصل بحرانزده سینمای ایران، از آن خود کند.
چه انتظاری از این فیلم داشتیم؟
سیدجواد هاشمی، «جزیره فضایی» را بهعنوان دنبالهای بر فیلم «تورنادو» ساخته است. فیلمی که هم به جهت فضای موزیکال و هم از منظر داستان خیالی و مرتبط با موجودات فضایی، ظرفیت بالایی برای ارتباط با مخاطبان کودک و نوجوان دارد. هاشمی خود معتقد است که فیلمهای متأخرش را نه فقط برای کودکان و نوجوانان که برای خانوادهها میسازد و از این منظر بخشهایی را با هدف جذب مخاطبان بزرگسال در قصه و روایت خود میگنجاند.
چه سرنوشتی پیدا کرد؟
هنوز برای قضاوت درباره عملکرد «جزیره فضایی» در گیشه کمی زود است. این فیلم در نخستین آخر هفتهای که پشت سر گذاشته، در 378 سانس روی پرده رفته که مجموعه فروش 97 میلیون تومانی را هم برایش به همراه داشته است. این آمار، آمار ویژهای به حساب نمیآید و باید اذعان کنیم که احتمالا جواد هاشمی اینبار هم نمیتواند آنگونه که انتظار دارد، مخاطبانش را به سالنهای سینما بکشاند.
چرا آنچه انتظار داشتیم، نشد؟
نکته مهم درباره فیلمهای سیدجواد هاشمی، پروداکشن تولید آنهاست که نمیتوان از کیفیت آنها گذشت و زحمت بسیار عوامل تولیدشان را نادیده گرفت، اما اصلیترین حسرت درباره این سری از تولیدات که بهنظر میرسد جواد هاشمی با جدیت هم آن را پیگیری میکند، فقر داستان و فقدان خلاقیت در خلق کاراکترهای جذاب برای کودکان است. ویژگی اصلی سینمای کودک، قهرمانپردازی است و فیلمهایی مانند «جزیره فضایی» در این زمینه عملکرد موفقی ندارند، طبیعی است که مخاطب کودک هم به آن اقبال چندانی نشان نمیدهد!
هومن سیدی/ جنگ جهانی سوم (مهر؛ مورد ویژه)
در کدام فیلم پاییز 1401 سهم داشت؟
این یک مورد ویژه در اکران پاییز امسال محسوب میشود؛ اکرانی که هم بود و هم نبود! فیلم سینمایی «جنگ جهانی سوم» به عنوان تازهترین ساخته سینمایی هومن سیدی در مقام کارگردان، زمانی که از سوی کمیته انتخاب نماینده ایران برای حضور در مراسم اسکار، معرفی شد، از همان ابتدا یک چالش جدی داشت و آن اینکه هنوز در ایران روی پرده نرفته بود و این با قوانین آکادمی همخوانی نداشت. به همین دلیل هم عوامل این فیلم تصمیم گرفتند فیلم را بهصورت بسیار محدود، در حد اکران یک هفته آن هم با روزی دو سانس، فیلم را در پردیس سینمایی مگامال تهران روانه پرده کنند.
چه انتظاری از این فیلم داشتیم؟
طبیعتا که انتظار از فیلم پرسروصدای هومن سیدی بسیار بالاست و با توجه به درخشش جهانی آن و البته ترکیب عوامل اصلی و بازیگران، از فیلمهایی به حساب میآید که شانس بالایی برای درخشش در گیشه هم دارد. فیلم مملو از کنجکاوی است، هم به دلیل معرفیاش بهعنوان نماینده ایران به آکادمی اسکار، هم از نظر عکسهای منتشرشده از آن که طبیعا برای هر فیلمباز و سینمادوستی کنجکاویبرانگیز است.
چه سرنوشتی پیدا کرد؟
همین انتظار و هیجان برای تماشای فیلم هم سبب شد با وجود اکران محدود و بدون تبلیغات، همه سانسهای نمایش فیلم با سالن پر مواجه شود. «جنگ جهانی سوم» در مجموع تنها در 14 سانس روی پرده رفت و در همین تعداد نمایش 620 مخاطب داشت که رقمی بسیار قابل توجه است.
چرا آنچه انتظار داشتیم، نشد؟
شاید بعدها بتوان تحلیل درستتری درباره تصمیم عوامل فیلم «جنگ جهانی سوم» داشت. آنها با این تحلیل که شاید فیلم نتواند در شرایط ملتهب جامعه، مخاطبان حداکثری خود را به سالنهای نمایش بکشاند، از اکران عمومی آن صرفنظر کردند و تنها بهصورت محدود آن را روی پرده فرستادند. با این همه اما فیلم هنوز هم قابلیت بالایی برای جذب مخاطب دارد و باید دید چه زمانی این فیلم فرصت اکران عمومی را پیدا میکند. هر چند بازماندن آن از فهرست اولیه نامزدهای بخش بینالملل اسکار، خبر خوبی برای عواملش نبود!



