روزنامه هفت صبح، فاطمه‌ رجبی| «خبر خوش برای سپرده‌گذاران، احتمال افزایش ۵درصدی نرخ سود بانکی». در چند روز گذشته این تیتر بعضی از خبرگزاری‌ها بوده و همانطور که پیش‌بینی می‌شد همین یک خط خبر توانسته بلوای بزرگی بین موافقان، مخالفان و بی‌خبران نگران راه بیندازد اما چرا نرخ سود بانکی یا به زبان اقتصادی‌تر نرخ بهره تا این اندازه مهم است و تاثیر آن روی فاکتورهایی مثل تورم و بازارهایی مثل سهام چیست؟

اصل خبر چیست؟
اصل ماجرا این است که رئیس کل بانک مرکزی گفته که این نهاد پولی خیلی مهم که در واقع باید اصلی‌ترین سیاست‌گذار پولی در کشور باشد، معتقد به ضرورت اصلاح سود بانکی است اما تصمیم‌گیری درباره این مسئله در نهایت به‌عهده شورای پول و اعتبار است. او یک‌جایی از حرف‌هایش هم گفته که قبول دارد شرایط ایران متفاوت با بعضی کشورها‌ست اما به‌هر‌حال اصلاحات در این زمینه باید انجام شود.

در حال حاضر نرخ سود رسمی 18‌درصد و نرخ سود غیر‌رسمی با انواع ترفندها تا 21‌درصد است و این یعنی در صورت اصلاح پنج درصدی نرخ سود سالانه به حداقل 23‌درصد خواهد رسید. کمی قبل از این حرف‌ها هم رسانه‌های نزدیک به دولت اعلام کرده بودند که طرح افزایش نرخ سود بانکی به شورای پول و اعتبار رفته تا درباره‌اش تصمیم‌گیری شود. از اینجا به‌بعد، دعوا بر سر اینکه چنین تصمیمی چقدر درست است و چه تاثیری خواهد گذاشت شروع شد.

به روسیه نگاه کنید
افزایش نرخ بهره یا همان افزایش سود بانکی به‌عنوان ابزاری برای کنترل تورم طرفداران پر‌و‌پا قرص و قدیمی در ایران و جهان دارد. اصلا یکی از وظایف اصلی فدرال رزرو در آمریکا که مهمترین نهاد پولی این کشور است و تصمیماتش تاثیر مستقیم روی تمام بازارها می‌گذارد، همین اعلام دوره‌ای نرخ بهره است.

به این صورت که اعضای این نهاد وقتی می‌بینند تورم کمی بالا رفته شاخک‌هایشان تیز می‌شود و در اولین جلسه رسمی شش ماه یک‌بارشان تصمیم می‌گیرند با رعایت تمام جوانب نرخ بهره را کمی بالا ببرند تا از این طریق سه هدف دنبال شود؛ یکی اینکه نقدینگی دست مردم به سمت بانک‌ها برود تا از این طریق با کم شدن نقدینگی، تورم کاهش پیدا کند. دوم اینکه سرمایه‌گذاری در بانک‌ها جذابتش را نسبت به بقیه بازارها از دست ندهد و فعالیت‌های پولی و مالی بانک‌ها به‌عنوان یکی از مهره‌های مهم رونق اقتصادی لطمه نبیند.

سوم این پیام که سیاست‌گذاران حواسشان به تورم هست به همه مردم برسد و آنها را از سرمایه‌گذاری روی کالاهای مصرفی مثل ماشین و خانه و… یا خرید سکه و طلا منصرف کند. غیر از فدرال رزرو بقیه نهادهای تصمیم‌گیر مالی هم این کار را می‌کنند. یکی از نمونه‌های جدید و خیلی‌خوب برای این موضوع روسیه است.

این کشور که اقتصادش بعد از کرونا به‌اندازه کافی آسیب دیده بود با جرقه زدن جنگ اوکراین و شروع تحریم‌ها علاوه بر تبعات منطقی اقتصادی با تبعات روانی ماجرا بر مردمش هم مواجه شد؛ یعنی همان چیزی که به «انتظارات تورمی» معروف است. انتظارات تورمی کاری می‌کند که حتی اگر دو دوتا چهارتاهای اقتصادی بگویند قیمت‌ها نباید بالا برود چون مردم انتظار بالا رفتن قیمت‌ها را دارند، در زمینه خرج کردن و سرمایه‌گذاری رفتارهایی می‌کنند که تورم بالا برود.

خلاصه اینکه بحران‌های اقتصادی و انتظارات تورمی کاری کرد که ناگهان تورم در روسیه بالا رفت و مردم با خرید دلار و سکه و کالاهای مصرفی با دوام وارد سفته‌بازی شدند اما بانک مرکزی این کشور به سرعت جنبید و نرخ بهره را به‌صورت موقت چنان بالا برد که مردمی را که برای بیرون کشیدن پول‌هایشان از بانک و ورود به بازارهای موازی آماده بودند، منصرف کرد. خیلی‌ها می‌گویند این مهم‌ترین و موثرترین کاری بود که روسیه برای کنترل بحران انجام داد و از همان‌موقع بارها گفته شده که سیاست‌گذارهای ایرانی هم باید همین کار را بکنند اما به اعتقاد خیلی‌ها همه‌چیز اینقدر ساده نیست، مخصوصا در مورد شرایط خاص اقتصاد ایران.

یکی دیگر از مزایایی که موافقان افزایش نرخ بهره مطرح می‌کنند رونق گرفتن فعالیت بانک‌های منضبط با تراز مالی مثبت است. آنها می‌گویند که اگر نرخ بهره افزایش پیدا کند این بانک‌ها که توانایی پرداخت چنین سودی را دارند، مشتریان بیشتری جذب می‌کنند و به این ترتیب هم اینطور بانک‌ها تشویق می‌شوند و هم با رونق گرفتن فعالیت آنها توانایی‌شان برای پرداخت انواع تسهیلات بیشتر می‌شود و این در نهایت به‌نفع مردم است. اینطور که موافقان می‌گویند در حال حاضر نرخ بهره در ایران منفی است؛ یعنی با توجه به اختلاف زیاد نرخ سود و تورم اگر شما در بانک سپرده‌گذاری کنید نه‌تنها سودی نمی‌برید بلکه یک چیزی هم از کف‌تان می‌رود و این تمام معادلات را چه در زمینه سپرده‌گذاری، چه در زمینه وام‌دهی به‌هم می‌ریزد.

راه‌حلی خوب اما نه برای ایران
مخالفان افزایش نرخ بهره در ایران می‌گویند که اگرچه این ابزار اهرم خوبی برای سیاست‌گذاران پولی در کشورهای معمولی است اما در مورد ایران نه‌تنها جواب نمی‌دهد بلکه می‌تواند همه‌چیز را بدتر کند. آنها اغلب برای شروع گفت‌وگو یادآوری می‌کنند که بالا بردن نرخ بهره در خود کشورهایی مثل آمریکا و روسیه هم بعد از گفت‌و‌گوها و جدل‌های فراوان آن‌هم به‌اندازه چند دهم درصد دستکاری می‌شود؛ دلیلش هم اهمیت ماجرا و تاثیرگذاری بالای آن است، پس نمی‌توان ناگهان 5‌درصد گذاشت روی نرخ بهره و از خطرش نترسید.

مخالفان معمولا مخالفت‌شان را اینطور ادامه می‌دهند که اصولا افزایش نرخ بهره برای هفته‌ها و ماه‌های شروع تورم است آن‌هم برای تورم‌های پایین و در حد زیر پنج و ده درصد، نه حالا که بازار و ذهن ایرانی به تورم بالای 40‌درصد عادت کرده است. آنها اعتقاد دارند که در حال حاضر بانک‌ها به‌شدت از بازارهای مختلف عقب مانده‌اند و حتی تعیین نرخ بهره 23‌درصدی هم در مقايسه با سود بازارهایی مانند دلار و طلا و دارایی‌های بادوام حرفی برای گفتن ندارد و نمی‌تواند جذابیت ایجاد کند.

ضمن اینکه وقتی فدرال رزرو این تصمیم را می‌گیرد ناگهان همه می‌فهمند که سیاست‌گذار کلان پولی در آمریکا حواسش به تورم هست و با این روش نشد با هر روش دیگری اجازه نخواهد داد کار تورم بیخ پیدا کند اما اساسا بانک مرکزی در ایران مخصوصا در سال‌های اخیر چنین اعتباری ندارد که بخواهد چنین تاثیری بگذارد. کافی است موضع‌گیری‌های چندین سال اخیر روسای بانک مرکزی و تاثیر آن بر بازارها را مرور کنیم. نتیجه؟ هیچ…

نکته دیگری که مخالفان مطرح می‌کنند این است که در چنین شرایطی بالا بردن نرخ بهره در حالی‌که تاثیر چندانی روی تورم نخواهد داشت، می‌تواند به بازارهای با‌ثبات مثل سهام ضربه بزند؛ مخصوصا صندوق‌هایی که در این حوزه فعال هستند ممکن است در رقابت با بانک‌ها مشتری‌هایشان را از دست بدهند و به این ترتیب بورس آسیب‌پذیر کشور با یک شوک دیگر مواجه شود.

بین‌بانکی را دریاب
در بین همه این دست گفت‌و‌گوها بعضا صحبت‌هایی درباره نرخ سود بین‌بانکی و وضعیت آن هم شنیده می‌شود که اتفاقا فاکتور خیلی مهمی است. قبل از هر چیز باید بدانیم که نرخ سود بین‌بانکی چیست.گاهی ممکن است بانک‌ها در دوره‌های مالی کوتاه‌مدت یعنی روزانه یا هفتگی با کسری یا مازاد نقدینگی روبه‌رو شوند و اگر بانکی دچار کسری نقدینگی شود، باید از طریق وام گرفتن آن را جبران کند تا به حالت تعادل برسد. برای اینکه بانک‌ها برای حل این مشکل به بانک مرکزی نیاز نداشته باشند، بازاری را به‌نام بازار بین‌‌بانکی تشکیل داده‌اند که در آن به یکدیگر وام می‌دهند.

اکثر وام‌های بین‌بانکی سررسید کوتاه‌مدت یک هفته‌ای یا کمتر دارند. وام‌دهی بانک‌ها به یکدیگر بر مبنای یک نرخ سودی است که به آن نرخ سود بین‌بانکی گفته می‌شود و این نرخ به دلیل بسیار کوتاه‌مدت بودن وام کمی از نرخ سود بانکی بیشتر است. در کشورهای دیگر که اقتصادشان کمتر دستوری است، نرخ سود بین‌بانکی تاثیر مستقیم روی نرخ سود بانکی دارد اما در ایران این تاثیر آنقدر زیاد نیست اما به‌هر‌حال از آنجا که می‌تواند روی وضعیت بانک‌ها تاثیرگذار باشد و معادلات آنها را تعیین کند، تا اندازه‌ای روی تورم و بازارهای دیگر هم موثر است.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - اقتصادیاینجا کلیک کنید.