روزنامه هفت صبح، یاسر نوروزی| متولد 1363 است و فارغ‌التحصیل رشته علوم اجتماعی. با این حال 10 سال است به شکل حرفه‌ای در کار تألیف و ترجمه است. ترجمه‌های پگاه خدادی اغلب مربوط می‌شود به رمان‌هایی در ژانر فانتزی؛ آن‌هم رمان‌های چندجلدی و حجیم. گاهی هم البته سراغ آثار دیگری نیز رفته؛ از‌جمله «شاید وقتشه با یکی حرف بزنی» که کتابی روانشناسی است و «زنی با دامن بنفش» نوشته ناتسوکو ایمامورا، نویسنده جوان و سرشناس ژاپنی. خدادی چندان به آثار فانتزی علاقه‌مند است که رمانی هم در همین حال و هوا نوشته؛ رمان با عنوان «نگهبان باد». در این گفت‌وگو به تمام ترجمه‌ها و اثر تألیفی‌اش پرداخته‌ایم.

* هم ترجمه دارید، هم تألیف؛ اغلب هم در حوزه ادبیات فانتزی. چرا این ژانر را دوست دارید؟ کتابی را که باعث شد اولین بار به این ژانر علاقه‌مند بشوید، یادتان هست؟
تخیل غذای ذهن است. به عقیده‌ من همه‌ دستاوردهای بشر تا امروز حاصل تخیل انسان بوده و بدون آن هیچ‌یک میسر نمی‌شد. من هم از کودکی ذهن خیال‌پردازی داشتم و شیفته جهان‌های خیال‌انگیز بودم. یکی از اولین کتاب‌های فانتزی‌ای که مطالعه‌اش را به یاد دارم کتابی است به‌نام «برادران شیردل».

قصه دو برادر بود که در جهان پس از مرگ به جنگ پادشاهی ستمگر می‌روند تا مردم را از سلطه سیاهی برهانند. داستانی جادویی و زیبا بود؛ داستانی درباره عشق و دوستی، استقامت، مبارزه برای آزادی، و شهامت حتی به هنگام ترسیدن. بارها و بارها این کتاب را خواندم و هیچ‌وقت از خواندنش خسته نمی‌شدم. فکر می‌کنم همین کتاب مرا به داستان‌های فانتزی علاقه‌مند کرد و در سال‌های بعد باز هم به سراغ کتاب‌های دیگری در این ژانر رفتم و با خواندن مجموعه کتاب‌هایی همچون «دریازمین» اثر اورسلا کی. له‌گوئین، «هری پاتر» و «ارباب حلقه‌ها» به‌اصطلاح «فانتزی‌خوان» شدم.

* بریم سراغ کتاب‌های‌تان. امپراتوری با توطئه دشمنانش به قتل رسیده و فرزندانش که هر کدام در گوشه‌ای از جهان هستند، می‌خواهند پرده از راز قتل بردارند و انتقام بگیرند. شروع سه‌گانه «سریر سنگی» به‌نام «شمشیرهای امپراتور» که چند جلد آن با ترجمه شما منتشر شده، چنین چیزی است. چطور شد سراغ این مجموعه رفتید؟ واکنش‌های منتقدان خارجی نسبت به آثار برایان استیولی چطور بوده؟ و استقبال از ترجمه‌های شما در ایران چطور؟

«داستان سریر سنگی» نوشته برایان استیولی یک مجموعه سه‌گانه در شاخه «فانتزی حماسی» است. اگر بخواهم یک توضیح اجمالی درباره این شاخه از فانتزی بدهم، باید بگویم که اغلب شامل داستان‌های طویل «دیگرجهانی» است که جهان و قواعدش کاملاً ساخته و پرداخته ذهن نویسنده است، شخصیت‌های فراوانی دارد و دارای پیچیدگی‌های خاص و درهم‌تنیدگی وقایع است. به همین دلیل بیشتر مخاطبان آن جوانان و بزرگسالان هستند.

من در سال‌های اخیر کتاب‌های بیشتری را در این شاخه به‌خصوص از فانتزی مطالعه کرده‌ام و «داستان سریر سنگی» هم یکی از آن‌ها بود. بعد از آن برای نویسنده کتاب ایمیل فرستادم و تصمیم خودم را برای ترجمه‌ فارسی کتاب با ایشان در میان گذاشتم. پس از دریافت پاسخ مثبت از سوی ایشان، کار ترجمه مجموعه را آغاز کردم. این مجموعه در غرب مورد توجه خوانندگان و منتقدان قرار گرفت و بازخورد خوبی هم داشت. کتاب اول آن به‌نام «شمشیرهای امپراتور» در زمان انتشار به فینال رقابت بهترین کتاب فانتزی سال در سایت «گودریدز» راه یافت. در ایران هم این مجموعه برای اولین‌بار به ترجمه‌ من از طرف انتشارات «بهنام» منتشر شد و مورد استقبال عموم خوانندگان قرار گرفت.

* مجموعه‌ای دیگري هم ترجمه کردید با عنوان «سه‌گانه تسخیرگر» اثر نیل شوسترمن. سخت‌تان نیست سراغ ترجمه کتاب‌های حجیم می‌روید؟ چون ترجمه چنین مجموعه‌هایی واقعا وقت می‌گیرد و انگیزه کافی می‌خواهد. به لحاظ مالی واقعا انتفاعی برای‌تان دارد؟

«سه‌گانه تسخیرگر» اثر نیل شوسترمن تازه‌ترین کار ترجمه‌ام است که از سوی «انتشارات پرتقال» به چاپ رسیده. این مجموعه در حقیقت فانتزی «یانگ ادالت» یا همان «فانتزی جوان» است که برای مخاطبان جوان‌تر به‌خصوص نوجوانان نوشته شده. طبق صحبتی که با ناشر داشتم قرار شد سراغ ترجمه این مجموعه برویم که ناشر پیش‌تر مجموعه دیگری را هم از نویسنده‌اش منتشر کرده بود. «برزخ گم‌شدگان»، کتاب اول از «سه‌گانه تسخیرگر»، ماجرای عجیب بچه‌هایی است که در برزخ بین مرگ و زندگی گیر کرده‌اند.

داستان‌های فانتزی به‌خاطر ماهیت‌شان اغلب طولانی و همان‌طور که می‌بینید دوگانه، سه‌گانه و بیشتر هستند. در ژانر فانتری داستان تک‌جلدی و کوتاه خیلی کم داریم. مخاطبان فانتزی به‌خوبی از این موضوع آگاه هستند، ولی باز هم با شوق به سراغ مجموعه‌های مورد علاقه‌شان می‌روند و حاضرند مدت‌ها برای خواندن ادامه مجموعه‌های محبوب‌شان انتظار بکشند. از این جهت شاید وفادارترین خواننده‌های کتاب، خواننده‌های کتاب‌های فانتزی باشند.

من هم در مقابل با شوق به سراغ ترجمه این کتاب‌ها می‌روم و خوشحالم که به‌عنوان مترجم می‌توانم سهمی در رساندن آن‌ها به دست خوانندگان مشتاق داشته باشم. البته اطلاعات هم می‌خواهد. فانتزی اصطلاحات و زبان خاص خودش را دارد و مترجم جدا از دانستن زبان انگلیسی باید به آن‌ها هم اشراف داشته باشد. به نظر من کسی که فانتزی ترجمه می‌کند باید اول فانتزی‌خوان باشد.

* شغل‌تان چیست؟ این را پرسیدم چون می‌خواستم بدانم به شکل یک حرفه مستقل، مشغول ترجمه هستید یا در کنار شغلی دیگر، ترجمه می‌کنید؟
من نویسنده و مترجم تمام‌وقت هستم و حدود 10 سال است که به‌طور حرفه‌ای در این زمینه فعالیت دارم. به‌طور کلی بازار ترجمه در ایران اوضاع بهتری دارد. تعدد آثار و اقبال عمومی مخاطبان باعث شده ناشران بیشتر به‌ سمت ترجمه تمایل داشته باشند. اما ادبیات تألیفی هم به‌خصوص در ژانر فانتزی و علمی-تخیلی در سال‌های اخیر با استقبال بیشتری از سوی مخاطبان و همچنین ناشران مواجه شده. امیدوارم این روند رو به‌رشد ادامه داشته باشد و نویسندگان کشورمان مورد حمایت قرار بگیرند تا هر سال شاهد خلق آثار بیشتری به قلم آن‌ها باشیم، آثاری که ریشه در هویت فرهنگی ما ایرانیان دارند.

* یکی دیگر از آثار فانتری که ترجمه کردید «زندگی نامرئی ادی لارو» نوشته ویکتوریا شوآب است. طرح این رمان و به تعبیری، خلاصه داستانش، بسیار خلاقانه است. از این نویسنده قبل از ترجمه شما، کتابی در ایران منتشر شده بود؟
ادی لارو دختری است که در قرن هفدهم میلادی در فرانسه به دنیا می‌آید و پس از امضای قراردادی شیطانی نامیرا می‌شود، اما هر کس که با او ملاقات می‌کند تنها چند لحظه بعد از دیدنش او را فراموش می‌کند. این رمان عناصر متنوعی دارد، ولی در بطن آن عنصر جدال با زمان و حتی خودِ مرگ بسیار قابل توجه است.

ادی فکر می‌کند وقت کافی برای زندگی کردن ندارد و من از این جهت با او همذات‌پنداری می‌کردم، چون به عقیده من هم زمان بسیار محدود است! زمان ما انسان‌ها در این جهان کوتاه است و باید بجنگیم تا در فرصت محدودی که در اختیار ماست خواسته‌های‌مان را محقق کنیم. ویکتوریا شوآب، نویسنده کتاب «زندگی نامرئی ادی لارو» ایده‌های خوب و خلاقانه‌ای دارد. پیش‌تر هم از او کتاب‌هایی مانند «شهر اشباح»، «شرور»، «انتقام‌جو» و سه‌گانه «سایه‌های جادو» در ایران ترجمه شده و به چاپ رسیده بود. «زندگی نامرئی ادی لارو» سال گذشته منتشر شد و خوشبختانه امسال به چاپ دوم رسید.

* بین ترجمه‌ها، رمانی هم نوشته‌اید و منتشر کردید در همان فضای فانتزی به نام «نگهبان باد». چطور شد سراغ داستان‌نویسی رفتید؟ چرا فضای فانتزی؟ و چرا جهانی آخرالزمانی را برای رمان‌تان انتخاب کردید؟
من از دوران جوانی در کلاس‌های مختلف داستان‌نویسی شرکت کردم و تجربه‌هایی هم در زمینه انتشار داستان‌های کوتاه داشتم. کتاب «نگهبان باد» اولین رمانم است که در سال 1399 توسط انتشارات «بهنام» به چاپ رسید. علاقه‌ام به داستان‌های فانتزی مرا به ‌سمت نوشتن یک رمان فانتزی سوق داد که ریشه در تاریخ و اساطیر ایران دارد و از عناصر ایرانی بهره می‌برد.

«نگهبان باد» داستانی آشنا و در عین حال تازه است، به این معنی که شما در کتاب با نام‌ها و وقایع تاریخی آشنا مربوط به فرهنگ و اساطیر ایران‌زمین مواجه می‌شوید، اما رویکرد من به آن‌ها متفاوت است و طوری مورد استفاده قرار گرفته‌اند که گویی متعلق به همین داستان هستند. به نظرم همین ویژگی «نگهبان باد» را تبدیل به یک فانتزی «دیگرجهانی» مستقل می‌کند که از زمان و مکان جداست. فانتزی «دیگرجهانی» دست نویسنده را برای تخیل حداکثری باز می‌گذارد و من هم به همین دلیل داستانم را در چنین فضایی نوشتم تا آن‌طور که دوست دارم به آن شاخ‌وبرگ بدهم و جهان و شخصیت‌هایی مستقل برایش خلق کنم.

برای ساختن این جهان مدت‌ها در زمینه تاریخ و اساطیر ایران مطالعه کردم. «نگهبان باد» روایت دختری است به‌نام ایوار که برای نجات جهان از زمستان ابدی و پایان دادن به سلطه اهریمن راهی سفری دور و دراز می‌شود، اما خیلی زود می‌فهمد که فراز و نشیب‌های این راه بی‌شمار است و برای جدال با تیرگی اول باید به جدال با نفس خود برخیزد. این داستان یک کتاب تک‌جلدی است، اما قصد دارم کتاب‌های دیگری هم در همین جهان بنویسم و کار نوشتن یکی از آن‌ها تا پایان امسال تمام خواهد شد.

* بین کتاب‌های‌تان، کتابی هم دارید با عنوان «شاید وقتشه با یکی حرف بزنی». فکر کنم خلاف دیگر ترجمه‌ها کاملا موضوعی دیگر دارد. درست است؟
با وجود اینکه علاقه‌ شخصی‌ام تألیف و ترجمه در ژانر فانتزی است، در دوران همه‌گیری کرونا با این کتاب آشنا شدم و بعد از خواندنش متوجه شدم که متنی جالب و خوش‌خوان دارد. کتاب «وقتشه با یکی حرف بزنی» در دسته روانشناسی قرار می‌گیرد. نویسنده کتاب لوری گاتلیب، که مشاور و روانشناس است، تجربه‌های گفت‌وگوی خود با مراجعه‌کنندگانش را با روایتی شیرین و داستانی در این کتاب بیان می‌کند.

نکته‌ قابل توجه این است که لوری خودش هم به روانشناس مراجعه می‌کند و بی‌پرده درباره‌ جلسات مشاوره‌اش در کتاب می‌نویسد، بنابراین این کتاب نه‌تنها شامل آنچه است که در اتاق مشاوره بین مشاور و مراجع می‌گذرد، بلکه شرح رازهایی است که مشاوران با شما در میان نمی‌گذارند و این به شناخت بهتر خواننده از مفاهیمی مانند خوشبختی و اندوه، شکست و امید، و به‌طور کلی درک بهتر مفهوم «انسان بودن» کمک می‌کند.

* تازه‌ترین ترجمه‌تان اما رمانی است با عنوان «زنی با دامن بنفش». اول درباره نویسنده‌اش، ایمامورا ناتسوکو بگویید.
ناتسوکو ایمامورا نویسنده جوان اما سرشناس و موفق ژاپنی است. او تاکنون دو بار نامزد دریافت جایزه ادبی «آکوتاگاوا» شده و تازه‌ترین کتابش یعنی «زنی با دامن بنفش» موفق به کسب این جایزه شد.

* به‌نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌ها در «زنی با دامن بفنش»، اپیدمی تنهایی در ژاپن معاصر باشد؛ مخدوش شدن روابط در ژاپن مدرن، خشونت علیه زنان و به‌ویژه طبقه کارگر زن. چه شد سراغ ترجمه این رمان رفتید؟
بله، دقیقاً. محور اصلی این داستان همان معضل تنهایی در ژاپن است که در آثار متعدد نویسندگان ژاپنی بسیار درباره‌اش خوانده‌ایم. من مدتی است که به آثار ادبیات ژاپن علاقه‌مند هستم، بیشتر به‌واسطه سوژه‌های ناب و نیز رویکرد خاص نویسندگانش نسبت به مسائل فردی و اجتماعی. در جست‌وجو برای ترجمه اثری از ادبیات ژاپن به کتاب «زنی با دامن بنفش» برخوردم و موضوعش بلافاصله توجه‌ام را جلب کرد. راوی این داستان زنی است که در تمام کتاب با نام «زنی با ژاکت زرد» از او یاد می‌شود.

«زنی با ژاکت زرد» به شکلی وسواس‌گونه زندگی «زنی با دامن بنفش» را زیر ذره‌بین می‌گیرد و در تلاش برای ارتباط با او حتی مسیر زندگی‌اش را تغییر می‌دهد، ولی هر بار که پای حرف زدن با او به میان می‌آید به‌شدت سست می‌شود. او کارهای عجیب و غیرمتعارفی برای نزدیک شدن به آدم‌ها انجام می‌دهد، ولی همچنان به نظر می‌آید که نه تنها از اجتماع بلکه از خودش هم بسیار دور است.

این زمانی برای ما بیشتر معنی پیدا می‌کند که بدانیم معضل تنهایی فردی و اجتماعی در ژاپن معاصر و نیاز به روابط انسانی تا چه اندازه جدی است. هر چند «تنهایی» تنها موضوع پرداخته در این کتاب نیست و همان‌طور که شما هم اشاره کردید تبعیض جنسیتی در محیط کار و معضلات زنان، به‌خصوص زنان طبقه کارگر هم از موضوعات اصلی این کتاب است. این کتاب سال پیش توسط «انتشارات دانیار» منتشر شد و با استقبال مخاطبان در مدت کوتاهی به چاپ دوم رسید.

سایر اخبارکاربران ویژه - فرهنگیرا از اینجا دنبال کنید.