روزنامه هفت صبح| ماجراي اين قتل به آذر سال 99 بازمي‌گردد؛ وقتي مردي در خانه‌اش واقع در پيروزي تهران فوت شد اما شواهد و قرائن خبر از مشكوك بودن مرگ مي‌‌داد و در نهايت مشخص شد او به قتل رسيده است اما چگونه اين ماجرا فاش شد؟ در گزارش اوليه اعلام شده بود مرد به دليل سكته قلبي فوت كرده است اما وقتي جسد به پزشكي قانوني منتقل شد، راز مرگ او فاش شد.

او به دليل نارسايي تنفسي ناشي از مصرف مواد مخدر دست‌ساز فوت كرده بود، در حالي‌كه خانواده مقتول اعلام كردند اصلا پسرشان اهل مواد نبوده و حتي سيگار هم نمي‌كشيده است! آنها گفتند عروس‌شان در مرگ پسرش دست داشته چون با يكديگر اختلاف داشتند! زن جوان دستگير شد و اعلام كرد اصلا او مقصر نيست چون شوهرش دچار بي‌خوابي بوده و گاهي قرص خواب مي‌خورده. زن آزاد شد و پرونده هم مختومه اعلام شد. اما اين پايان ماجرا نبود.

اعلام شكايت دختر عليه مادر
يك سال از ماجراي مرگ مرد گذشته بود كه دختري حدودا 18‌ساله نزد ماموران رفت و گفت آمده‌ام بگويم مادرم، پدرم را كشته است. اين پرونده بسته شده اما مادرم در مرگ پدرم دست دارد. پدرم مخالف كار كردن مادرم بود. مادرم يك لباس‌فروشي داشت كه حتي پنجشنبه و جمعه هم سركار مي‌رفت و پدرم مي‌گفت لااقل دو روز تعطيلي در خانه باشد كه او قبول نمي‌كرد. مادرم روزهايي كه مي‌خواست سركار برود براي اينكه پدرم مزاحمش نباشد، پودري را حل كرده و به او مي‌داد و در آن زمان مي‌گفت پودر تقويتي و ضدكروناست و پدرم بلافاصله خوابش مي‌برد و مادرم هم به سركارش مي‌رفت. مطمئنم همان پودرها باعث مرگ پدرم شده است.

دستگيري و اعتراف به قتل همسر
زن جوان مجدد بازداشت شد و گفت دخترم اشتباه مي‌كند اما دوباره گفت چون همسرم مخالف كار كردنم بود، هميشه اختلاف داشتيم. يك بار يكي از مشتريانم به مغازه آمد و ماجرا را برايش تعريف كردم او هم قرص‌هايي به من داد كه گفت خواب‌آور قوي است و با آن مي‌توانم همسرم را بخوابانم و سركارم بيايم. من هم روزهاي تعطيل قرص‌ها را پودر كرده و به همسرم مي‌دادم اما بار سوم يا چهارم بود كه فوت كرد!

اجير كردن دو مرد براي قتل همسر
داستان زن جوان فقط به پودر كردن قرص‌ها ختم نمي‌شد. او بارها براي قتل همسرش اقدام كرده بود. او از اجير كردن دو مرد براي قتل همسرش سخن گفت. او قبل از اينكه پيشنهاد دادن قرص را به همسرش از مشتري مغازه‌اش ياد بگيرد، براي قتل او اقدام كرده بود و در بازجويي‌ها گفت: وقتی اختلاف با شوهرم شدید شد، نقشه قتل او به سرم زد، به همین خاطر یک‌بار به دو مرد تبعه خارجي ۵۰ میلیون تومان پول دادم تا او را گوشمالی بدهند، ولی سرم کلاه گذاشتند و بعد از گرفتن پول فرار کردند.

دومین بار هم زمان آشنایی با مرد جوانی بود. او تعمیرکار خودرو بود. وقتی با او درباره اختلاف با شوهرم صحبت کردم، خواستم مرا در اجرای نقشه قتل کمک کند. او می‌گفت من شبیه عشق سابقش هستم و به من علاقه‌مند شده است، به همین خاطر پیشنهادم را قبول کرد و طبق نقشه سیم ترمز ماشین شوهرم را دستکاری کرد تا در یک تصادف ساختگی کشته شود.

آن روز شوهرم قبل از رفتن به محل کار متوجه روغن‌ریزی ماشینش شد که روی زمین ریخته بود، بنابراین آن را تعمیر کرد. آخرین بار هم بعد از آشنایی با مشتري مغازه‌ام بود. او می‌گفت این قرص‌ها ضربان قلب شوهرم را بالا می‌برد و باعث می‌شود او سکته کند. به این ترتیب کسی از مرگش باخبر نمی‌شود.

دستگيري دو همدست زن
بعد از اعترافات زن، دو همدست او يعني مشتري مغازه‌اش كه قرص‌ها را داده بود و مردي كه خودروي مقتول را دستكاري كرده بودند، دستگير شدند. آنها با اقرار به جرم‌شان با اين حكم‌ها مواجه شدند؛ زن جوان به اتهام مباشرت در قتل، مشتري مغازه به اتهام معاونت در قتل و تعميركار خودرو نیز به اتهام شروع به قتل راهی زندان شدند و پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.

در دادگاه
اولین جلسه محاکمه در شعبه پنجم دادگاه تشکیل شد. شاكيان مادر مقتول و دختر 18‌ساله او بودند و درخواست قصاص داشتند. در اين جلسه زن و مرد جوان از زندان به دادگاه آورده شدند اما مرد تعميركار كه با وثيقه آزاد شده بود وكيلش در دادگاه حضور داشت. زن در جايگاه ايستاد و گفت من همسرم را نكشته‌ام، سه بار به او قرص‌هايي كه مشتري مغازه‌ام داده بود خوراندم كه سالم ماند اما دفعه آخر انگار او دُز داروها را دستكاري كرده بود كه باعث مرگ همسرم شد.

متهم ديگر نيز در جايگاه گفت من فقط در حد كمك به زن براي خواباندن همسرش كه او سركار بيايد قرص خواب دادم و دُزش هم تغييري نكرده بود، قتل را مي‌خواهند گردن من بياندازند! وكيل مرد تعميركار هم گفت موكلش پشيمان است و اعتراف كرده زن او را فريب داده است!جلسه دادگاه پايان يافت، اولياي‌دم درخواست قصاص را دوباره مطرح كردند و قضات براي راي نهايي وارد شور شدند.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - اسلایدراینجا کلیک کنید.