روزنامه هفتصبح، محمود سریزدی| اين بنده كوچك خدا از ابتداي سال 1351 به مدت پنج سال در شهرداري قم افتخار خدمت به مردم اين شهر و زائران بارگاه قدسي حضرت فاطمه معصومه را داشتم. در سال 1353 در يك حادثه رانندگي در جاده تهران - قم به شدت مصدوم و به بيمارستان نكوئي قم انتقال يافتم.
جناب آقاي فقيهزاده از صاحبمنصبان بازنشسته وزارت كشور از راه لطف به عيادت اينجانب آمد. من با آقازاده ايشان فرخ فقيهزاده در دهه 40 در دانشكده حقوق دانشگاه تهران همكلاس بودم. دكتر عليآبادي كه هيچكس در كلاس درسش جرات نطق زدن را نداشت، به شوخي فرخ را «هيتلر» صدا ميكرد و حال آنكه هيچگونه شباهتي بين فرخ و هيتلر نبود.
جناب فقيهزاده مثل ديگر زائران مسجد جمكران سهشنبهها از تهران به قم ميآمد و پس از زيارت بازميگشت. در يكي از اين سهشنبهها بود كه توفيق ديدار ايشان نصيبم شد. آن زمان جمكران مسجد كوچكي بود كه يكي از آقايان برقعيها- كه خاندان بزرگي در قم هستند اداره آن را بهعهده داشت- آقاي فقيهزاده قضيهاي را نقل كرد كه من محترمانه سر به علامت پذيرش تكان دادم اما قضيه خيلي سنگينتر از مخ كوچك من بود…
خلاصه فرمايشات ايشان اين بود كه به اتفاق دوستي كه به بيماري سرطان دچار و غده بزرگي روي ران داشته از تهران به قم ميآيند و چون دير رسيده بودند در مسجد قفل بوده اما خادم چون آقاي فقيهزاده را ميشناخته، در را باز ميكند و خواهش ميكند پس از اداي نماز وقتي بيرون ميآيند در را قفل كنند.
آقاي فقيهزاده در مسجد جواني را ملاقات ميكند كه اتفاقا از بيماري دوست ايشان باخبر بوده و آدرسي را در خيابان چهارمردان قم كه مردي ميانسال و قهوهچي پاساژ صفايي قم بوده، به آنان ميدهد كه نزد او بروند تا دعا كند كه آن دوست بيمار شفا يابد. ميروند و نتيجه ميگيرند و آقاي فقيهزاده به من وعده داد كه نزد آن مرد مستجابالدعوه برود و براي من دعا كند.
چند روز بعد اتفاقا آقاي اسماعيل حبيبي از همكاران عزيز من در شهرداري قم ترتيب ملاقات من با ابوالفضل قهوهچي را داد. من كه در امور متافيزيكي سختگيرم آنچنان از كارها و سخنان ابوالفضل قهوهچي حيرتزده شدم كه روز بعد قضيه را به مرحوم ابوالقاسم سالاري فرماندار عارف و شاعر قم با تخلص حيران در ميان گذاشتم و توسط آقاي حبيبي ترتيب ديدار آقاي سالاري و ابوالفضل قهوهچي داده شد.
ديداري كه چهار ساعت و نيم طول كشيد و وقتي آقاي سالاري به قصد رفتن به منزل اتاق كارش را ترك گفت، نه قادر بود حرف بزند و نه اينكه درست راه برود. لابد اگر كسي بخواهد بيشتر درباره ابوالفضل بداند بهترين شخص آقاي اسماعيل حبيبي و همسايگان اويند.



