روزنامه هفت صبح، محمد صابری| «روزنامهنگاری جرم نیست»؛ بله این گزاره کاملاً بدیهی به نظر میرسد و اساسا درباره هر حرفه و تخصص دیگری هم میتوان آن را مطرح کرد، اما چرا همین گزاره بدیهی، چنان اهمیتی پیدا میکند که تبدیل به تیتر نخست چند رسانه و روزنامه رسمی میشود؟ نه اشتباه نکنید، قرار نیست در صفحات سینمایی «هفت صبح» هم از جنجالهای دنیای سیاست و سوءتفاهمهای برخاسته از حال و هوای غبارآلود این روزها بگوییم، اتفاقا صحبت از «تصویر» است و اینکه شما چه تصویری از یک «روزنامهنگار» در ذهن دارید؟ هر پاسخی به این سوال بدهید، نمیتوان کتمان کرد که بخش عمدهای از این تصویر محصول آن چیزهایی است که در قالب سریالهای تلویزیونی و فیلمهای سینمایی دیدهاید.
اینکه آنچه از زندگی شخصی یک روزنامهنگار و یا تعاملات حرفهای و شغلی آنها در محیط یک تحریریه در قاب تلویزیون و یا پرده سینما دیدهایم چقدر منطبق با واقعیت بوده است، بارها مورد سوال و بررسی قرار گرفته است اما اینبار تصمیم گرفتیم سراغ اصل جنس برویم و از روزنامهنگارانی بگوییم که خود فیلمساز شدهاند و بخشی از دغدغهها و افکارشان را در قالب آثارشان منعکس کردهاند. بهانه این بازخوانی هم علاوهبر گفتوگوی بیشتر درباره حرفه «روزنامهنگاری»، پخش سریالی است که اتفاقا یکی از همین کارگردانان پیشتر روزنامهنگار، آن را به آنتن تلویزیون رسانده است.
رسول صدرعاملی
از سابقه روزنامهنگاریاش چه میدانیم؟ از هفده سالگی روزنامهنگاری را آغاز کرد اما اوجگیریاش در این حرفه زمانی رقم خورد که تحصیلش در کشور فرانسه، همزمان شد با تبعید امام خمینی(ره) به نوفل لوشاتو و همین قرابت مکانی، همزمان با وسوسه ژورنالیستی، رسول صدرعاملی را تبدیل به معتبرترین چهره رسانهای همراه با رهبر انقلاب ایران، در یک مقطع کلیدی از تاریخ معاصر کرد. صدرعاملی بعدها پس از بازگشت به ایران همکاری رسمی خود را با روزنامه اطلاعات آغاز کرد و از نکات جالب درباره این مقطع از فعالیتهای روزنامهنگاریاش دبیری سرویس حوادث این روزنامه است.
چگونه کارگردان شد؟
صدرعاملی از همان ابتدا با دوربین و تصویر هم بیگانه نبود و علاوهبر عکاسی، لحظههایی مستند از بازگشت رهبر انقلاب به ایران را هم ثبت و ضبط کرد. علاقه او به مستندسازی در سالهای دفاع مقدس هم ادامه داشت تا اینکه در سال 59 با تهیهکنندگی «خونبارش» وارد سینمای حرفهای شد و تنها دو سال بعد «رهایی» را بهعنوان اولین تجربه کارگردانی خود مقابل دوربین برد.
شاخصترین اثرش کدام است؟
دغدغههای اجتماعی صدرعاملی که بیشک بیارتباط با دوران روزنامهنگاریاش هم نیست، در عرصه فیلمسازی هم انعکاس داشته و مهمترین فیلمهای او در همین فضا به بار نشستهاند. بعد از «گلهای داوودی» سه گانه صدرعاملی درباره معضلات مرتبط با دختران نوجوان، شاخصترین تجربه او در فیلمسازی بود که از میان آنها «دختری با کفشهای کتانی» و «من ترانه 15 سال دارم» درخشش بیشتری داشت.
سیروس الوند
از سابقه روزنامهنگاریاش چه میدانیم؟ در نیمه دوم دهه 40 و در سن 18 سالگی، گزارشنویسی درباره مسائل و مشکلات شهری را در روزنامه اطلاعات آغاز کرد، اما دلبستگی سیروس الوند به «سینما» آرامآرام او را به سمت نوشتن از فیلمهای سینمایی سوق داد و تبدیل به یک یادداشتنویس و منتقد در نشریات سینمایی همچون «ستاره سینما» شد. «فردوسی»، «گزارش فیلم»، «مجله فیلم»، «بانیفیلم» و «چلچراغ» از دیگر نشریاتی محسوب میشوند که الوند در سالهای بعد در آنها قلم زد.
چگونه کارگردان شد؟
در ادامه مسیر «نوشتن از سینما» بود که سیروس الوند به سمت نگارش فیلمنامه گرایش پیدا کرد و از اوایل دهه 50 نامش بهعنوان فیلمنامهنویس در تیتراژ چند فیلم سینمایی درج شد. او در ادامه همین مسیر و در میانه دهه 50 بود که ردای کارگردانی به تن کرد و «فریاد زیر آب» را ساخت. او البته همزمان با کارگردانی، همچنان یکی از فیلمنامهنویسان پرکار در سینمای ایران باقی ماند.
شاخصترین اثرش کدام است؟
سیروس الوند هم در عرصه فیلمسازی، تلاش کرد دغدغههای اجتماعی خود را دنبال کند. او تا به امروز 30 فیلمنامه نوشته و 21 فیلم را کارگردانی کرده است اما در میان آثارش میتوان «دستهای آلوده» را یکی از موفقترینها دانست. «یک بار برای همیشه»، «هتل کارتن»، «مزاحم» و «رستگاری در 8 و 20 دقیقه» از دیگر فیلمهای مطرح سیروس الوند در مقام کارگردان محسوب میشود که در زمان خود به دلیل سوژههایشان مورد توجه قرار گرفتند.
ایرج کریمی
از سابقه روزنامهنگاریاش چه میدانیم؟ بیش از آنکه روزنامهنگار باشد، یک منتقد تمام عیار بود. ایرج کریمی که از سر دلبستگی به حوزه فیلمسازی و سینما، تحصیل در رشته مهندسی در دانشگاه امیرکبیر را نیمهکاره رها کرد، بعدها با مطالعه در حوزه تاریخ سینما و فیلمسازی، تبدیل به یکی از منتقدان صاحبنظر در حوزه نقد فیلم شد. او تا پیش از آنکه تبدیل به یک منتقد شناختهشده شود، در کانون پرورش فکری کودکان بهعنوان کارشناس سینمایی مشغول به کار شد و بعدها مقالاتش در ماهنامه «فیلم» مورد رجوع بسیاری از سینمادوستان قرار گرفت.
چگونه کارگردان شد؟
کار حرفهای در سینما را با فیلمنامهنویسی آغاز کرد. او در اواخر دهه 60 فیلمنامه یکی از موفقترین فیلمهای کودک و نوجوان به کارگردانی ابوالحسن داوودی را نوشت. «سفر جادویی» شروع بسیار خوبی برای ایرج کریمی بود اما او خیلی زود از فیلمنامهنویسی فاصله گرفت و دهه 70 را با کارگردانی در تلویزیون آغاز کرد. در پایان همین دهه بود که با ساخت «از کنار هم میگذریم» رسما ردای کارگردانی به تن کرد.
شاخصترین اثرش کدام است؟
زندهیاد ایرج کریمی در دوران فیلمسازی خود تنها پنج فیلم را توانست به سرانجام برساند که برای طیفی از مخاطبان سینما، آثاری قابلتوجه هم بودند. از میان این آثار «از کنار هم میگذریم» و «باغهای کندلوس» بیشتر مورد توجه قرار گرفت. «نسل جادویی» از آثار متفاوت کارنامه کریمی بود که تا مدتها در توقیف ماند و سرانجام هم نتوانست رنگ پرده سینماها را به خود ببیند.
فریدون جیرانی
از سابقه روزنامهنگاریاش چه میدانیم؟ اگر بتوان فصل مشترکی میان سینما و روزنامهنگاری ترسیم کرد، حتما یکی از چهرههای شاخص و فعال در این عرصه فریدون جیرانی است. علاقه او به روزنامهنگاری به حدی بوده که خود در خاطراتش میگوید از 14 سالگی و با چسباندن عکس در دفترچه 40 برگ، برای خودش مجله خانگی درست میکرده است! او در دورهای بهعنوان خبرنگار در تحریریه روزنامههای رسمی پیش از انقلاب مشغول به کار شد اما دوره طلایی فعالیت او در بازه سردبیری هفتهنامه «سینما» بود. هفتهنامهای که هر چند در مقطعی تعطیل شد اما جیرانی در دهه 90 باردیگر در بازهای یک ساله آن را سردبیری کرد. او هنوز هم یکی از شاخصترین روزنامهنگاران پیشکسوت در حوزه سینما محسوب میشود.
چگونه کارگردان شد؟
جیرانی هم از مسیر فیلمنامهنویسی وارد سینما شد. او در نیمه نخست دهه 60 فیلمنامه مهم «گلهای داوودی» را برای رسول صدرعاملی نوشت اما خودش در سال 66 و با فیلم نهچندان موفق «صعود» بهصورت رسمی وارد عرصه کارگردانی سینما شد.
شاخصترین اثرش کدام است؟
از میان 15 فیلمی که فریدون جیرانی در 4 دهه گذشته کارگردانی کرده است، بیتردید «قرمز» جایگاهی ویژهتر از دیگر فیلمها دارد. ملودرامی روانشناسانه که در مقطع ساخت جزو آثار جریانساز سینمای ایران بود. «شام آخر» و «من مادر هستم» را هم میتوان از فیلمهای جسورانه جیرانی در مقام کارگردان دانست. او در حوزه سریالسازی هم تجربههایی مانند «مرگ تدریجی یک رویا» و «تعبیر وارونه یک رویا» به سرانجام رسانده است.
حمید نعمتالله
از سابقه روزنامهنگاریاش چه میدانیم؟ سابقه فعالیت مطبوعاتی حمید نعمتالله هم به هفتهنامه «سینما» بازمیگردد. او در مقطعی بهعنوان یک سینمایینویس در نشریه «گزارش فیلم» هم قلم زد و مشخصا تجربه روزنامهنگاریاش هم معطوف به حوزه سینما بوده است. او فراتر از گزارشنویسی و گفتوگو با سینماگران، آرامآرام در حوزه نقد هم دست به قلم میشود و بهعنوان منتقد فیلم مطالبی را در نشریات معتبر سینمایی مینویسد.
چگونه کارگردان شد؟
حمید نعمتالله فعالیت حرفهای در سینما را با دستیاری ایرج قادری در فیلم مهم «میخواهم زنده بمانم» آغاز کرد و بعدها در کنار فیلمساز معتبری چون مسعود کیمیایی ایستاد و در دو فیلم «ضیافت» و «مرسدس» دستیاری او را تجربه کرد. او دهه هفتاد را با همین فعالیتها و تجربهها پشت سر گذاشت تا در آستانه دهه 80 فیلم «بوتیک» را با داستانی متفاوت و شخصیتهای خاص کارگردانی کند و بهعنوان یک فیلمساز صاحب نگاه به سینمای ایران معرفی شود.
شاخصترین اثرش کدام است؟
هم در قاب تلویزیون و هم بر پرده سینما، حمید نعمتالله بهعنوان کارگردانی خاطرهساز ظاهر شده است. فیلمبازهای حرفهای هنوز هم «بوتیک» را بهعنوان یکی از بهترین فیلماولهای سینمای ایران میدانند و آثاری همچون «بیپولی»، «آرایش غلیظ» و «رگ خواب» را هم تحسین میکنند. در قاب تلویزیون هم بیتردید «وضعیت سفید» یکی از ماندگارترین تجربهها برای مخاطبان محسوب میشود. نعمتالله چند سالی است در تلاش است تا «قاتل و وحشی» را از محاق توقیف نجات دهد.
کیومرث پوراحمد
از سابقه روزنامهنگاریاش چه میدانیم؟ در مقطعی با نام مستعار «مسعود مسعود» با مجله «فردوسی» همکاری میکرد. در میانه دهه 40 بود که نوشتههای کیومرث پوراحمد بهعنوان نقد خوانندگان در مجلات سینمایی معتبر منتشر میشد. این همکاری بعدها در قالب جدیتر با نشریاتی مانند «فیلم و هنر»، «روزنامه اطلاعات»، «ماهنامه فیلم»، «گزارش فیلم» و «دنیای تصویر» ادامه پیدا کرد. او در زمینههای مختلفی مانند یادداشتنویسی، تهیه گزارش و گفتوگو با هنرمندان، حضور فعالی در این رسانهها داشت.
چگونه کارگردان شد؟
دستیاری نادر ابراهیمی در مجموعه تلویزیونی «آتش بدون دود» در سال 53 نقطه شروع فعالیت حرفهای کیومرث پوراحمد در عرصه فیلمسازی محسوب میشود. او اما در ابتدای دهه 60 با فیلم «باران» بود که وارد عرصه کارگردانی فیلم بلند شد. پوراحمد البته دایره فعالیتهای خود را به سینما محدود نکرد و بعدها در قالب تلویزیون هم خوش درخشید و آثار ماندگاری را به یادگار گذاشت.
شاخصترین اثرش کدام است؟
از میان 20 فیلم بلندی که کیومرث پوراحمد ساخته، چند تجربه موفق ثبت شده است که از آن میان میتوان «خواهران غریب» و «شب یلدا» را دو نقطه اوج توصیف کرد. بخش عمده شهرت کیومرث پوراحمد اما وامدار یک تجربه تلویزیونی ماندگار است. «قصههای مجید» هنوز هم از سریالهای محبوب در ویترین تولیدات تلویزیون محسوب میشود و توفیق آن به اندازهای بود که پوراحمد دو فیلم سینمایی «شرم» و «صبح روز بعد» را براساس همان حال و هوا روانه پرده نقرهای سینما کرد.
ابوالحسن داوودی
از سابقه روزنامهنگاریاش چه میدانیم؟ ابوالحسن داوودی را هم باید از آن فیلمسازان عشق سینمایی دانست که تا پیش از ورود رسمی به عرصه فیلمسازی و تکیه بر کرسی کارگردانی، با قلم زدن و نقدنویسی علاقهمندیهای خود به سینما را پیگیری میکردند. داوود هم این فعالیت را با نقد فیلم در هفتهنامه «سروش» وابسته به سازمان صداوسیما آغاز کرد اما بعدها این فعالیت را در ماهنامه «فیلم» پی گرفت تا تبدیل به یکی از نامهای آشنا برای پیگیران این نشریه معتبر سینمایی در دهه 60 و 70 شود.
چگونه کارگردان شد؟
در کارنامه فعالیت حرفهای ابوالحسن داوودی، نگارش فیلمنامه فیلم سینمایی «پاییزان» به کارگردانی رسول صدرعاملی، اولین و مهمترین گام است. او دو سال بعد از این تجربه، با فیلمنامهای به قلم خودش، فیلم سینمایی «سفر عشق» را کارگردانی میکند اما در اولین گام چندان موفق ظاهر نمیشود. «سفر جادویی» در سال 69 اما یک اوجگیری تمام عیار برای داوودی بود تا نام خود را بهعنوان یک فیلمساز علاقهمند به خلاقیت و فانتزی در سینمای ایران ثبت کند.
شاخصترین اثرش کدام است؟
«جیببرها به بهشت نمیروند»، «من زمین را دوست دارم» و «مرد بارانی» از تجربههای متنوع داوودی در حوزه کارگردانی محسوب میشوند اما به عنوان آثار شاخص میتوان به «نان، عشق، موتور1000» و «رخ دیوانه» در کارنامهاش اشاره کرد. «زادبوم» یکی از پرحاشیهترین تجربههای داوودی در کارگردانی بود که نزدیک به یک دهه توقیف را تجربه کرد.
اصغر نعیمی
از سابقه روزنامهنگاریاش چه میدانیم؟ اصغر نعیمی از سال 1369 فعالیت پیوسته خود را با مطبوعات و رسانهها آغاز کرد. او هم همانند طیفی از فیلمسازان علاقهمند به سینما، در دوره فعالیت مطبوعاتی خود به یادداشتنویسی و نقد میپرداخت اما فعالیتهایش به نقد فیلم محدود نبود و بهعنوان خبرنگار هم حضوری میدانی در جریان تولید و اکران سینمای ایران در دهه 60 و 70 داشت. نعیمی در مقطعی دبیری جشنواره «نوشتار سینمایی» را برعهده داشت.
چگونه کارگردان شد؟
نعیمی هم ورود به عرصه حرفهای فیلمسازی را با دستیاری کارگردان آغاز کرد. او در کنار فیلمسازانی مانند فریدون جیرانی، کیومرث پوراحمد و کیانوش عیاری، دستیاری و برنامهریزی را تجربه کرد و همزمان فعالیتهای رسانهای خود را هم پی گرفت تا اینکه در سال 85 اولین فیلم خود در مقام کارگردان را بهعنوان «بیوفا» جلوی دوربین برد.
شاخصترین اثرش کدام است؟
اصغر نعیمی جزو آن دسته از منتقدان و روزنامهنگارانی است که ورودش به عرصه کارگردانی تا به اینجا با توفیق چندانی همراه نبوده است. او بعد از اولین فیلم خود یعنی «بیوفا» که یک تجربه متوسط با داستانی گیشهپسند محسوب میشد، «سلام بر عشق» را هم در همان حال و هوا کارگردانی کرد. شکست در این جنس از فیلمسازی او را به «سایههای موازی» رساند و بعد از آن هم «هایلایت» را ساخت تا در حوزه ملودرام هم طبعآزمایی کند، اما بازهم ناکام ماند. نعیمی این روزها کمدی «خط استوا» را در انتظار اکران دارد.
امیرشهاب رضویان
از سابقه روزنامهنگاریاش چه میدانیم؟ هر چند با کمی فاصله زمانی اما میتوان نقطه آغاز فعالیت امیرشهاب رضویان در حوزه روزنامهنگاری را با ابوالحسن داوودی مشترک دانست. رضویان هم فعالیت مطبوعاتی خود را در میانه دهه 60 با هفتهنامه سروش سازمان صداوسیما آغاز کرد. او در ادامه روزنامهنگاریاش را در قالب همکاری با مجلههای «گزارش فیلم»، «گل آقا»، «فیلم» و روزنامههای «شرق» و «تهران امروز» به عنوان نویسنده ستون طنز و نگارش یادداشت سینمایی ادامه داد.
چگونه کارگردان شد؟
از سینماگران شاخص برخاسته از جریان سینمای استانها محسوب میشود. او فیلمسازی را با کارگردانی فیلمهای کوتاه در جریان سینمای مستقل همدان آغاز کرد. «سفر مردان خاکستری» و «تهران ساعت 7 صبح» را در آستانه دهه 80 کارگردانی کرد تا به صورت رسمی وارد جریان کارگردانی سینما شود. او هرچند تحصیلات کارشناسی خود را در حوزه سینما پیگیری کرده بود اما در کارشناسی ارشد بهصورت تخصصی سراغ پویانمایی رفت و در این زمینه مدرک گرفت.
شاخصترین اثرش کدام است؟
سومین فیلم امیرشهاب رضویان، تا به اینجا موفقترین و مطرحترین ساختهاش بوده است. او برای «مینای شهر خاموش» سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی را از جشنواره فیلم فجر گرفت و بهصورت ویژه توجه منتقدان را هم به سمت خود جلب کرد. او در مجموع فیلمسازی بهشدت گزیدهکار است اما علاقهمندیاش به سینما سبب شده تا در حوزههایی همچون اجرای برنامه سینمایی در تلویزیون هم طبعآزمایی کند.
سروش صحت
از سابقه روزنامهنگاریاش چه میدانیم؟ برای بسیاری از آنها که مشتری ثابت ماهنامه «فیلم» در یک دهه اخیر بودهاند، طعم و مزه بهاریههای سروش صحت به این راحتیها فراموششدنی نیست. او یکی از نویسندگان خوش قلم و خوش قریحه در مجلات و نشریات سینمایی به حساب میآید که البته نوشتههایش محدود به حوزه سینما نیست. او با نگاهی متفاوت، مسئلهها و دغدغههای اجتماعی و سیاسی روز را هم هر از گاهی موردتوجه قرار داده و از این زاویه ستوننویسی در مطبوعات را هم تجربه کرده است. تاکسینوشتههای سروش صحت در روزنامه اعتماد از همین جنس بوده است.
چگونه کارگردان شد؟
سروش صحت را باید از نسل بازیگران برخاسته از آثار کمدی مهران مدیری دانست. «جنگ 77» در نوروز 77 نقطه آغاز فعالیت و شهرت توأمان صحت، بهعنوان بازیگر بود اما او در همان برنامه نویسندگی هم میکرد. «شراره» در سال 78 به کارگردانی سیامک شایقی، نقطه ورود صحت بهعنوان بازیگر به سینما بود. او کارگردانی را در قاب تلویزیون آغاز کرد و تجربههای بسیار موفقی هم در حوزه کمدی به نام خود ثبت کرد که از شاخصترین آنها میتوان به «ساختمان پزشکان» و «لیسانسهها» اشاره کرد.
شاخصترین اثرش کدام است؟
سروش صحت در سینما تا به امروز تنها یک فیلم کارگردانی کرده است اما همین یک فیلم آنقدر موفق بوده و موردتحسین قرار گرفته که میتوان گفت بسیاری چشم به راه فعالیتهای بعدی او هستند. «جهان با من برقص» بهترین آغاز برای صحت در سینما بود.
مهرداد فرید
از سابقه روزنامهنگاریاش چه میدانیم؟ فعالیت مطبوعاتی را با دبیری سرویس هنری روزنامه «سلام» در دهه 70 آغاز کرد. او دبیری سرویس فرهنگ روزنامههای «مشارکت» و «نوروز» را هم در کارنامه خود دارد. بعدها بهعنوان سردبیر فصلنامه «نقد سینما» فعالیت داشت و مؤسس و سردبیر اسبق مجله «فیلمنگار» هم محسوب میشود. همین کارنامه نشان میدهد که مهرداد فرید، یک روزنامهنگار تمام عیار در حوزه تخصصی خودش یعنی سینما بوده است. روزنامهنگاری که در همین راستا از پایهگذاران انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی هم محسوب میشود.
چگونه کارگردان شد؟
تحصیلات فرید در حوزه روانشناسی بود اما دلبستگی اصلیاش، او را از مسیر روزنامهنگاری به سینما نزدیک کرد تا اینکه در سال 84 با کارگردانی فیلم سینمایی «آرامش در میان مردگان» رسما وارد عرصه کارگردانی شد. او نگارش فیلمنامه همه آثار سینماییاش را خودش برعهده داشته و با ورود به حوزه تهیهکنندگی، دامنه فعالیتهای سینمایی خود را گستردهتر کرده است.
شاخصترین اثرش کدام است؟
مهرداد فرید را هم میتوان جزو آن دسته از سینمایینویسانی دانست که در ورود به عرصه کارگردانی چندان با توفیق مواجه نشدند. او علاوهبر کارگردانی فیلمهای متوسطی همچون «همخانه»، «از ما بهتران» و «بیتابی بیتا»، فیلم عجیب و غریبی مانند «زنها شگفتانگیزند» را هم در کارنامه خود دارد. از این منظر فرید هنوز نتوانسته است در عرصه فیلمسازی به امضای مشخصی برای آثارش برسد و میتوان او را همچنان در مرحله آزمون و خطا دانست.
مسعود دهنمکی
از سابقه روزنامهنگاریاش چه میدانیم؟ «جبهه» و «شلمچه» برای همه پیگیران فضای مطبوعاتی ایران در سالهای دهه 70 نامهایی آشنا هستند. نشریات تند و تیز نزدیک به جریان «انصار حزبالله» که در کنار «یالثارات»، مدیر مسئولی و سردبیری آنها را مسعود دهنمکی برعهده داشت. او که دانشآموخته علوم سیاسی بود، از چهرههای فعال حاضر در نماز جمعه تهران بود که همزمان تلاش میکرد برخی از مواضع خود را در نشریاتش منعکس کند. او البته در میانه دهه 70 از جریان انصار حزبالله منشعب شد. «صبح دوکوهه» از آخرین نشریاتی بوده که دهنمکی سکانداری آن را برعهده داشت.
چگونه کارگردان شد؟
دهنمکی در راستای مواضع انتقادی خود نسبت به دولت اصلاحات، در همان نیمه دوم دهه 70 دست به دوربین شد و دو مستند پرحاشیه «فقر و فحشا» و «کدام استقلال، کدام پیروزی» را کارگردانی کرد. به پشتوانه همین تجربه با روی کار آمدن دولت محمود احمدینژاد، در میانه دهه 80 او «اخراجیها» را نوشت و کارگردانی کرد تا رسما وارد سینمای حرفهای شود.
شاخصترین اثرش کدام است؟
دهنمکی اصرار عجیبی به دنبالهسازی دارد. بعد از توفیق «اخراجیها» در گیشه، او آن را تبدیل به یک سهگانه کرد و بعد از آنها فیلم «رسوایی» را ساخت، تلاش کرد آن را هم در همین قالب ادامه دهد که در نسخه دوم متوقف ماند. «معراجیها» و «زندانیها» دیگر تجربههای دهنمکی در سینما بودند که هنوز نتوانستهاند توفیق اولین فیلمش را تکرار کنند.
بهروز شعیبی
از سابقه روزنامهنگاریاش چه میدانیم؟ شاید جالب باشد بدانید بهروز شعیبی کارگردان و بازیگر شناختهشده این روزهای سینما، زمانی در قامت خبرنگار بهدنبال چهرههای سینمایی شناختهشده در محلات تهران میگشته تا بتواند برای روزنامه «همشهری» با آنها به گفتوگو بنشیند. او در میانه دهه 70 اینگونه مشغول به فعالیت در حوزه مطبوعات شد و بعدها همکاریاش با رسانهها با ضمیمه «روز هفتم» روزنامه «همشهری» و ماهنامه «سینما ویدئو» ادامه پیدا کرد.
چگونه کارگردان شد؟
هنوز یکی از ماندگارترین قابهای بهروز شعیبی در سینما، مربوط به اولین حضور جدیاش در مقابل دوربین یک کارگردان مطرح، در فیلم «آژانس شیشهای» است. فرزند بزرگ حاج کاظم، خیلی زود پلههای ترقی را در سینما طی کرد و علاوهبر بازیگری، در حوزههای حساسی همچون دستیاری و برنامهریزی تجربههایی را کسب کرد. در سال 84 «باغ آلوچه» را بهعنوان یک تلهفیلم کارگردانی کرد و در گام بعدی با کارگردانی «دهلیز» در سال 91، رسما وارد عرصه کارگردانی سینمایی بلند شد.
شاخصترین اثرش کدام است؟
از نگاه برخی منتقدان، همچنان «دهلیز» را میتوان یکی از موفقترین تجربههای کارگردانی بهروز شعیبی دانست. با این همه اما «سیانور»، «دارکوب» و «روز بلوا» هم از تجربههای قابل توجه در کارنامه او محسوب میشوند. «بدون قرار قبلی» بهعنوان آخرین ساخته بهروز شعیبی هم تا به اینجا بازخوردهای متفاوتی از سوی منتقدان دریافت کرده است. در مجموع البته این فیلم جزو تجربههای موفق این کارگردان به حساب میآید.
ابوالقاسم طالبی
از سابقه روزنامهنگاریاش چه میدانیم؟ حوزه تخصصی و تحصیلات دانشگاهیاش حقوق قضایی است اما علاقهمندیاش به روایتگری او را در همان جوانی به سمت داستاننویسی سوق داد. اصلیترین تجربه او در حوزه روزنامهنگاری اما به سردبیری هفتهنامه «سینماویدئو» بازمیگردد. نشریهای که همزمان با استقرار دولت اصلاحات متولد شد تا یک پایگاه صریح مطبوعاتی در نقد سیاستهای فرهنگی و سینمایی دولت وقت باشد. طالبی همین امروز هم ادبیاتی تند و تیز در نقد برخی جریانهای فکری در سینمای ایران دارد.
چگونه کارگردان شد؟
طالبی تا قبل از دهه 70 فعالیت سینمایی خود را در قالب کارگردانی فیلمهای کوتاه دنبال میکرد تا اینکه در سال 74 با نقشآفرینی جمشید هاشمپور فیلم سینمایی «ویرانگر» را کارگردانی کرد و رسما وارد سینمای حرفهای شد. با تغییر دولت و روی کار آمدن دولت اصلاحات، او در حوزه کارگردانی هم «آقای رئیسجمهور» را ساخت تا نشان دهد در موضعگیری سیاسی نسبت به مخالفان خود، هیچ ابایی ندارد. فیلم او برای دو دهه توقیف شد!
شاخصترین اثرش کدام است؟
طالبی در کارنامه سینمایی خود «دستهای خالی» را هم دارد اما بیشک مهمترین تجربهاش در سینما که بیش از هر کار دیگری با آن شناخته خواهد شد، کارگردانی «قلادههای طلا» با رویکرد ارائه روایتی سینمایی از تحولات سال 88 است. فیلمی که هم از نظر محتوایی و هم از نظر ساختاری منتقدانی هم دارد اما تا به امروز پرحاشیهترین و جدیترین تجربه سینمای ایران در حوزه بازخوانی یک رویداد سیاسی بوده است.
مهدی کرمپور
از سابقه روزنامهنگاریاش چه میدانیم؟از سال 71 در مجلات فرهنگی اجتماعی و روزنامههایی چون «شرق»، «اعتماد»، «بهار»، «همشهری»، «بانی فیلم»، ماهنامه «فیلم» و «سینما ادبیات» به نوشتن یادداشت مشغول بوده است. جنس یادداشتهای کرمپور البته صرفا از جنس نقد سینمایی نبوده و او نیز تلاش داشته در حوزه روزنامهنگاری، با نگاهی متفاوت به برخی موضوعات سیاسی و اجتماعی روز، از زاویه نگاه خود واکنش نشان دهد. همان رویکردی که بعدها در مستندسازی برای شبکههای برونمرزی تلویزیون هم آن را دنبال کرد.
چگونه کارگردان شد؟
ورود مهدی کرمپور به عرصه کارگردانی از سینمای مستند بود. او که تحصیلات در زمینه کارگردانی سینما را تا مقطع کارشناسی ارشد ادامه داده است، کار فیلمسازی را با آثار مستند و فیلمهای کوتاه آغاز کرد و همزمان به تدریس سینما هم پرداخت. در سال 81 اما این فرصت برای او پیش آمد تا در مقام کارگردان فیلم «جایی دیگر» را به سرانجام برساند. کرمپور بعدها کارگردانی تلهفیلم و سریال را در تلویزیون هم تجربه کرد.
شاخصترین اثرش کدام است؟
هم «جایی دیگر» و هم «چه کسی امیر را کشت» به لحاظ فرمی تجربههایی متفاوت برای یک فیلمساز تازهکار محسوب میشدند و به همین جهت میتوان آغاز به کار کرمپور در حوزه کارگردانی را عجین با حاشیهها دانست. او بعدها در کنار داریوش مهرجویی، اپیزودی از فیلم «طهران، تهران» را کارگردانی کرد اما شاخصترین و پرحاشیهترین فیلم او «پل چوبی» بود که تا مرحله توقیف هم پیش رفت.
هادی مقدمدوست
از سابقه روزنامهنگاریاش چه میدانیم؟هر چند کارگردانی دوستداشتنی و بیحاشیه است اما باید اذعان کرد که او بیش از تصویر، بر کلمات اشراف دارد و این اشراف را بارها در فیلمنامههایی که به تحریر درآورده هم ثابت کرده است. هادی مقدمدوست سابقهای روشن در عرصه روزنامهنگاری سینمایی دارد. او در سالهای فعالیت مطبوعاتی خود با نشریاتی همچون مجله «فیلم نگار»، «سروش»، «همشهری جوان»، «همشهری داستان»، «فیلم» و «24» به عنوان خبرنگار و نویسنده همکاری داشته است که جنس قلم و نگاهش برای خیلی از مجلهبازهای حرفهای سینما، همچنان نوستالژیک و دوستداشتنی است.
چگونه کارگردان شد؟
هادی مقدمدوست هم کار حرفهای خود در زمینه فیلمسازی را با فیلمهای کوتاه و در جریان سینمای جوان آغاز کرد. او در مسیر فعالیتهای مطبوعاتی خود، شناختش نسبت به سینما و فیلمسازی را تکمیل کرد تا در همراهی با حمید نعمتالله توانست سهمی در نگارش فیلمنامه «بیپولی» داشته باشد. همکاری این دو در سریال تحسینشده «وضعیت سفید» هم ادامه پیدا کرد تا اینکه در سال 91 مقدمدوست اولین فیلم سینمایی خود را با نام «سر به مهر» کارگردانی کرد.
شاخصترین اثرش کدام است؟
واقعیت این است که هرچند مقدمدوست در زمینه کارگردانی مستقل سینمایی تنها دو فیلم «سر به مهر» و «هیهات» را در کارنامه دارد اما نمیتوان سهم حضور فکری او در کنار حمید نعمتالله در شکلگیری آثاری همچون «وضعیت سفید» و یا «آرایش غلیظ» و «شعلهور» را نادیده گرفت. مقدمدوست این روزها در تلاش است تا فیلم تازه خود را به جشنواره فجر برساند.



