روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری| فيلم «قسم» را خاطرتان هست؟ فيلم درباره اجراي قسامه است. ماجراي قتل يك زن كه شوهرش مظنون است و چون روال دادگاه نميتواند به تنهايي حكم صادر كند بايد اجراي قسامه صورت بپذيرد تا به قاتل راي برائت داده نشود. لحظاتي نفسگير براي كسي كه قرار است قسم بخورد شاهد جرم بوده يا نبوده يا اطلاعاتي دارد! قسامه هم مراحل خاص خود را دارد. قسامه زمانی انجام میشود که قاضی مورد قتل یا جراحت وارده را از موارد لوث تشخیص دهد.
لوث به معنی وجود قرائن و دلایلی است که برای اثبات وقوع جرم کافی نباشد ولی ظن به راست بودن آن وجود داشته باشد؛ مثلاً شهادت یک شاهد یا شهادت کودک مورد اعتماد یا حضور متهم در محل قتل همراه با آثار جرم.برای اقامه قسامه سوگند خوردن ۵۰ نفر از بستگان پدری ذکور مدعیِ وقوع قتل لازم است. قسم خوردن این افراد مبنی بر وقوع قتل توسط متهم برای اثبات قتل کافی است. برای اثبات قتل عمدی که مجازات آن قصاص میباشد، باید 50 نفر از خویشاوندان و بستگان مرد شاکی قسم بخورند که متهم قاتل است یا از قاتلبودن او اطلاع دارند.
اما سوگندخورندگان نمیتوانند زن باشند و این قسمها نیز نمیتواند تکراری باشد. یعنی هیچیک از قسمخورندگان برای اثبات قتل(خواه از نوع عمدی و خواه غیرعمدی) نمیتواند بیش از یکبار قسم بخورد. بنابراین، تعداد افراد اهمیت دارد. مثلاً یک نفر نمیتواند 10 قسم بخورد تا در کنار 40 قسم دیگر به 50 قسم برسد و در قتل غیرعمدی با قسم 25 مرد اثبات ميشود. اگرچه فراموش نكنيد قسم دروغ خوردن هم داراي حكم و جرم است. در اين گزارش پنج پرونده كه با اجراي مراسم قسامه تعيين تكليف شدند را بررسي ميكنيم.
اجراي قسامه به دليل قتل رفيق
رسیدگی به این پرونده از تابستان سال ۹۳ با حضور پسر جوانی بهنام سیامک در کلانتری شهر ری آغاز شد، او مدعی بود چند مرد تبعه خارجی به او و دوستش قاسم حمله کردهاند. وی در توضیحات بیشتر گفت: چند سالی است که ضایعات جمع میکنم و از این طریق زندگیام را میگذرانم. چند روز قبل یک مرد تبعه خارجی به سراغم آمد و گفت صاحبکارش میخواهد ضایعات ساختمانش را بفروشد. به همین خاطر به همراه دوستم قاسم به آنجا رفتیم اما به محض اینکه رسیدیم چند مرد ناشناس به ما حمله کردند و ما را به داخل کانال آب انداختند من به سختی فرار کردم و از سرنوشت دوستم هم خبری ندارم.
به دنبال اظهارات پسر جوان، مأموران پلیس به بررسی پرداختند و ساعتی بعد جسد قاسم را از داخل کانال آب پیدا کردند. اما ردی از مردان ناشناس به دست نیامد. از طرفی پدر و مادر قاسم از سیامک شکایت کردند و مدعی شدند پسرشان به دست او کشته شده و متهم قصد دارد با منحرف کردن مسیر پرونده از مجازات فرار کند.پسر جوان بعد از بازداشت گفت به هيچ عنوان خصومتي با مقتول نداشته تا او را به قتل برساند اما اولياي دم گفتند چطور او توانسته از كانال پر از آب فرار كند اما پسر ما كشته شده است! قضات پرونده را لوث تشخیص داده و به برگزاری مراسم قسامه حکم دادند. با این حکم، اولیای دم باید 50 نفر از بستگان نسبی خود را برای ادای سوگند به دادگاه معرفی کنند تا آنها قسم بخورند سیامک قاتل است و در این صورت وی به عنوان قاتل قصاص خواهد شد.
اجراي قسامه در پرونده رستوران پرنده آبی بخارست
پسر 24 سالهاي به نام بهرام در جريان درگيري دستهجمعي در رستوران ايراني «پرنده آبي» شهر بخارست پايتخت روماني به قتل رسيد. دقايقي بعد مأموران پليس محلي با حضور در محل جنايت و بررسيهاي مقدماتي، پسري به نام «منصور» را به اتهام قتل بازداشت كردند، اما وي پس از تحمل حدود شش سال زندان، سرانجام بيگناه شناخته و راهي ايران شد. براساس محتويات پرونده، شامگاه 11 مارس 1995 پسر 24سالهاي به نام بهرام در جريان درگيري دستهجمعي در رستوران ايراني «پرنده آبي» شهر بخارست به قتل رسيد.
اما وي سال 1380 و به دنبال شكايت مادر «بهرام» مقتول بازداشت شد. مادر مقتول در شكايتش گفت: «پسرم اسفند سال 74 براي سفري تفريحي به كشور روماني رفت و 12 روز بعد هنگامي كه همراه چند هموطنش به رستوران ايراني «پرنده آبي» رفته بود، در جريان يك درگيري با چاقو كشته شد. همان موقع نيز مأموران پليس محلي يك پسر ايراني به نام «منصور» را به عنوان قاتل بازداشت كردند، اما وي در تمام تحقيقات منكر قتل شد. با اين وجود به دنبال اظهارات شاهدان، منصور در دادگاه روماني محكوم و پس از تحمل 6 سال زندان از اين كشور اخراج شد. حالا هم تقاضا دارم او دستگير و طبق قوانين اسلامي محاكمه شود.»متهم دوبار به اعدام و يك بار ديه محكوم شد و دفعه آخر حكم به اجراي مراسم قسامه داده شد. اولياي دم 50 نفر را براي قسامه بايد معرفي ميكردند.
آزادي نوعروس بعد از اجراي قسامه
در این پرونده دختر ۲۷سالهای به نام مریم متهم است که اوایل سال ۷۸ مدت کوتاهی پس از عروسی، همسرش به نام علی را به قتل رسانده است. جسد مثله شده علی که در سه نقطه از تهران کشف شد این فرضیه را قوت بخشید که عامل جنایت تنها به انگیزه انتقامجویی دست به چنین جنایتی زده است. بنابراین از آنجایی که همسر قربانی بهرغم میل باطنیاش با علی ازدواج کرده بود، تنها مظنون پرونده شناخته شد.اما مریم در طول ۶ سال هرگز به قتل همسرش اعتراف نکرد و با وجود اینکه سه بار از سوی دادگاههای مختلف جنایی به اعدام محکوم شد اما احکام صادره از سوی قضات دیوان عالی کشور نقض شد.در نهايت صبح 20 مرداد سال 1385، قرار شد نوعروس 50 نفر را براي مراسم قسامه معرفي كند تا آزاد شود. اگرچه او نتوانست آن زمان 50 نفر را براي قسامه معرفي كند.
اجراي مراسم قسامه و مجازات متهم
عصر روز 16آبان ماه سال96 مردی با پلیس تماس گرفت و از قتل پسرعمهاش با شلیک گلوله خبر داد. او گفت: همراه پسرعمهام و پسر 4سالهاش برای دیدن یکی از دوستانش به حوالی بزرگراه خلیجفارس رفتیم. دوست او که یک پژو207 داشت وقتی ما را دید پیاده شد و بیمقدمه به طرف پسرعمهام شلیک و فرار کرد. با اینکه پسرعمهام را به بیمارستان رساندم اما او جانش را از دست داد.بهدنبال این حادثه دوست مقتول دستگیر شد.
او درگیری با مقتول را پذیرفت اما ادعا کرد تیراندازی ناخواسته اتفاق افتاده است. با وجود این پرونده اتهامی وی با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. در جلسه محاکمه که در شعبه دهم برگزار شد در حالی که اولیای دم مقتول خواستار قصاص قاتل شده بودند، متهم در دفاع از خودش گفت: من و مقتول با هم دوست بودیم، اما از مدتی قبل با هم اختلاف حساب پیدا کردیم. روز حادثه با هم قرار گذاشتیم و قرار بود او پولم را پس بدهد اما وقتی از راه رسید به سمت ماشینم سنگ پرتاب کرد و ناگهان برایم اسلحه کشید اما من دستش را گرفتم و ناگهان از اسلحهاش تیر شلیک شد و به او برخورد کرد.
من هم از ترس فرار کردم تا اینکه فهمیدم او کشته شده است. باور کنید من اسلحهای نداشتم و کلت متعلق بهخودش بود.در این جلسه پسر دایی مقتول که شاهد حادثه اما در این مدت به اتهام قاچاق موادمخدر دستگیر و زندانی بود در جایگاه ایستاد و علیه متهم شهادت داد. او گفت: متهم بیمقدمه اسلحه کشید و پسرعمهام را به قتل رساند و حالا برای فرار از مجازات داستانسرایی میکند. در دور دوم رسیدگی به این پرونده اولیای دم 50 نفر از بستگان نسبی مرد در دادگاه حاضر شدند. آنها سوگند یاد کردند که متهم قاتل است. در ادامه قضات دادگاه حکم به قصاص متهم دادند.
هرچند متهم و وکیل مدافعش به این رأی دادگاه اعتراض کردند و پرونده برای بررسی نهایی به دیوان عالی کشور فرستاده شد. درنهایت اما قضات شعبه۳۲ دیوان رأی دادگاه را تأیید کردند و پرونده برای اجرای حکم قصاص به واحد اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران فرستاده شد. در این مرحله نیز تلاشهایی برای صلح و سازش انجام شد، اما اولیای دم برای اجرای حکم قصاص اصرار کردند تا اینکه چند روز قبل مرد محکوم به قصاص در زندان رجایی شهر پای چوبهدار رفت و با اجرای حکم پرونده زندگیاش برای همیشه بسته شد.
اجرای قسامه برای کشف راز قتل دختر ۸ ساله
نهم اسفند 90، پلیس تهران جسد سوخته دختربچهای را در دره حاشیه فشم پیدا کرد. جسد متعلق به حدیثه هشت ساله بود که خانوادهاش چند روز پیش مفقودی او را گزارش کرده بودند. پدر حدیثه گفته بود: «دخترم برای خرید خوراکی همراه خواهر بزرگترش به سوپرمارکت رفته بود، اما در یک لحظه ناپدید شد.»کارآگاهان پس از چند روز، ردپای یکی از اهالی محل به نام رحیم را در ماجرا کشف و او را دستگیر کردند.
متهم برای محاکمه به دادگاه کیفری استان تهران منتقل شد، اما خود را بیگناه دانست. قضات نیز به دلیل نبود مدارک کافی او را از اتهام قتل عمد تبرئه کردند. با اعتراض اولیای دم، پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شد و حکم تبرئه شکست.متهم بار دیگر در شعبه دهم دادگاه محاکمه شد و بر بیگناهیاش اصرار کرد تا اینکه کار به اخذ اظهارات دو شاهد ماجرا رسید. پدر حدیثه به کارآگاهان گفت: مدتهاست با پسرعمویم به نام رامین، بر سر یک قطعه زمین اختلاف داریم و گمان میکنم این مرد دخترم را قربانی اختلاف خود با من کرده است.
بهاینترتیب رامین بازداشت شد ولی خود را بیگناه دانست و گفت: قبول دارم با پدر حدیثه بر سر زمین اختلاف داشتم ولی من بیگناهم. من ظهر نهم اسفند یکی از بستگان پدر حدیثه به نام امیر را دیدم که پوتینهای خونیاش دستش بود و احتمال میدهم او در قتل دختربچه دست داشته است. پدر یکی از همکلاسیهای حدیثه هم در بازجویی به پلیس میگوید: صبح نهم اسفند حدیثه را سوار پراید سفیدرنگ امیر دیدهام. بهاینترتیب پلیس امیر ۲۷ساله را دستگیر کرد ولی این جوان ادعا کرد که در قتل دختر دانشآموز دست نداشته است.در سال 96 در دادگاه،متهم گفت:
«من با حرف یک معتاد متوهم تبدیل شدم به قاتل دختر یکی از فامیلهایم و قسم میخورم که این دروغ است. هیچکس نیز بهغیر از آن معتاد متوهم علیه من شهادت نداده است.» در ادامه جلسه باز هم قضات وارد شور شدند و گفتند متهم چون نتوانسته است بیگناهی خود را ثابت کند باید مراسم قسامه برگزار شود. از آنجا که اولیای دم نتوانستند ۵۰ نفر را برای ادای سوگند به دادگاه معرفی کنند و قسامه را هم به متهم واگذار نکردند، متهم با قید وثیقه آزاد شد اگرچه اولياي دم در مهلت قانوني بايد 50 نفر را براي مراسم قسامه به دادگاه معرفي ميكردند.



