روزنامه هفت صبح،‌ مرتضي كليلي ‌| ‌با قاب تاريخ به ایران قدیم سفر‌ و یادی ‌‌از ‌گذشته مي‌كنيم. در تهیه این مجموعه، از تصاویر كمتر ديده ‌شده‌اي استفاده شده که تماشاي آنها خالی از لطف نيست. عكس‌هايي از مشاهير تاريخ معاصر ايران، شهرهاي ايران، عكس‌هاي فوتبالي، نوستالژيك و… براي ديدن تصاوير و شرح آن ادامه مطلب را بخوانيد.

قاب تاریخ 1
تاریخ پنهان لیسترها پشت چنارهای تجریش؛ هتل فرد ‌پیش از این پنجره‌هایش به سر پل تجریش و امامزاده صالح باز می‌شده. هتلی کوچک و دنج نبش محلی که این روزها میدان تجریش نام دارد. ‌ مالک‌ سرشناس آن احمد میرسپاسی معروف به احمد لیستر، راننده احمد‌شاه و رضاخان بود‌ ‌. راننده شخص اول مملکت بودن در دوره قاجار و پهلوی اول راه را برای پیشرفت احمد میرسپاسی باز کرده بود تا جایی که رئیس قورخانه و باجناق رضاشاه شود.

احمد میرسپاسی وارد‌کننده محصولات شرکت انگلیسی لیستر شد و نام خود را «احمد لیستر» گذاشت. او آرام‌آرام به یکی از ثروتمندان تبدیل شد و نشانه ثروتش زمین تقاطع سعدآباد و ولیعصر است. زمینی که اگر طرح‌های رضاخانی ادامه داشت، قرار بود جزئی از کاخ سعدآباد باشد. با این وجود تاریخ طور دیگری رقم خورد و رضاخان سال ۱۳۲۰ از ایران رفت تا لیستر در همان دهه ملک خاص خود را تبدیل به هتل فرد کند. هتلی که حالا حتی در ذهن تجریشی‌های قدیم کمرنگ شده و آن را فقط با نام رستوران گوشواره طلایی به خاطر می‌آورند.

لیستر ملاک بزرگی شد و خواهر ملکه توران را به همسری گرفت. اقدامی که او را باجناق رضاخان کرد و رابطه فامیلی او با دربار برقرار شد. فرخشاد و فرامرز لیستر پسران احمد اما نام خانواده لیستر را به شکل دیگری در تاریخ برجای گذاشتند و ماجرایی را رقم زدند که شاید سرمنشاء این فراموشی و پنهان شدن میراث لیسترها باشد. دو برادر بر‌سر اموال پدر درگیر شدند و فرخشاد، پسر بزرگ لیستر به دست فرامرز پسر کوچک کشته شد.

جنازه برادر را در باغی در ونک رها کردند و یک سال ناپدید شدن فرخشاد سوژه رسانه‌ها بود. برخی نوشته‌اند که احمد لیستر به فرامرز وعده داده بود که اگر حقیقت را بگوید ملک هتل فرد را به او می‌بخشد. لیستر اما وقتی از برادرکشی پسرانش آگاه شد تمام املاکش را وقف کرد. (چمدان)

قاب مشاهیر 2
جنگ با دست خالی در روزهای ابتدایی حمله عراق؛ با توجه به آغاز هفته دفاع مقدس و سالگرد شهادت سردار همدانی‌ در 16مهر، به چند خاطر‌ه ایشان درباره کمبود امکانات و تجهیزات در روزهای ابتدایی جنگ می‌پردازیم: «یک هفته از جنگ گذشته بود که مشکل کمبود اسلحه داشتیم. در همان زمان پاکسازی سرپل ذهاب، تنگه قراویز و سراب‌گر بعضی موقع‌ها دو نفر، سه ‌نفر و حتی چهار نفر با یک اسلحه که داشتیم نوبتی می‌جنگیدیم.

سختی‌های نبرد در غرب کشور‌‌: ‌ زمستان‌ 1359 از راه رسید. هوای سرد و بارندگی‌های شدید منطقه سرپل ذهاب آغاز شد. سنگرهای رو‌باز تپه مجاهد با شروع بارندگی به حوضچه‌هایی مملو از آب تبدیل شده بود. بچه‌ها تا زانو داخل آب بودند. موقع نگهبانی به علت کمبود نیرو، هر نفر می‌بایست چهار ساعت در زیر باران و هوای سرد نگهبانی میداد و برای استراحت نیز باید داخل چاله‌ای پر از آب رفته و به حالت چمباتمه استراحت می‌کرد.

به‌دلیل کمبود مهمات در منطقه شهید احسان تقی‌پور بمب‌هایی را که عمل نکرده بودند، باز و با استفاده از تی.ان.تی موجود در آنها بمبهایی دستی میساخت .‌» سردار همدانی درباره تشکیل تیپ‌27 و کمبود امکانات اولیه جهت سازماندهی نیروها روایت جالبی دارد. «یادم است چون سرویس بهداشتی در پادگان نبود، حاج همت خودش کلنگ برداشته بود و چاه سرویس بهداشتی میکند‌‌. ‌میگفت ‌ برای بسیجیها باید دستشویی خوب درست کنیم.

وقتی که بسیجی‌ها از قطار پیاده شدند همه‌شان با لباس شخصی بودند؛ با شلوارهای لی کفش پاشنه‌بلند و خط ریش‌های چکمه‌ای، ما هنوز لباس نداشتیم که به آنها بدهیم‌.» همدانی ‌با آغاز جنگ گروه‌های تروریستی علیه سوریه به عنوان مستشار نظامی به آن کشور رفت و‌ در 16‌مهر 1394 در مسیر استان حماه در جنوب شرقی حلب به شهادت رسید.( پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی)

‌قاب نوستالژی
دورهمی جوانان گرافیکی‌کار و اسکیت‌باز در تهران - تابستان 1387. عکس از بهروز مهری

‌قاب مشاهیر 2
قسمت‌هایی از کتاب کاخ تنهایی، خاطرات ثریا اسفندیاری، (قسمت سیزدهم)؛ ماه سپتامبر است و پیشانی‌ام را به شیشه پنجره اتاقم تکیه داده و آسمان لندن را که با نخستین الوان پاییزی همراه است، تماشا می‌کنم ‌که ناگهان‌ صدای کوبیدن در اتاق را می‌شنوم. گودرز پسرعمه است و می‌گوید: «‌ثريا يك ساعت وقتت را به من می‌دهی؟ چند تا عکس می‌خواهم از تو بگیرم…»

‌ باز هم‌؟… توی این هفته دو حلقه فیلم از من گرفتی! گودرز تبسمی ناراضی به چهره می‌گیرد: ‌«‌فیلم‌ها کمی نوردیدگی داشت و تو مانند يك قالب پنیر در عکس دیده می‌شوی‌، می‌خواهم دوباره بگیرم.» گودرز یکی از عاشقان عکاسی است؛ ‌ او يك جوان خوش‌چهره ایرانی برای دختران زیبای لندنی است. او در حالی‌که دوربین «رولفلكس» را میزان می‌کند، می‌گوید: « تکان نخور. آها!… يك لبخند !… كليك كلاکت‌، يك عكس، بعدش دو تا و… »

چه خبره گودرز؟ تو هیچ وقت فیلم‌هایت را اینقدر حرام نمی‌کردی؟ خیلی تودار لبخند می‌زند:« از تهران به مادرم نامه نوشته‌اند‌ از تو عکس خواسته‌اند.» چه کسی نامه نوشته؟ « عمه فروغ ظفر … او گفته عکس‌هایی که از تو دارند قدیمی است، راست بايست‌… بی‌حرکت…» خیلی فکر می‌کنم، به یاد ندارم عمه‌ای به نام فروغ ظفر را دیده باشم… ‌يك هفته بعد نوبت پسر‌عمه دیگر‌، ملکشاه است که در اتاقم را بکوبد و بگوید:« ثریا، امشب با من به سفارت ایران می‌آیی؟

آنجا يك ضیافت شام به افتخار پرنسس شمس خواهر بزرگ‌تر شاه بر‌پاست.» تعجب نکردم، خانواده من در‌شمار اصیل‌ترین خانواده‌های ایران است. میل داشتم با پرنسس شمس آشنا شوم‌ ‌… ‌ شمس خیلی صمیمی خودش را نشان می‌دهد، با من از اصفهان، عالی‌قاپو و چهل‌ستون صحبت می‌کند. ‌در حالی‌که دستم را می‌فشارد، می‌گوید: «‌مادموازل اسفندیاری فردا شب با من به تئاتر می‌آیید؟ با هم به دیدن موزه‌ها می‌رویم، باهم چای می‌خوریم، ویترین‌ها را تماشا می‌کنیم.» ادامه دارد…


قاب تاریخ 2
انتصابی که انعکاس‌ بدی داشت؛ فرخ‌رو پارسا از وزرای دوره ‌‌پهلوی، بعد از آنکه از سمت آموزش و پرورش کنار رفت، چندین سمت دیگر را به دست آورد ‌. این انتصابات باعث شد تا صدای اعتراض بسیاری از مردم به‌خصوص روحانیون بلند شود، به‌خصوص آنکه فرخ‌رو به عنوان فردی بهایی شناخته شده بود: «هویدا پس از برکناری فرخ‌رو از وزارت او را به سمت رئیس دبیرخانه ویژه نخست‌وزیر و رئیس دفتر اجرایی حزب ایران نوین منصوب نمود که انعکاس بدی در بین اعضای حزب خصوصاً فرهنگیان ‌‌داشت:

«انتصاب خانم پارسا از طرف هويدا به سمت رئیس دفتر اجرایی حزب ایران نوین که تقریباً شغل عالی و حساس حزبی است، سوءاثر کاملی در محافل فرهنگی ایجاد کرده ‌.» روز گذشته در بین فرهنگیان حزبی و غیرحزبی گفته می‌شد که چند ماه قبل وزیر آموزش و پرورش را به علت فساد دوره وزارت که مورد تأیيد عموم بوده است، تغییر داده‌اند ولی چون نامبرده از نظر بهایی بودن پیوستگی با رئیس دولت هويدا دارد، در رأس چنین مقام عالی حزبی قرار گرفته است. ‌

این انتصاب شایعات موجود عليه خانم پارسا را تقلیل داد و اکثر فرهنگیان را در عین حال به حیرت واداشته، به هر حال خانم پارسا با چنین موقعیتی به حساسیت از جبهه وابسته به خود قدم برخواهد داشت. وابستگی وی به نخست‌وزیر از دید روشنفکران قطعی شده و نفوذ بهائیت را در این زمینه موثر می‌دانند.»
منبع: تدوین مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، زنان دربار عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک‌

سایر اخبارکاربران ویژه - اسلایدررا از اینجا دنبال کنید.