روزنامه هفت صبح | خبر مهم هفته گذشته برای استارتاپ‌های ایرانی نه ماجرای احتمال شکل‌گیری شاخه امربه‌معروف استارتاپی یا ممیزی بیشتر آگهی‌ها و محتواهای آن‌ها در اینترنت بود و نه ادامه ماجرای پرحاشیه اتحادیه کسب‌وکارهای مجازی و انتخابات آن که هر روز پرحاشیه‌تر می‌شود. حتی گزارش سال ۱۴۰۰ تجارت الکترونیک کشور هم تا این اندازه برای استارتاپی‌ها مهم نبود.

خبر اصلی هفته برای اکوسیستم آنلاین کشور این بود: سورنا ستاری استعفا کرد! معاون علمی و فناوری رئیس‌جمهور و تنها بازمانده از کابینه حسن روحانی در دولت جدید، کسی که در ۱۰ سال گذشته در صدر اخبار مربوط به اکوسیستم نوآوری کشور بوده گویا به دلیل دلخوری از آنچه تمدید نشدن حکم‌اش عنوان شده استعفا کرده.

هنوز هیچ مقام رسمی این خبر را تایید نکرده؛ فعالیت اینستاگرام سورنا ستاری که توسط ادمین اداره می‌شود به همان روال معمول آن است و به دلیل برنامه‌های اربعین از دیدوبازدیدهای پرشمار ستاری هم خبری نبود که بتوان از آن حدس و گمان تازه‌ای درباره درستی یا نادرستی این استعفا فهمید. اما اگرچه از ابتدای شروع به کار دولت رییسی بارها شایعه رفتن ستاری و حتی نام‌هایی از جایگزین‌های او به گوش رسیده به نظر می‌رسد این‌بار خبر جدی است.

در چند ماه گذشته بارها خبرهایی در خصوص استعفای او از سمت معاونت علمی و فناوری رئیس‌جمهوری شنیده شد و حتی نام محمدرضا حسنی آهنگر، فرمانده دانشگاه جامع امام حسین(ع) نیز به‌عنوان گزینه جایگزین او مطرح بود اما در نهایت این خبرها به حقیقت تبدیل نشد.
برخی افراد نزدیک به ستاری اعلام کرده‌اند اگر در دفعات پیش تنها صحبت از استعفای او مطرح می‌شد، این بار او استعفای خود را به‌صورت رسمی از چند روز پیش تقدیم رئیس‌جمهوری کرده است.

ستاری کیست و چرا برای استارتاپی‌ها چهره مهمی است؟
ستاری متولد ۱۳۵۱ فرزند شهید خلبان منصور ستاری و دانشیار دانشگاه صنعتی شریف است و سال ۱۳۸۴ به‌عنوان مدیرعامل سازمان بهینه‌سازی مصرف سوخت انتخاب شد اما یک‌سال بعد از سمتش استعفا داد و دوم مهر سال ۹۲ با حکم بیژن نامدار زنگنه، وزیر وقت نفت به‌عنوان رئیس پژوهشگاه صنعت نفت منصوب شد. با این حال چندی بعد در سیزدهم مهرماه همان سال با حکم حسن روحانی، رئیس‌جمهوری دولت دوازدهم به‌عنوان معاون علمی و فناوری رئیس‌جمهوری انتخاب شد.

اما نمی‌توان تاریخ کوتاه استارتاپ‌ها را مرور کرد و نگفت تحولات و فراز‌وفرودهای اقتصاد نوآوری در فاصله سال‌های ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۰ قابل قیاس با هیچ دوره دیگر مدیریتی در ایران نیست. دوره‌ای خاص که اگرچه بخش زیادی از اعتبار آن را باید به پای تحولات ارگانیک جامعه جوانی دانست که بیشتر از هر زمان دیگری به فضای آنلاین پناه آورد، اما در این میان نمی‌توان از نقش برخی تصمیم‌گیرندگان دولتی هم غافل ماند.

از بین وزرا و معاون‌ها و مسئولان مختلفی که در هشت سال دولت روحانی در کنار او بوده‌اند، سورنا ستاری به دلیل آنچه بعدها رشد انفجاری فضای کسب‌وکارهای استارتاپی لقب گرفت به یکباره بر سر زبان‌ها افتاد. کسی که از همان روز اول شکل‌گیری دولت اول روحانی در سال ۹۲ به عنوان معاون علمی و فناوری رئیس‌جمهور کار خودش را شروع کرد و در ۹ سال گذشته این منصب را حفظ کرده بود. یکی از باثبات‌ترین مدیران دولت روحانی که درست در دوره‌ای سکان بخشی از اقتصاد نوآوری کشور را بر عهده گرفت که اکوسیستم کسب‌وکارهای آنلاین کشور در حال جهش بود.

همزمانی مدیریت ستاری با یک دوره رشد
سال ۹۲ نشانه‌های سرمایه‌گذاری و شتابدهی استارتاپی در حال عمومی شدن بود و خیل زیادی از جوان‌های پرانگیزه و امیدوار به تغییر شرایط کشور، در حال ورود به اقتصاد کشور بودند. جوان‌هایی که نوآوری را برای کارآفرینی انتخاب کرده بودند. همزمانی شروع کار ستاری با این پارادایم‌شیفت کم‌سابقه در اقتصاد، باعث شد تا عده‌ای این روزها، بخشی از موفقیت‌های این نسل را مدیون اقدامات ستاری بدانند؛ نسلی که ستاری با گفتمان آن‌ها همراه شد و برخی از مهم‌ترین نیازهایشان را پاسخ گفت.

ستاری و توسعه فضاهای نوآوری
تا پیش از سورنا ستاری، پارک‌های علم و فناوری مهم‌ترین لوکیشن‌های نوآوری در ایران بودند. پارک‌هایی که مابه‌ازای مدرن و نوآورانه شهرک‌های صنعتی بودند و هدف غایی‌شان این بود که از شرکت‌های نوآور و فعال در حوزه فناوری حمایت کنند. اما جانمایی غیرکارشناسی پارک‌ها از یک‌سو و عطش شرکت‌های سنتی برای استفاده از مزایا و معافیت‌های اقتصادی پارک‌ها از سوی دیگر، این مکان‌ها را بدل به نسخه به‌روزتر همان شهرک‌ها کرده بود.

ستاری درست روزهایی که پارک‌ها در حال تبدیل شدن به یک برند سوخته بودند، کارخانه‌های نوآوری را رو کرد و با مشارکت بخش خصوصی به توسعه این فضاها دست زد. میراث بزرگ ستاری را می‌توان همین فضاهای نوآوری دانست که شروع کسب‌وکار و رشد تیم‌های نوآوری را آسان‌تر از هر زمان دیگری کرده‌اند. الگویی که به شکل‌گیری اولین ناحیه نوآوری در اطراف دانشگاه شریف هم منجر شد و ثمره این الگوسازی در سطحی دیگر، مشارکت بانک‌ها، اتاق‌های بازرگانی و بسیاری از نهادهای خصوصی و شبه‌خصوصی برای راه‌اندازی مراکز نوآوری، برج‌های نوآوری، هاب‌ها و فضاهای کار اشتراکی و دیگر لوکیشن‌های نوآوری است.

مجوز دهن‌پرکنی به نام دانش‌بنیان
ستاری اما با برند دانش‌بنیان که از قضا مهم‌ترین پروژه روزهای اول کاری‌اش بود، تا آخرین روزهای مدیریتش بیشتری جولان را داده است. یک گواهینامه مبهم که اگرچه منتقدان زیادی دارد و این روزها آمار چند‌هزارتایی شرکت‌های دانش‌بنیان نشان می‌دهد چه تعداد شرکت سنتی غیرنوآور توانسته‌اند صرفاً برای استفاده از مزایای این عنوان هرطور شده به باشگاه دانش‌بنیان‌ها وارد شوند اما با تصویب قانون جهش دانش‌بنیان در مجلس با پیگیری‌های تیم ستاری؛ به یک گواهینامه معتبر در اقتصاد کشور تبدیل شد.

ستاری اگرچه احتمالا در هفته جاری بودن یا نبودنش در دولت قطعی خواهد شد اما با حمایت از استارتاپ‌ها برای ورود به بورس، راه‌اندازی کارخانه‌های نوآوری و از مهم‌تر تصویب قانون دانش‌بنیان‌ها به چهره‌ای تقریبا محبوب در بین استارتاپ‌ها بدل شده است. کسی که منتقدانش می‌گویند کارنامه‌اش بیش از اندازه با افتتاح‌ها و آمارهای ساختمان‌هایی پر شده که تاثیرگذاری‌شان مبهم هستند اما رفتنش برای استارتاپ‌هایی که این روزها سرعت اینترنت کلافه‌شان کرده اوضاع را نگران‌کننده‌تر خواهد کرد.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - دانش و فناوریرا اینجا بخوانید.