روزنامه هفت صبح، محمد طالبیان | راهی که ناتی داگ ۹سال بیش با The Last of Us (آخرینِ ما) به آن قدم گذاشت، هنوز تا حد زیادی تنها متعلق به آنهاست. بازیهای انگشتشماری توانستهاند طی این سالها خود را به کیفیت ارائه سینمایی این بازی برسانند. موضوعی که به اندازه کافی ثابت میکند چرا نظر این انحصاری پلیاستیشن ۳ میتوانست هنوز بدون هیچ بازسازیای به کار خود ادامه دهد. همانقدر که میتوان به این دیدگاه تکیه کرد، باید از پیشرفتی که The Last of Us Part 1 رقم زده، توجه کرد.
آنها یکی از بهترین بازیهای تاریخ را بازسازی کرده و آن را به شکل خوبی ارتقا دادهاند. شاید نه بسته کامل اما چیزی که اکنون پیشروی شما قرار میگیرد به اندازه نسخه اصلی، میخکوبکننده است. شاید آنچه در این بازسازی تجربه میکنید با بازی عرضه شده در سال ۲۰۱۳ تفاوت چندانی نداشته باشد اما اندک تغییرات ایجاد شده در گیمپلی، همراه با داستانی که هنوز هم تازگی دارد و گرافیکی که بالاترین استاندارد ممکن را به نمایش میگذارد، بستهای را تشکیل دادهاند که میتواند هر گیمری را تحت تاثیر خود قرار دهد.
حالا که میدانیم داستان شخصیتهای اصلی بازی به کجا میرسد، تجربه مسیری که جوئل و الی پشت سر گذاشتن، بزرگترین امتیازی است که این بخش از بازی به گیمر ارائه میکند. هنوز هم بعد از این سالها The Last of Us Part 1 میتواند با مطرح کردن داستانی متفاوت در دنیایی پساآخرالزمانی، ارزشهای روایت با تکیه بر موقعیت را نشان دهد. شخصیتهایی که باید در دنیایی بیرحم، چیزی شبیه زندگی عادی خود را نمایش دهند.
هنوز هم زنده ماندن در چنین آثاری به عنوان اولویت اول داستان مورد استفاده قرار میگیرد اما اینجا تنها بهانهای است برای آنچه به عنوان تراژدی نسل بشر میشناسیم. در میان انسانهایی که برای بقا میجنگند، شخصیتهای اصلی داستان هر کدام برای چیزی بیشتر مبارزه میکنند. اختلافی که در نسخه دوم دیده میشود، از شروع داستان وجود داشته اما هر کدام از طرفین به نفع دیگری کنار میروند.
پرداخت هر کدام از شخصیتهای اصلی و پیشرفت رابطه آنها بزرگترین دستاورد داستانی ساخته ناتی داگ است. چیزی که کمتر بازی دیگری به آن نزدیک شده. هرچند ساختار شباهت زیادی به یک Road Movie دارد اما دیگر قطعات این معادله حرفهای بسیاری برای گفتن دارند. دقتی که در نوشتن دیالوگها خرج شده، هنوز هم بعد از گذشت ۹ سال جذابیت خود را حفظ کرده. حتی جوکهای بعضا بیمزه الی هم میتوانند لحظات جالبی را در میان سکوت دیوانهکننده این دنیای شگفتانگیز خلق کنند.
سازندگان بازی در تصمیمی منطقی به داستان این اثر در بازسازی صورت گرفته هیچ تخل و تصرفی نکردهاند اما در مقابل با ارتقا چشمگیر گرافیکی، حالا شاهد سکانسهای سینمایی به مراتب بهتری هستیم. جایی که انیمیشنها و مدلسازی بازی به قدری ارتقا یافته که میتوان نمایشی خیرهکننده از احساسات را در تمامی اجزای صورت شخصیتها دید.
با اینکه ناتی داگ در The Last of Us Part 2، سطح متفاوتی از طراحی مراحل را به نمایش گذاشت اما قسمت اول هم هنوز جذابیتهای خود را حفظ کرده. هر کدام از مراحلی که گیمر وارد آنها میشود به درستی در تناسب با ریتم کلی بازی قرار گرفته و همواره شاهد جریانی هستیم که در تمام طول خود، مخاطب را درگیر باقی نگه داشته و باعث خستگی او نمیشود.
برای بازیای که عملا از ابتدا تا انتها یک چرخه گیمپلی ثابت را تجربه میکند، طراحی مراحل بزرگترین راهکار برای دوری از تکراری شدن است. اینجا در The Last of Us Part 1 شاید اندک تغییرات جزئی در ساختار مراحل بازی هستیم و عملا سازندگان بازی دلیل چندانی برای ایجاد تفاوت نداشتهاند. همه چیز به درستی در جای خود قرار گرفته و گیمر با تعادلی میان اکشن، گشت و گذار و حل کردن پازل روبهرو میشود. همین روال برای داستان بازی هم صدق میکند.
هرچند بازی از دید سکانسهای سینمایی برای خود محدودیت خاصی قائل نشده اما میبینیم که محیط و اجزای داخل آن به شکل مرتب روند ارائه کردن جزئیات بیشتر از داستان را برعهده دارند. دیالوگهایی که بین شخصیتهای اصلی در فواصل تنفسی گیمپلی مطرح میشوند، جدای از ارزشهای داستانی میتوانند یک پیادهروی ساده را با بهانهای برای جلب توجه گیمر همراه کنند. دنیا و طراحی مراحل The Last of Us Part 1 درست مانند نسخه اصلی هنوز در میان بهترینهای تاریخ بازیهای ویدئویی قرار میگیرد.
بخشی از بازی که در فواصل مشخص به میان جنگی برای درگیری با دشمنها تبدیل میشود. اگرچه بازی اصلی سعی کرده بود این موضوع را به بهترین شکل ممکن مورد استفاده قرار دهد اما در نهایت به بخشی از اهداف خود دست پیدا کرد. آنها در بازی دوم پیشرفت قابل توجهی را در این بخش رقم زدند اما حالا سعی کردهاند بخشی از اندک ضعفهای بازی اصلی را در بازسازی آن پوشش دهند.
نهایتا اما باید به گرافیک و جلوههای بصری The Last of Us Part 1 پرداخت. اثری که به شکل انحصاری برای پلیاستیشن ۵ منتشر شده و به خوبی توانسته از سختافزار جدیدی که در اختیار اعضای ناتی داگ قرار گرفته، استفاده کند. اینبار مدلهای شخصیتها که در جریان گیمپلی میبینیم عملا تفاوتی با آنچه در بخشهای سینمایی به نمایش در میآید، نداشته و تعدادی از باکیفیتترین شخصیتهای حاضر در یک بازی ویدئویی را شاهد هستیم.
پیشرفت انیمیشن البته در این دستاورد، سهم بزرگی دارد. از صورت گرفته تا بدن شخصیتها با انیمیشنهایی همراه هستند که در میان بهترینهای این صنعت قرار میگیرند. نمایشی که اینجا شاهد آن هستیم، تبدیلی دقیق از بازی بازیگرها به صحنهای است که با گرافیک کامپیوتری پدیدار میشود.
خروجی که میتواند کیفیت هر لحظه از یک بازی را دو چندان کند. این پیشرفت شگفتانگیز با طراحی دوباره تمامی اجزای محیط به راحتی The Last of Us Part 1 را در میان بهترین گرافیکهای حال حاضر صنعت بازی قرار میدهد. اثری که قرار دادن آن در کنار بازی اصلی و تکیه نکردن به خاطرات گذشته، ارزشهای واقعی آن را نمایان میکند.
شرح عکس: بزرگترین انتقاد به این بازی قیمت ۷۰ دلاری آن است



