روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | ‌ ۲۲ شهریور ۱۳۵۷٫ صفحه اول وعده تحت تعقیب قرار گرفتن برخی دیگر از مقامات حکومتی است. ناآرامی‌ها و تظاهرات دولت را به فکر مبارزه با فاسدان و رانت‌خواران اقتصادی انداخته که خب خیلی دیر است. در صفحه ۳ نوشته شده که در اداره بهزیستی استان فارس ۱۶۰ میلیون تومان گم شده است. بازار سخنرانی‌های انتقادی در مجلس به شدت گرم است. یکی از سخنرانان گفته که باید سرنخ مارکسیست‌ها را در بدنه دولت و دستگاه‌های اجرایی پیدا کرد که اشاره به حضور چهره‌های سابقا کمونیست در مناصب کلیدی دولت است.

یک سخنران دیگر هم به هزینه کرد مبالغ سنگین برای انرژی اتمی اعتراض کرده و برای کشوری که ذخایر نفت و گاز دارد این روند را اشتباه دانسته است و از شریف امامی خواستار توقف این ماجرا شده است. اخلاق پور نماینده آبادان هم خواستار لغو فوری حکومت نظامی شده است. حرف‌های بنی احمد از همه تند‌تر است و از تاسیسات فساد در کیش انتقاد کرده و بی‌حرمتی به روحانیون و ادعا کرده که کشته‌های روز۱۷ شهریور در خیابان ژاله بیش از ۹۰ نفری بوده که فرمانداری نظامی اعلام کرده است.

در پاریس ده هزارنفر در همبستگی با مردم ایران تظاهرات کرده‌اند. در صفحه ۲ گزارشی کار شده از ناپدید شدن اسرارآمیز امام موسی صدر رهبر شیعیان لبنان در لیبی‌ و تماس رئیس جمهور لبنان با معمر قذافی در همین مورد. عبدالسلام جلود وزیر امورخارجه لیبی به همتای لبنانی خود توضیح داده که امام موسی صدر روز ۳۱ اوت با یک پرواز طرابلس را به سمت رم ترک کرده است‌! گزارشی منتشر شده از اختصاص یافتن ذخایر مالی سازمان تامین اجتماعی به صورت وام و تسهیلات به شرکت‌های رانتی خصوصی.

در صفحه ورزشی اشاره شده که فدراسیون فوتبال دوباره و بعد از نتایج ضعیف تیم ملی در جام جهانی به صرافت استخدام یک مربی خارجی افتاده تا تجربه خوب به کارگیری فرانک اوفارل را تکرار کند. مفسر روزنامه اطلاعات اما با این ایده مخالفت کرده و علت را ناآشنا بودن مربیان خارجی با اتمسفر فوتبال ایران و مناسبات آن دانسته است! می‌بینید ؟ ۴۵ سال است که این دغدغه‌ها در فوتبال ما تکرار می‌شوند! باشگاه سینمایی فارابی نمایش چهار فیلم تب شنبه شب‌، پتسی‌، بی‌گناه (ساخته ویسکونتی ) و ملاقات با دختر تنها را در برنامه خود گذاشته است.

مردی به نام سید کریم به دادسرا شکایت کرده که دختر ۱۸ ساله‌اش را در بیمارستان یافت آباد به خاطر مشکل اعصاب بستری کرده بود و آشپز بیمارستان به زور و خشونت او را به آشپزخانه کشانده و به او تجاوز کرده است. بیماری اعصاب دختر این‌گونه تشدید هم شده است. داستان جالب دیگری هم رخ داده. مدیر یک هتل حقوق هفت نفر از کارگرهایش را به یک پسر ۱۵ ساله که پادوی هتل بوده داده تا او بین بقیه تقسیم کند اما حسین با این شش هزار تومان فرار می‌کند و وقتی دستگیر می‌شود می‌گوید پول را صرف خوشگذرانی کرده.

چند بار سینما رفته و هر فیلمی را که خوشش نمی‌آمده از وسطش بلند می‌شده است، لباس برای خود خریده‌، غذای خوب خورده‌، عکس‌های رنگی از خودش گرفته و ۵۰۰ تومان هم انعام گارسون‌های رستوران‌ها را داده است! این هم داستان حسین آقای ۱۵ ساله که چند روزی مثل اشراف زاده‌ها زندگی کرده و بعدش راهی زندان اطفال شده است‌!

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - تک نگاریاینجا کلیک کنید.