روزنامه هفت صبح، نادر نامدار| کیروش به تیمملی برگشت. بهعنوان یک «کیروشیپور» که ابایی هم از اعلامش ندارم، معتقدم این احتمالا یکی از بدترین بازگشتها در تاریخ فوتبال ایران خواهد بود. در بین فوتبالیستها هم بازگشت اشتباه زیاد داشتیم که بهنظرم یکی از بدترین آنها برگشتن مجتبی جباری به استقلال بعد از سالها بازی در قطر بود.
او در اوج بود که از استقلال جدا شد و به سپاهان و سپس به قطر رفت و ۳ سال در الاهلی بازی کرد و در ۳۴سالگی به استقلالی برگشت که هدایتش را منصوریان برعهده داشت. واقعیت این بود که جباری ۳۴ساله حتی از سیدجلال ۴۰ساله هم از نظر بدنی عقبتر بود. او فقط برای اینکه با پیراهن استقلال به دوران فوتبالش خاتمه دهد برگشت.
اما برگشتن همان و یک پایان تلخ در استقلال همان! در پرسپولیس هم احتمالا بازگشت علی پروین روی نیمکت این تیم بعد از برکناری بگوویچ و راینر زوبل بود. اسطوره پرسپولیسیها برگشته بود تا ناکامی آن دو مربی خارجی را جبران کند اما خودش بدترین نتایج را گرفت و به بدترین شکل ممکن کنار رفت و دیگر سمت نیمکت پرسپولیس آفتابی هم نشد.
ماجرای کیروش اما تفاوتهایی با بازگشت بازیکنانی مثل جباری به تیم سابقشان دارد. بیشتر بازیکنان برای اینکه با پیراهن تیم مورد علاقه خود با فوتبال خداحافظی کنند برمیگردند اما کیروش چنین برنامهای در سر ندارد. او بهدنبال کامل کردن پروژهای است که از سال ۲۰۱۱ در ایران شروع کرد و تا سال ۲۰۱۹ ادامه داشت اما ناتمام ماند.
او دو سه ماه وقت دارد تا ماموریت ناتمامش را در تیم ملی ایران با موفقیت به پایان برساند اما با شناختی که از دشمنانش دارم، چشمم آب نمیخورد این موفقیت رقم بخورد. آنها اجازه نخواهند داد آب خوش از گلوی او و تیم ملی پایین برود. تیم ملی با کیروش، دیگی است که برای آنها نخواهد جوشید.
کیروش در ایران چهرهای خاکستری ندارد. یا سفید مطلق است یا سیاه خالص! عدهای او را یک دلال موزامبیکی میدانند که در تیم ملی ناکام بود و به همه ایرانیان توهین کرد! نه توانست ایران را قهرمان جام ملتهای آسیا کند و نه توانست این تیم را از مرحله گروهی جام جهانی عبور دهد. از نظر آنان کیروش یک ناکام مطلق است که از کلمبیا اخراج شده و مصر هم با او قطع همکاری کرده است.
اما موافقان و هواداران او هم کم نیستند.
آنها او را مردی میدانند که بساط همیشگی بازیکنسالاری را در تیم ملی برچید، ضعف تاریخی فوتبال ایران در دفاع را برطرف کرد و در تقابل با تیمهایی مثل آرژانتین، اسپانیا و پرتغال، تحسین همگان را در تمام دنیا برانگیخت. آنها میگویند فقط و فقط اگر مهدی طارمی آن توپ لعنتی را در دقیقه ۹۰ به تور دروازه پرتغال میچسباند، تیم ملی بهعنوان صدرنشین از گروه مراکش، اسپانیا و پرتغال صعود میکرد.
اما کیروش نه کاملا این است و نه آن! او هم مثل همه مربیان فوتبال کامیابیهایی داشته و ناکامیهایی را هم پشت سر گذاشته است. او هم مثل هر کسی، خلقیات خاص خود را دارد. او بعد از جام ملتهای آسیا بابت مقام سومی تیم ملی که رسمی نبود از فدراسیون فوتبال پول گرفت اما در دوران حضورش در ایران کارهای خیری هم انجام داد که از بعضی از آنها به تدریج رونمایی شد.
او از حق و حقوق خود هیچ وقت نگذشت اما بعد از جام جهانی، ماهها حقوقش را نگرفت و بدون اعتراض به کارش ادامه داد تا در جام ملتها موفق شود.با این حال، همین نقاط منفی در کارنامهاش میتواند بازگشت او به تیم ملی را تبدیل به یک شکست بزرگ کند. واقعیت این است که او در رسانههای ایران، منتقدان، مخالفان و دشمنان قسمخوردهای دارد که برای ناکامیاش لحظهشماری میکنند و اصلا بعید نیست که به قول معروف توی کارش هم بگذارند.
همان دشمنانش که در هر کوچه و «خیابانی» به بهانه واهی توهین او به عزت و شرف ایرانیان اشک تمساح ریختند، با هر تصمیم تازه او و هر اعتراضش، روی آنتن زنده بغض خواهند کرد. شک ندارم که فشاری که قرار است او در این دو سه ماه روی دوش خودش احساس کند، بیشتر از فشاری خواهد بود که در تمام آن ۸ سال تحمل کرد. کسانی که با تغییرات در نیمکت تیم ملی، نانشان آجر شده، به او رحم نخواهند کرد.
آنها حتی به قیمت ناکامی و نتیجه نگرفتن تیم ملی هم کیروش را آزار خواهند داد و جانش را به لبش خواهند رساند. آنها تمرکز را از کیروش خواهند گرفت و تیم ملی را به قهقرا خواهند کشاند. از همین حالا رسانههای منتقد او مدعی شدهاند که او باید تیم ملی را راهی مرحله بعد کند و اگر نمیتواند این ماموریت را انجام دهد، اصلا چه نیازی به بازگشتش بود؟
فشار خردکننده روی او از همین روز پنجشنبه که رسما بهعنوان سرمربی تیم ملی معرفی شد آغاز شده است. بازگشت کیروش در چنین فضایی، اتفاق خوبی نبود. دشمنانش در ایران به تیم ملی خودشان هم رحم نخواهند کرد، چه برسد به او که میخواهند سر به تنش نباشد. کاش در این شرایط برنمیگشتی رئیس!



