روزنامه هفت صبح، ‌دکتر امیررضا مافی | من فوتبال‌های مهم را می‌بینم، فوتبال بازی می‌کنم و اخبارش را گهگاهی می‌شنوم، اما آدم فوتبالی محسوب نمی‌شوم. بااین‌حال این را می‌فهمم که وضعیت کنونی فوتبال ایران، مشابه وضعیتی است که در بسیاری از نهادهای میانی کشور در جریان است؛ وضعیت رفتارهای فراقانونی برای حل‌وفصل امور جاری. وقتی در شرایط بغرنج پیش‌آمده مسئولی‌ تصمیم می‌گیرد مشکل پیش پایش را با رفتار فراقانونی رفع کند، اگرچه ممکن است آن اشکال، کوتاه‌مدت از بین برود.

اما زمینه‌ساز یک اشکال فراگیر بلندمدت می‌شود. رفتار فراقانونی از جانب هرکس در هر مقامی، موجب آسیب به قانون می‌شود و تکرار و انتشار آن، به ابتذال قانون می‌انجامد و به‌این‌ترتیب، بدعت تضعیف قانون گذاشته می‌شود و به‌مرور قانون به زینت‌المجلسی بدل خواهد شد که فقط هست، اما حرف اول را نمی‌زند. من نمی‌خواهم آن جمله سنتی «قانون بد از بی‌قانونی بهتر است» را حمایت کنم، اما حتماً معتقدم رفتار فراقانونی، به ابتذال قانون و بی‌قانونی منجر خواهد شد، پس در هر شرایطی باید به قانون و اصلاح در مسیر آن پایبند ماند.

من در مسائل فوتبال مسلط نیستم، اما خیلی واضح و شفاف می‌فهمم اگر مجمع فدراسیون تعلیق و چند ساعت بعد برگزار شود، اگر کسی با اتهامات قضایی یک مسئولیت را بر عهده بگیرد، وقتی وزیر و وکیل به نحو فراقانونی در مسائل مربوط دخالت مثبت یا منفی کنند، حتماً یک جا در حال عبور از قانونیم.

نمی‌شود همه این‌ها را دید و بعد گفت: رفتار همه طرف‌ها قانونی است. بدتر آنکه ما با رفتار غیرقانونی مردم را هم به بی‌قانونی گسیل می‌کنیم و باعث می‌شویم شأن آن از بین برود. چند ماه مانده به جام جهانی، ما مردم ماندیم و بلاتکلیفی فوتبال ـ چیزی شبیه آنچه در مراسم رونمایی از کاپ جام جهانی در تهران شاهدش بودیم.

این یک نمونه از آن چیزی است که در جریان‌های میانی کشور مشاهده می‌کنیم. رقابت بر سر قدرت، رقابت بر سر انتفاع جناحی و گروهی. تنازع سیاست‌زده و تجمیع غنیمت به هر نحوی خلاصه آنکه منازعه با توسل به زور و قدرت و رفتار خارج از قانون. برای من مهم نیست در این مقطع چه کسی راست می‌گوید، اما مهم است که همه در حال مبتذل‌کردن قانون‌اند، همه در حال زورآزمایی برای کسب منفعت سیاست‌زده‌اند و هیجان برای تصاحب بیشتر قدرت، فوران می‌کند.

حتماً یادتان هست که کی‌روش رفت و آقای تاج، ویلموتس را آورد و او آن افتضاح نتایج و خطر عدم صعود را درست کرد و آقای تاج مریض شد و مستعفی و بعدتر آن هزینه هنگفت قرارداد ویلموتس بر گردن ملت افتاد و هنوز هم یقه کسی را نگرفتند؟ بعد از آن افتضاح مکرر و آغاز مسیر ابتذال، همه که به دلیل نتایج رقت‌بار تیم ملی از صعود ناامید بودند، پی بردند که مربی ایرانی مسئولیت تیم را نمی‌پذیرد و رفتند سراغ یک مربی خارجی بی‌ سروصدا و کارنامه، تا نه هزینه زیادی کرده باشند، نه دردسر درست شود.

باشد تا چهار سال بعد. اما تیم اسکوچیچ مقتدرانه صعود و کار بیخ پیدا کرد. حالا همه به تکاپو افتادند که در عکس‌های پیروزی ‌حاضر شوند. به هر ترفندی برای بازگشت متوسل شدند و این وسط اسکوچیچ که آرزوی نشستن روی نیمکت ملی در جام جهانی را داشت، شد مرغ عزا و عروسی.

حتماً پیش خودش می‌گوید کاش این تیم را بالا نمی‌بردم. او نمی‌داند اسکوچیچ برای کسی مهم نیست، او نمی‌داند که قربانی رفتارهای فراقانونی و زورآزمایی غیرقانونی است. او نمی‌داند که مردم ما بیش از تنگی معیشت و فقدان‌های فرهنگی، از این رفتارها به ستوه آمدند، از ابتذال قانون.

حالا آقای تاج که در ایام شکست رفته بود و پاسخگوی هیچ‌کدام از اقداماتش نبود، در روزهای پیروزی برگشته و تاج را پس گرفته است. این روزهای فوتبال ما غم‌انگیز است، نه برای فوتبال، برای قانونی که مبتذل شده است. قانونی که نمی‌تواند یقه کسی را بگیرد، چون هیچ‌کدام از طرفین درون آن عمل نمی‌کنند.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.