روزنامه هفت صبح، فاطمه زمیار | نمایش «گربه در شب» با متنی از «جان ویلارد» در خانه هنر آبان از ۲۶ مرداد تا ۱۱ شهریور روی صحنه رفت. «رامین دولتآبادی» یک سال بعد از تجربه نمایش خوک هندی کارگردانی این اثر را بهعهده دارد. دولتآبادی این نمایش را با محدودیت سنی بالای ۱۶سال و فضای ترسناک روی صحنه برده است.
متنی کلاسیک که قبلا از آن فیلمی صامت ساخته شده و نقدی هم بر مشکلات اجتماعی و اقتصادی روز جامعه دارد. داستان حول خاندان مرحوم وست میگذرد که پس از بیست سال از فوت او در عمارت قدیمی وی برای خواندن وصیتنامه جمع شدند؛ اما پس از خواندن وصیتنامه اتفاقات عجیب و دلهرهآوری رخ میدهد.
نمایش ژانری معمایی و ترسناک دارد اما وحشت را به شکل جدی و ملموس منتقل نمیکند؛ شاید برای این منظور نور و صدا میتوانست خیلی بهتر از آن عمل کند تا حس ترس و هیجان به تماشاگر منتقل شود. بازیگران هم به دستههای خوب و متوسط تقسیم میشوند و نمیتوان گفت که همه بازی قابلقبولی از خود ارائه میدهند. اما به جرات میتوان گفت که نمایش مخاطب را با خود همراه میکند. اگر پیرزن را کاراکتر اصلی نمایش بدانیم، پس نمیتوانیم نقش او را در پیشبرد بخش اصلی داستان انکار کنیم.
پیرزن نمایش که توسط یک بازیگر جوان اجرا میشد نقش مهمی داشت که بر لبه یک تیغ حرکت میکرد و میتوانست نمایش را به صعود یا سقوط بکشاند. کاراکتر پیرزن اما با طراحی گریم و لباس قابلقبول از پس این مهم بهخوبی برمیآید. از نقشهای قابلتقدیر نیز میتوان به نقش وکیل، دامپزشک و رئیس تیمارستان اشاره کرد که در نوع خود و با کمک گریم و طراحی لباس مناسب بسیار درخشان و باورپذیر حاضر میشوند.
از کاراکترهای زن نیز بهترین بازی را نقش سوزان اجرا میکرد که با انرژی خوب و صدایی رسا در تمام نمایش حضور داشت و از پس نقش یک زن شلوغ و پرحاشیه بهخوبی برآمد.نمایش رامین دولتآبادی را میتوان اقتباسی قابلقبول از یک اثر خارجی دانست که با وجود نقاط ضعف خود بدون پیچیدگی و ادعا روی صحنه میرود.
در روزهایی که اضافات روشنفکری را برای نوآوری به هنر و ادبیات میگنجانند؛ هنوز هم میتوان یک اثر غیربومی را بدون دخل و تصرف اجرا کرد و در عین حال مخاطب را همراه و راضی داشت. میتوان به این اثر نمره خوب را داد تا بتوان بعد آن به باقی اثرها خرده گرفت که سادگی و مهارت در نوع خود میتواند کافی باشد و این کار سختی نیست.
از نکات منفی نمایش در شب حضور من وجود خردسالان در سالن نمایش بود که این مخالف ممنوعیت حضور آنان برای این اثر بود. در طول نمایش متوجه ترس آنها از محیط میشدم که باعث آزردگی بود. چهبسا بهتر بود این محدودیت ابتدا از جانب والدین و سپس از جانب مدیریت سالن کنترل شود.
هرچند که بعد از نمایش متوجه شدم حضور آنها به افتخار آخرین شب اجرای مادرشان است؛ اما صحنه ترس آنها از ذهن خارج نمیشد.
در پایان نمایش «گربه در شب» برای یک کارگردان جوان یک مسیر روشن و رو به جلو است. در واقع میتوان با اعتماد بر کارهای پیشین این کارگردان جوان به استقبال کارهای جدید او نیز رفت.



