روزنامه هفت صبح، کسری ولایی| بی‌خود نیست که مدام از نیچه نقل‌قول می‌کنند؛ «اگر بیش از اندازه به ورطه خیره‌ شوی، آنگاه ورطه نیز بر تو چیره می‌شود». ظاهرا این فرایند خیرگی و چیرگی در طول تاریخ به شکل‌های مختلف کار دست بشر داده. حداقل در سینما نمونه زیاد دارد.

چند تا فیلم را به یاد می‌آورید درباره مردی که برای تعقیب زنی استخدام می‌شود و بعد چنان در بحر قربانی فرو برود تا آخر سر خودش در دام گرفتار آید؟ بر‌اساس همین ایده که بارها و بارها روایت شده و معمولا هم جواب داده، پارک چان ووک فیلم تازه‌‌اش را ساخته؛ «تصمیم به متارکه» (با عنوان انگلیسی Decision to Leave) در جشنواره کن امسال جایزه کارگردانی را گرفت و به‌عنوان نماینده کره جنوبی از بخت‌های اصلی اسکار بهترین فیلم خارجی است.

ماجرا با مرگ یک کوهنورد شروع می‌شود. کارآگاه میانسالی مسئول تحقیق روی پرونده است؛ کارآگاهی دقیق و ریزبین که تمام زندگی شخصی‌اش تحت تاثیر شیوه کارش قرار گرفته و سردی و رنجش همسرش را در پی داشته. پرونده مشکوک است و از ظواهر امر برمی‌آید که باید قتلی در کار باشد و به‌جز همسر چینی مقتول هم مظنون دیگری وجود ندارد.

کارآگاه برای گرفتن مچ مظنون مرموز شبانه‌روز او را زیر نظر می‌گیرد و آن‌قدر در جزئیات زندگی و رفتارش زوم می‌کند که ناخواسته به زندگی‌اش وارد می‌شود. همین کار دستش می‌دهد و از جایی به‌بعد قضیه بیخ پیدا می‌کند، چون رمز و رازهای زن بیشتر از چیزی است که به‌نظر می‌رسد.

در نگاه اول حتما یاد نمونه‌های مشابه می‌افتید، از «سرگیجه» گرفته تا «غریزه اصلی» و طبعا خود پارک چان ووک بهتر از بقیه از این موضوع خبر داشته و به طرز هوشمندانه‌ای از آن استفاده کرده. مثل شاهکار هیچکاک به‌دنبال یک نمایش دست‌نیافتنی نبوده و قدر اثر بدنام پل ورهوفن روی تنانگی دست نگذاشته. فیلم به‌صورت یک درام معمایی و جنایی شروع می‌شود و کارگردانی به‌گونه‌ای است که با وسواس‌های ذهن پراکنده و در عین حال نکته‌سنج کارآگاه مماس شوید؛ روی چه جزئیاتی دقیق می‌شود و از کنار چه مواردی عبور می‌کند؟

تا همین‌جا کارگردان در قالب ایده‌های روایی و بصری کلی برگ رو کرده. بعد درست مانند قهرمان قصه در ورطه زن مرموز گرفتار می‌شوید و سیر درام تغییر می‌کند. قواعد و قراردادهای ژانر هم آرام به سمت یک عاشقانه می‌روند. از آنجایی‌که یک قطب درام کارآگاه است و قطب دیگر زنی فتانه و فریبا، دوگانگی میان ژانرها تا پایان ادامه دارد و تمام جذابیت فیلم از رفت‌و‌برگشت‌های میان دو ذهنیت یا جهان مختلف می‌آید.

شاید به‌اندازه‌ای که از پارک چان ووک انتظار دارید «تصمیم به متارکه» خیلی خشن یا دیوانه‌وار نباشد اما درست مانند فیلم‌های قبلی‌اش ممکن است که این یکی را شاهکار بدانید یا در میانه‌راه گیر بیفتید و از جایی به‌بعد با قصه و شخصیت‌ها ارتباط برقرار نکنید. دستاوردهای فنی به کنار، که بداعت و صناعت کارگردان در استفاده از ابعاد کوچک دوربین خودش می‌تواند سوژه یک مقاله جداگانه و به‌شدت الهام‌بخش باشد، برای لذت بردن از فیلم‌های پارک در درجه اول باید بپذیرید که قصه‌ها به‌جای عقل‌سلیم و منطق انسانی با تکیه بر احساسات بیمارگونه کاراکترها پیش می‌روند.

با چنین رویکردی، می‌شود خیلی چیزها را کنار هم گذاشت و بهتر فهمید ولی باز به همان نسبت همراهی و پذیرش منطق ذهن‌های بیمار کاراکترها می‌تواند خطرناک باشد. البته فقط به سینمای پارک چان ووک محدود نمی‌شود و در آثار خیلی از سینماگران مشهور کره‌ای و شرقی شاعرانگی جنون‌آمیز و هولناک به‌چشم می‌خورد؛ فیلم‌هایی که می‌توانید تحسین‌شان کنید گرچه نزدیکی بیش از حد بهشان حکایت خیره شدن به ورطه است!

به‌غیر از سلیقه بصری و رویکرد روایی نه‌چندان معمول، بخش عمده‌ای از تاثیرگذاری «تصمیم به متارکه» مدیون حضور دو بازیگر اصلی مخصوصا تانگ وی است که به گفته خود پارک، نقش زن مرموز و مهلک فیلم اصلا بر‌اساس و برای او نوشته شده. تانگ وی که قبلا در «هوس، احتیاط» آنگ لی، «بلک‌هَت» مایکل مان و «سیر طولانی روز در شب» بی گان توان خود را به رخ کشیده بود، اینجا برای عینیت بخشیدن به ذهنی بیمار و ورطه‌ای انسانی، از نگاه نافذ خودش نهایت بهره را برده.

ناگفته نماند بخشی از جزئیات داستان که ربط دارد به فرهنگ کره، شاید در ترجمه از دست برود و کار را برای مخاطب ناآشنا سخت‌تر کند. در مجموع «تصمیم به متارکه» فیلمی است که اگر پراکندگی و تنش جاری در پرده اول آن را تاب بیاورید و بعد با احساسات مریض زن قصه همراه شوید، در پایان از تماشا راضی خواهید بود و ستایش بیش از حدش هم جای تعجب ندارد.

سایر اخبارکاربران ویژه - فرهنگیرا از اینجا دنبال کنید.