روزنامه هفت صبح، محمد طالبیان | یک بازی Open World، هماهنگ با جریانهای فرهنگی روز و کلیشهای. جدیدترین نسخه از مجموعه بازی Saints Row تمامی پیشنیازهای تبدیل شدن به اثری کسالتبار، تکراری و ضعیف را در اختیار دارد. اگر سالها پیش استودیوی Volition متوجه شده بود که برای ساخت یک Open World موفق باید راه خود را از GTA جدا کند، این روزها مشخص است که مسیر رسیدن به موفقیت را فراموش کرده.
آنها در ریبوت بازی Saints Row نه تنها نتوانستهاند به اوج این مجموعه نزدیک شوند بلکه اثری را ساختهاند که هرچند در اسم سعی دارد شروعی دوباره و به روز را رقم بزند اما در عمل تبدیل به ترکیبی غرق در مشکلات فنی و قابل پیشبینی رسیدهاند. بازی حاضر یکی از چندین اثر دیگر در ژانر اکشن ماجراجویی است که به راحتی میتوانید از کنار آن گذشته و هیچ عکسالعملی به آن نشان ندهید. مجموعهای از تصمیمات اشتباه، تعجیل در عرضه و پیروی کردن از کلیشهای که این روزها بیشترین آسیب را به صنعت بازی وارد میکند.
اگر نسخههای پیشین این مجموعه را تجربه کرده باشید، به احتمال فراوان در جریان قرار دارید که Saints Row همواره سعی دارد نگاهی طنزآلود به جریانهای روز دنیا داشته باشد. از ترسهای عمومی تا فلسفههایی که به احمقانهترین شکل ممکن به عمل تبدیل میشوند، همواره پایههای اصلی داستان این مجموعه را شکل میدهد.
اینکه بازی تا جای ممکن خود را از فضای کلی ساخته راکستار دور میکرد، به عنوان یکی از بزرگترین نقاط قوت آن شناخته میشد. چه جایی که در نسخه سوم، دموکراسی به شکل مدرنش مورد تمسخر قرار میگرفت، چه در قسمت چهارم که به عنوان رئیس جمهور آمریکا به جنگ با آدم فضاییها میرفتیم. هیچچیز در Saints Row جدی گرفته نمیشد اما همیشه تمرکز روی این موضوع قرار داشت که داستان بازی درگیر کلیشههای روز و این ژانر نشود.
حالا با جدیدترین نسخه این مجموعه در سال ۲۰۲۲ روبهرو هستیم که از همان لحظه ابتدایی غرق در کلیشههایی است که سالها از آنها دوری کرده. بازی به عنوان یک ریبوت، برای بار دیگر شما را در نقش رئیس قرار میدهد. شخصیتی که در ابتدا به دنبال فعالیت برای یک گروه به اصطلاح امنیتی است و بعد از اخراجش به دنبال تبدیل شدن به رئیس یک گروه تبهکاری میرود.
اگر دیگر بازیهای این سبک به دنبال قرار دادن منطقی مستحکم برای داستان خود هستند، Saints Row معمولا سعی داشت بیمنطق و تصادفی همه چیز را جلو ببرد. زیبایی این شکل از پرداخت به این موضوع ارتباط داشت که هر کدام از شخصیتهای حاضر در داستان به این دیوانگی و نبود منطق واکنشی نشان نمیدادند. برای آنها همه چیز طبیعی است.
این گیمر است که به قواعد این دنیای متفاوت عادت ندارد. اینبار اما بازی و شخصیتهای آن تمام تلاش خود را به کار میگیرند تا به دنبال منطقی برای پیشرفت داستان بروند. اگر امروز برای گیمرها عادی شده که قهرمان داستان در هر مرحله از بازی چند صد دشمن را از پا در آورد، شخصیتهای داخل بازی اما با تعجب به این موضوع میپردازند.
ضعف دیگر داستان اما به خط اصلی آن بر میگردد. عملا در این نسخه تعداد ماموریتهای اصلی به طرز قابل توجهی کاهش داده اما حالا شاهد این موضوع هستیم که برخی فعالیتهای جانبی به عنوان ماموریت اصلی معرفی میشوند. عملا گیمر در بخشهایی از بازی جریانی را دنبال میکند که هیچ ارتباطی به داستان اصلی ندارد و شخصیتها هم به شکل همزمان سعی در عادی سازی شرایط دارند. آنها از این دست فعالیتها با عنوان بهبود کار تیمی یاد میکنند!
اگر داستان را از اولویت خارج کنیم به گیمپلی میرسیم که از ساختاری شبیه آثار ابتدای نسل هفتم کنسولهای خانگی پیروی میکند. کلیت ماموریتهای طراحی شده در Saints Row تشکیل شدهاند از تعقیب و گریز با اتومبیل و تیراندازی به تعداد زیادی دشمن که تنوع چندانی ندارند. همین موضوع باعث شده تا مبارزات به شکل کلی شباهت بسیاری به یکدیگر داشته باشند و مدام روندی ثابت را تکرار کنید.
به شکل کلی ساختار شوتینگ این بازی هیچ شباهتی به آثار روز صنعت بازی ندارد و در جریان آن تنها کافیست نشانه را روی دشمن قفل کرده به او تیراندازی کنید. تنها دلیلی که برای تغییر اسلحه پیدا میکنید، کمبود مهمات است و هیچ کدام از انواع مختلف دشمنها شما را به سمت استفاده از استراتژیهای مختلف گرایش نمیدهند. همین موضوع عملا باعث میشود که گیمر تنها از تعداد محدودی از اسلحهها در جریان بازی استفاده کند و نیازی به دیگر نمونههای موجود پیدا نکند.
همین روال برای قابلیتهای جانبی نیز تکرار میشود. در این نسخه شاهد معرفی سیستمی شبیه مهارت در بازیهای نقش آفرینی هستیم که به شما اجازه میدهد تا از میان تعدادی قدرت خاص، چهار تای آنها را به شکل همزمان مورد استفاده قرار دهید. معمولا این بخش از بازی تبدیل به بخشی از جریان تکراری مبارزات میشود که تنها برای ایجاد تنوع از آنها بهره میگیرید نه نیازی که گیمپلی در ایجاد آن دخالت داشته باشد.
اوضاع حتی در زمینه طراحی مراحل نیز بهبود پیدا نمیکند. در بخش عمدهای از مراحل اصلی و جانبی شما وارد یک محیط بزرگ شده، تعداد زیادی دشمن را از پا در آورده و به منطقه بعدی منتقل میشوید. هیچ ساختار خاصی در طراحی مراحل بازی دیده نمیشود و محیطهای موجود تنها برخی اوقات به شما برای انتخاب تاکتیکهای مختلف در مبارزات کمک میکنند. شاید تنها روزنههای امید در این مسیر به سکانسهای سینمایی از پیش طراحی شده اختصاص پیدا کند که برخی اوقات، جریان بازی را از یکنواختی خارج کند.
شرح عکس: گرافیک یکی از بزرگترین ضعفهای Saints Row محسوب میشود.



