روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | سهشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۵۷٫ صفحه اول هنوز در بهت حادثه آتشسوزی سینما رکس و کشته شدن ۴۰۰ تماشاگر است و عکسهایی از عزاداری بازماندگان. گزارشی کار شده درباره حادثه آفرینیهای موتورسیکلتسواران در تهران. داستانی که تا ابد ادامه پیدا خواهد کرد. وزیر امورخارجه سابق انگلیس پیشبینی کرده که ایران روزهای بسیار حساسی را پیشرو خواهد داشت. او عقیده دارد که عوامل افراطی در حال سوءاستفاده از عقاید مذهبی مردم ایران هستند.
شرکت و کارخانه شاد در قوچان که تولیدکننده مشروبات الکلی است به آتش کشیده شده است. در ایلام هم یک رستوران واقع در پارک جنگلی ششدار در هفت کیلومتری ایلام به آتش کشیده شده است. در چنین اتمسفری اشرف پهلوی راهی برزیل شده است. تیتر صفحه ۵ هم جالب است: پولدارها صدها راه برای مالیات ندادن پیدا میکنند. و اینکه: بار سنگین مالیاتهای مستقیم و غیرمستقیم روی دوش طبقه متوسط سنگینی میکند.
داریوش صفوت مدیر مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به ستایش از پریسا پرداخته و او را تنها زن خواننده قلمداد میکند که بر تمام ردیفهای آوازی مسلط است. او میگوید که به خاطر فضای مردانه حاکم بر موسیقی سنتی حتی قمر هم تسلطی بر ردیفها نداشته است. تیم فوتبال لوکوموتیو مسکو برای چند بازی دوستانه به ایران آمده (چقدر تیمهای روسی به ایران میآمدند. معلوم است در ایران به آنها خوش میگذشته است!) آنها پس از تساوی یک - یک مقابل راهآهن دیروز آرارات را با نتیجه ۴ بر صفر درهم کوبیدهاند. باب بیمون قهرمان افسانهای پرش طول جهان با یک دختر ایرانی به نام مینا خموش که درآمریکا مشغول تحصیل است ازدواج کرده و از قرار قبل از ازدواج باب بیمون به دین اسلام گرویده و نام علی را برای خود انتخاب کرده است.
هفته چهاردهم جام تخت جمشید هم رسما تعطیل شد. باز هم گزارشی کار شده از تعدیهایی که در پارک خرم نسبت به مردمان عادی روا میشود. پنج نمایش تلویزیونی برای پخش آماده میشوند که شیبانی، خانم جوادی، عزتالله انتظامی، دکتر طباطبایی و جمیله شیخی کارگردانی آنها را بر عهده دارند. صفحه ۲۵ یک صفحه کامل به آلبوم عکسهای قربانیان سینما رکس اختصاص یافته است. در علیآباد کتول هواپیمای سمپاش یک جوان ۱۸ ساله را زیر گرفته و او را کشته است. اعلام شده که نخست وزیر ژاپن ۱۴شهریور به تهران میآید.
چهارشنبه اول شهریورماه ۱۳۵۷٫ دیروز آبادان شلوغ وملتهب بود و شاهد تظاهرات هزاران نفر از مردم که به بانکها و مراکز دولتی هم حمله کردند. عکس صفحه اول به شکل هنرمندانهای از یک مرد سیاهپوش آبادانی انتخاب شده که ظرف حلوایی را در دست دارد. حاشیه نویس روزنامه نقل کرده که شب قبل دو زن در جلوی کافهای در لاله زار به زدوخورد پرداختهاند. یکی از زنها خواننده مشهور لاله زاری بوده و زن دیگر کسی بوده که همسرش پنهانی با خانم خواننده سر و سری داشته است و دیشب آنها را حین خروج از کافه غافلگیر کرده است.
در پرونده هژبر یزدانی اتهام جدیدی مطرح شده که طبق آن هژبر یزدانی یک راننده تراکتور در گرگان را مجبور کرده است که یک کشاورز را به قتل برساند. در صفحه ۱۱ گزارشی کار شده و از شرایط غیراستاندارد خیابان دولت (کلاهدوز فعلی )گلایه شده است. در جاده ساوه راننده یک کامیون ولوو به نام علی اکبر تصحیحی با یک وانت تصادف میکند که مرد جوانی به اسم احمد قربانی را میکشد و پدر او یعنی عبدالحسین قربانی را مجروح میکند.
راننده فرار میکند اما بالاخره توسط پلیس دستگیر میشود. پدر مقتول یعنی عبدالحسین بعد از خروج از بیمارستان ادعا میکند که راننده ولوو این تصادف را از قصد انجام داده و انحراف از مسیرش کاملا تعمدی بوده است. پلیس مشکوک میشود و دوباره از علی اکبر تصحیحی بازجویی میکند و مشخص میشود که راننده ولوو از سه نفر به نامهای نصیر و قاسم و محمد ۵۰ هزار تومان گرفته تا واسطه انتقام جویی این سه نفر از عبدالحسین قربانی شود. روز حادثه نصیر به محض ورود وانت پدر و پسر به روی پل با چراغ موتورش به علی اکبر علامت میدهد و علی اکبر با کامیون خود به وانت آنها میکوبد اما از دست تقدیر پدر زنده میماند و پسرش کشته میشود.



