روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری| ‌دعوا بر سر پرداخت مهریه زنان سال‌هاست ادامه دارد. از زندان رفتن مرد تا بخشیدن مهریه توسط زنان. حتی رئیس‌جمهور فعلی هم چندی پیش گفت جلوی مردانی که برای پرداخت مهریه قلدری می‌کنند را باید گرفت. از سوی دیگر، ماهی یک‌بار مردانی که قدرت پرداخت مهریه را ندارند و حساب‌شان بسته شده و گاها راهی زندان شده‌اند، پلاکارد در دست جلوی مجلس تجمع می‌کنند که به داد ما برسید، ما توان پرداخت مهریه را نداریم. از دیگر سو، زنانی هستند که برای فرار از شرایط سخت زندگی زناشویی‌شان درخواست طلاق دارند و مرد می‌گوید مهریه‌ات را ببخش تا طلاقت دهم. خلاصه داستان مهریه، این روزها ملعبه عجیب‌و‌غریبی شده که گاهی کار را به‌جایی رسانده که مرد بر سر پرداخت مهریه تبدیل به قاتل شده است! در این گزارش پنج پرونده جنایی مربوط به مهریه را بررسی می‌کنیم.

‌ قتل زن به دلیل مهریه و حق‌طلاق
اول فروردین‌ماه سال ۱۴۰۰ اولین قتل به‌نام یک زن در سال جدید ثبت شد. مردی که همسرش را به‌خاطر مهریه و حق‌طلاق به قتل رسانده بود، خود را تسلیم پلیس کرد. چهارم فروردین کشف جسد یک زن در بوستانی در نزدیکی بزرگراه آزادگان، پرونده‌ای پیش روی پلیس جنایی باز کرد. ماموران پلیس در محل حادثه با جسد زن جوانی روبه‌رو شدند که داخل دو پتو پیچیده و بعد داخل کیسه پلاستیکی بزرگی گذاشته شده بود.

درحالی‌که تحقیقات برای شناسایی هویت مقتول و عامل قتل ادامه داشت، مرد ۳۳‌ساله‌ای در یکی از شهرستان‌های خوزستان به اداره پلیس رفت و اعلام کرد همسر ۳۲‌ساله‌اش را در پاکدشت به‌قتل رسانده و جسد او را در بزرگراه آزادگان رها کرده است. این مرد به پلیس می‌گوید: «دوم فروردین با همسرم به‌خاطر مهریه و حق‌طلاق درگیر شدیم که عصبانی شدم و او را خفه کردم. پس از این جسدش را پتوپیچ و در بزرگراه آزادگان رها کردم و خودم همراه فرزندم به شهرستان رفتیم. من عذاب وجدان داشتم و فرزندم را به خانواده‌ام سپردم و به اداره پلیس آمدم.»

زن با ضربه چاقو به دلیل درخواست مهریه تا پای مرگ رفت
وقتی بر سر مهریه با همسرم درگیر شدم، با چاقو به‌جانم افتاد و قصد کشتن مرا داشت اما بخت با من یار بود که زنده ماندم. زن جوان که تا یک قدمی مرگ پیش‌رفته و ۲هفته در کما بود، با گفتن این جملات در دادسرا و شکایت از شوهرش، خواستار بازداشت وی شد. اوایل تیر ۱۴۰۰ کارگرانی که در رستورانی در غرب تهران کار می‌کردند، متوجه درگیری زن و مردی شدند که داخل یک خودروی سواری نشسته بودند که ناگهان مرد جوان با چاقو، ضربه‌ای به زن زد و بعد در ماشین را باز کرده و او را به بیرون پرتاب و اقدام به فرار کرد.

شاهدان با دیدن این صحنه با اورژانس و پلیس تماس گرفتند و زن جوان که به‌شدت از ناحیه شکم زخمی شده و خونریزی داشت، به بیمارستان منتقل شد. زن پس از ۲ هفته کما، به زندگی برگشت. زن جوان درباره ضارب و جزئیات روز حادثه می‌گوید: «درگیری و دعواهای من و همسرم تمامی نداشت، تا اینکه تصمیم به جدایی گرفتیم اما من مهریه‌ام را می‌خواستم و روز حادثه با شوهرم در خیابان قرار گذاشتیم تا درباره پرداخت مهریه و طلاق توافقی صحبت کنیم. آن روز من سوار خودروی همسرم شدم و همسرم روبه‌روی یک رستوران توقف کرد تا با یکدیگر صحبت کنیم .

اما به توافق نرسیدیم و درگیری که بالا گرفت، ناگهان همسرم با چاقو ضربه‌ای به شکم من زد و بعد درحالی‌که دچار خونریزی و بی‌حال شده بودم در را باز کرد و با لگد مرا به بیرون از ماشین پرتاب کرد. پس از آن از شدت خونریزی بی‌هوش شدم و وقتی چشمانم را باز کردم متوجه شدم ۲هفته در کما بوده‌ و از مرگ حتمی نجات یافته‌ام.» این موضوع در حالی بود که مرد مدعی شد: «من بیگناهم؛ وقتی بر سر مهریه با همسرم درگیر شدم او با چاقو خودزنی کرد.» اما شهادت کارگران و نحوه ورود تیغه چاقو حکایت داشت مرد ضربه را زده است.

کاش پدرزنم را هم می‌کشتم!
ابتدای خرداد ۱۴۰۰ پرونده اسماعیل ۴۰ساله که همسرش شقایق ۳۹ساله و مادر ۶۵ساله‌اش به‌‌نام ثریا را در سال ۹۶ به‌قتل رسانده بود، در دادگاه کیفری استان تهران بار دیگر پای میز محاکمه قرار گرفت. در پرونده اینگونه آمده است؛ اسماعیل مدعی است که دچار اختلال روانی شده. او می‌گوید: شب‌ها نمی‌توانستم بخوابم و همیشه عصبانی بودم. همه افراد را مثل گرگ می‌دیدم؛ تا اینکه به پزشک مراجعه کردم. بعد از مدتی با همسرم دچار اختلافات زیادی شدیم.

به او گفتم مهریه‌اش را ببخشد و از من جدا شود. پدرزنم هم می‌گفت باید مهریه دخترش را تا ریال آخر بدهم اما من پولی نداشتم و نمی‌توانستم این کار را بکنم. در واقع پدرزنم نمی‌گذاشت ما جدا شویم. اگر او دخالت نمی‌کرد من حتما می‌توانستم همسرم را راضی کنم. آخرین‌‌بار در خانه پدرزنم پس از خوردن صبحانه سر همین موضوع با همسرم درگیر شدم. وقتی دعوا میان من و همسرم بالا گرفت، مادرزنم بار دیگر دخالت کرد که با چاقو چند ضربه به او زدم. می‌خواستم همسرم را بکشم که به سمت موتورخانه رفت تا در آنجا پنهان شود اما چون در بسته بود، بازگشت و من او را هم کشتم.

پدرزنم می‌خواست مانع من شود که به او هم چند ضربه چاقو زدم. قتل همسر و مادرزنم را قبول دارم، اما از اینکه پدرزنم را نکشتم، پشیمان هستم. من باید اول سراغ پدرزنم می‌رفتم و او را می‌کشتم، بعد سراغ همسر و مادر همسرم می‌رفتم. با پایان دفاعیات متهم وکلای وی دفاعیات خود را انجام دادند و خواستار برائت متهم با توجه به مدارک پزشکی قانونی درباره او شدند. در پایان قضات وارد شور شدند تا درباره این پرونده تصمیم بگیرند.

پرداخت مهریه باعث قتل برادرزن شد
مرد جوان بر سر پرداخت مهریه با برادرزنش درگیر و او را با ضربه چاقو به قتل رسانده بود. رسیدگی به این پرونده از آبان‌ماه سال ۹۸ با گزارش یک درگیری مرگبار در یک ساختمان نیمه‌کاره در البرز به پلیس آغاز شد. ماموران پس از حضور در صحنه و بررسی‌های اولیه متوجه شدند که درگیری بین برادرزن و شوهرخواهر بر سر پرداخت مهریه بوده است. در ادامه پیکر نیمه‌جان مسعود ۲۶‌ساله به بیمارستان منتقل شد و ضارب ۳۰‌ساله با نام معروف که خودش مجروح بود نیز بازداشت شد.

ساعاتی بعد مسعود در بیمارستان تسلیم مرگ شد و معروف به اتهام قتل‌عمد مورد بازجویی قرار گرفت. او در تشریح ماجرا به ماموران گفت: من چند سال قبل با دختری از یک خانواده افغان ازدواج کردم. رسم آنها این است که داماد باید در همان ابتدای وصلت کردن مهریه را به خانواده عروس پرداخت کند اما چون وضع مالی خوبی نداشتم از آنها وقت گرفتم تا در اولین فرصت مهریه‌ام را پرداخت کنم. مدتی قبل پدر همسرم از دنیا رفت و برادرزنم مسعود از من خواست تا مهریه خواهرش را پرداخت کنم.

چندبار از او فرصت خواستم و روز حادثه برای گرفتن مهریه به سراغم آمد و من بازهم از او خواستم تا به من مهلت دهد که مسعود با چوب به جانم افتاد و چند ضربه به من زد. از آنجایی‌که من از ناحیه پا دچار معلولیت هستم، ترسیدم که او من را بکشد از این‌رو چاقویی که همیشه همراهم بود را از جیبم بیرون آوردم و ضربه‌ای به او زدم و او با همان ضربه فوت کرد. خانواده مقتول از دادگاه درخواست قصاص کرده‌اند.

قتل با دسته هاون بر سر مهریه!
ساعت ۲ بعد‌از‌ظهر چهارشنبه ۱۳ بهمن۱۴۰۰، زن جوانی هراسان با کلانتری ۱۵۸ کیانشهر تماس گرفت و از قتل خواهرش خبر داد. او گفت: من و خواهرم دریک ساختمان زندگی می‌کنیم. لحظاتی قبل پسر ۶ساله خواهرم هراسان و گریان به خانه من آمد و گفت که پدرش با هاون به‌سر مادرش کوبیده و سر او را شکسته است. پس از شنیدن حرف‌های خواهرزاده‌ام، از آنجایی‌که می‌ترسیدم به‌تنهایی به خانه خواهرم بروم، به همین دلیل از سرایدار خواستم همراهم بیاید، در خانه خواهرم نیمه‌باز بود، وقتی وارد شدیم شوهرش در‌حالی‌که لیوانی چای به‌دست داشت روی نیمکت نشسته بود.

هر‌چه از او سراغ خواهرم را گرفتم، جواب نداد. به همین دلیل به جست‌و‌جو برای یافتن خواهرم پرداختم که ناگهان با جسد خونین او داخل سرویس بهداشتی مواجه شدم. در بازرسی از خانه، پرونده قضایی مربوط به دادگاه خانواده کشف شد. پرونده ۷۰ صفحه‌ای مربوط به شکایت مقتول از همسرش و درخواست مهریه ۱۱۴ سکه‌ای و نفقه بود. طبق مدارک موجود در پرونده، دادگاه با پرداخت مهریه از سوی همسر موافقت کرده بود و مرد میانسال از اوایل بهمن، مجبور به پرداخت ماهی یک سکه طلا شده بود. شهریار، همسر مقتول در تحقیقات اولیه به قتل همسرش اعتراف کرد و گفت: ۷ سال قبل ازدواج کردم، مدتی از ازدواج‌مان گذشته بود که اختلافات‌مان شروع شد.

خواستم از همسرم جدا شوم اما با وساطت خانواده‌ها، از این تصمیم صرف‌نظر کردم. بعد هم که صاحب فرزند شدیم و به‌خاطر بچه مجبور به ادامه زندگی بودیم. با این حال اختلافات ما روز به‌روز بیشتر می‌شد تا اینکه همسرم به‌عنوان پرستار خانگی مشغول به‌کار شد. او از زنی سالخورده مراقبت می‌کرد که پایش شکسته بود. از آنجایی‌که پیرزن تنها بود و نمی‌توانست راه برود، همسرم مجبور بود شبانه‌روز پیش او بماند و در هفته فقط یک شب به خانه می‌آمد و همین مسئله درگیری و اختلافات ما را بیشتر کرده بود.

شهریار گفت: «در همین گیر و دار همسرم مهریه و نفقه‌اش را به اجرا گذاشت و محکوم به پرداخت مهریه شدم. در این مدت ماشین را به‌نام او کردم اما او از من می‌خواست که خانه را هم به‌نام او سند بزنم و من با این کار مخالفت کردم. نبود همسرم در خانه و درخواست مهریه و اختلافات قدیمی، دست به‌دست هم داد که از همسرم بیشتر عصبانی شوم. شب قبل از جنایت، وقتی او به خانه آمد باز هم دعوایمان شد. صبح روز بعد هم این دعوا ادامه داشت تا اینکه حدود ساعت ۱۱ صبح وقتی همسرم داخل آشپزخانه بود، درگیری ما بالا گرفت و من با دسته‌ هاون که داخل آشپزخانه بود، محکم به سرش کوبیدم.

پسر ۶‌ساله‌ام که شاهد این ماجرا بود، با دیدن صحنه از خانه فرار کرد و خودش را به خانه خاله‌اش رساند. همسرم هم که از ناحیه سر مصدوم شده بود، برای گریز از دست من، به سمت سرویس بهداشتی فرار کرد. من هم به‌دنبال او رفتم و روسری‌اش را دور گردنش انداخته و خفه‌اش کردم. می‌دانستم دستگیر می‌شوم به همین خاطر لحظاتی بعد برای خودم چای ریختم و روی صندلی در سالن پذیرایی نشستم و منتظر ماندم تا پلیس بیاید و مرا دستگیر کند. الان هم پشیمانم و نمی‌دانم چه‌کار کنم.»

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - اسلایدراینجا کلیک کنید.