روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | در یکی از سخت‌ترین برف‌های تاریخ تهران، در دی ماه ۹۶، من باید عازم فرودگاه امام خمینی می‌شدم برای یک سفر پرهیجان به آفریقای جنوبی. میزبان شرکت ال جی بود که چند نفر را برای پوشش جشنواره سالیانه این کمپانی در انتخاب بهترین و خلاق‌ترین نمایندگی‌ها‌یش در سراسر جهان با خود به کیپ تاون می‌برد. مهرشاد شریف، روزنامه‌نگار پرسابقه آی‌تی که آن موقع در دنیای اقتصاد قلم می‌زد و برادران فراهانی که رسانه پرتماشاگر و جنجالی تی وی پلاس را در اختیار داشتند همسفرهای من بودند.

در گره ترافیکی عجیب آن شب طبیعی بود که با تاخیر فراوان به فرودگاه برسیم. پس از یک سفر چهارساعت و نیمه بالاخره به فرودگاه رسیدم و عصبانی از کاهلی وزارت راه در پاکسازی مسیر فرودگاه و در ناامیدی کامل، متوجه شدم که خوشبختانه باند فرودگاه هم پر از برف بوده و هواپیمای ما نپریده است! بعد از پنج ساعت در حوالی ساعت چهار پرواز امارات حرکت کرد به سمت دوبی تا آنجا با عوض کردن پرواز راهی کیپ تاون شویم.

اما وقتی رسیدیم به فرودگاه دوبی، طبیعتا پرواز کیپ تاون را از دست داده بودیم و این شد ۲۴ ساعت اقامت اجباری در دوبی و خب خط هوایی لوکس اماراتی طبق سنت خود یک ویزای یک روزه برای گردش در شهر و یک هتل مجلل رایگان برای اقامت مسافرها در نظر گرفت. خوشبختانه کارمندان ال جی در سفرهای متعددشان به دوبی کاملا با نقاط دیدنی شهر آشنا بودند. دارم از موقعی حرف می‌زنم که دلار به چهار هزار تومان رسیده بود و کارمندان ایرانی ال جی که حقوقشان را به دلار می‌گرفتند ناگهان با تقویت شدید بنیه مالی خود روبه‌رو شده بودند و قدرت خریدشان در ایران سه برابر شده بود.

حقوق ۶۰ تا ۸۰ میلیون تومانی در سال ۱۳۹۶ عدد شگفت‌انگیزی محسوب می‌شد! نیروهایی که همه‌شان دوره‌های آموزشی متعددی را در نقاط مختلف جهان گذرانده بودند و بر زبان انگلیسی کاملا مسلط بودند و در قواره کارکنان یک کمپانی چند ملیتی درآمده بودند. به‌خصوص به لحاظ آراستگی و چهره ظاهری. آن قدر که می‌شد ردپای نوعی تفرعن را هم در حرکاتشان پیدا کرد. یک مدیر کره‌ای ال جی هم به اسم آقای وانگ (شاید هم یانگ!) با ما بود که از زندگی خانوادگی در تهران نسبت به سئول خیلی راضی بود و عجیب‌تر آنکه می‌گفت سوسیالیست هستم و نگاه سیاسی‌ام چپ است و خب وقتی با حیرت من و چهره مواخذه‌کننده همکاران ایرانی‌اش روبه‌رو شد بلافاصله حرفش را تعدیل کرد.

خب زمستان سنگین و سخت تهران ختم شد به تابستان مطبوع کیپ تاون‌. در جنوبی‌ترین نقطه آفریقا. در مرز تلاقی اقیانوس هند و اطلس. جایی که واسکودوگاما در طمع رسیدن به هند‌،‌ در پانصدو سی سال قبل آفریقا را دور زد و به سمت هند حرکت کرد و آنجا را در جنوب جنوب جنوب‌،‌ دماغه امید نیک نام گذاشتند‌. وقتی از فرودگاه وارد شهر شدیم گفتند که کیپ تاون درگیر شدید‌ترین خشکسالی تاریخ خودش است. فکر کن دوتا اقیانوس شهر را در برگرفته باشند و کمبود آب داشته باشی‌!

با اتوبوس ما را بردند به یک رستوران در بیرون شهر‌. در وسط یک تاکستان زیبا و آنجا مدیران ایرانی ال جی منتظرمان بودند و خب خانم نیکی کریمی هم آنجا بودند. کریمی سفیر برند ال جی انتخاب شده بود‌. این سفر کوتاه چهارروزه پربود از حیرت و شگفتی. صعود به تیبل مانتین با تله کابین‌های غول‌آسا که شبیه آسانسور عمل می‌کردند و در آن بالای بالا شما افقی حیرت‌انگیز از نمای ابر و اقیانوس و خود شهر را در پیش رو داشتید.

سفر با کشتی به وسط محل تجمع فوک‌ها و پنگوئن‌ها و نهنگ‌ها،‌ رستوران‌های بومی و اگزوتیک شهر با موسیقی‌های زنده و لباس‌ها و حرکات توریست پسند و یک شب زنده‌داری پرخطر در خیابانی که محل اجتماع جوان‌های شهر است و در همان چند ساعتی که با بی‌ملاحظگی قابل تاملی در آنجا قدم می‌زدیم، چندین دعوای مرگبار دیدیم که در یکی از آنها طرف غالب، ‌حریف خودرا مثل فیلم‌های کابویی، به درون ویترین شیشه‌ای یک کافه پرتاب کرد. بعدها از آمار وحشتناک کیپ تاون در میزان جنایت مطلع شدم که پهلو به پهلوی کاراکاس و سائوپائولو می‌زد.

مردم شهر طیف ناهمگونی از تیره پوستان بومی، ‌مهاجران پرشمار هندی و هلندی تبارهای بلند قد بلوند بودند که اختلاط چندانی هم با هم نمی‌کردند و هرکدام گعده‌های خودشان را داشتند. آنجا بود که پیشنهاد شد به سان سیتی برویم و از تورهای صافاری میان جنگل و حیات وحش استفاده کنیم که خب جواب من منفی بود.

یکی از مدیران ال جی تعریف می‌کرد که با همسرش به یکی از این سفرها رفته بود و در حالی که نگهبانان تور مدام به او و بقیه توریست‌ها می‌گفتند که همه چیز تحت کنترل است ناگهان یک پلنگ وارد اتاق جیپ آنها می‌شود و در میان ترس و وحشت شدید آنها با مداخله نگهبان‌، پلنگ عزیز از خوردن آنها منصرف می‌شود و به زندگی جنگلی خود برمی‌گردد. مدیر مربوطه تعریف می‌کرد که نگهبان بعد از حادثه وقتی می‌خواست به ما دلداری بدهد می‌گفت:« خیالتان راحت …هرماه چند صدنفر توریست به این منطقه می‌آوریم اما حداکثر یکی یا دونفر طعمه حیوانات وحشی می‌شوند‌!»

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - تک نگاریاینجا کلیک کنید.