روزنامه هفت صبح | ماجرا به خرداد سال ۹۹ بازمیگردد. وقتی زن ۶۱ساله از خانه بیرون رفت تا با نامزد دخترش درباره مسائل مالی مابینشان صحبت کند اما دیگر از او خبری نشد تا اینکه دو روز بعد جسد سوختهاش در حاشیه اتوبان باقری، زیر پل شهید بابایی تهران پیدا شد. گردنبند طلای این زن باعث شد تا پسرش بتواند جنازه سوخته مادرش را شناسایی کند. اما راز قتل چه بود؟ نقش داماد آینده در مرگ مادر همسرش چه بود؟
علت قتل
اما ماجرای قتل این زن میانسال چه بود؟ میگوییم قتل، چون در کنار جسد تعدادی فشنگ نیز کشف شد. پسر زن میانسال در آن زمان به ماموران گفت: «سال ۹۰ مادرمان یک مغازه در میدان امام حسین تهران به ارزش یک میلیارد تومان به یک زن فروخت. اما این زن به مادرم چک بلامحل میدهد و دردسرهای زندگی ما از همان زمان آغاز شد. او و دو پسرش هرروز یک بهانهای آوردند. پسری که خلافکار بود و از مهرماه سال ۹۱، به اتهام مشارکت در ساخت ماده روانگردان شیشه به ۲۵سال زندان محکوم شده بود.
او با اینکه همسر و دو فرزند داشت، به خواهرم ابراز علاقه کرده و نامزد کردند! او گاهی به مرخصی میآمد و در یکی از همین مرخصیها با مادرم تماس گرفته و اعلام کرد میخواهد قرضش را به مادرم پرداخت کند.» این مرد حتی به مادرمان گفته بود به ما (فرزندان) حرفی از این ملاقات نزند. من هرچقدر به مادر اصرار کردم با او بروم، مادرم قبول نکرد. وقتی رسید به سر قرار برای ما لوکیشن فرستاد. اما دیگر از مادرم خبری نشد و دو روز بعد جنازه سوختهاش پیدا شد!»
داماد آینده مظنون اصلی
با افشای این ماجرا پلیس به ردیابی مرد پرداخت و دریافت وی از مهرماه سال ۹۱ به اتهام مشارکت در ساخت و نگهداری یک کیلو و ۴۰ گرم شیشه به ۲۵سال زندان محکوم شده که ۲۳ خرداد ماه سال ۹۹ تا ۲۸ خرداد ماه به مرخصی از زندان رفته بود. اما او پس از بازگشت به زندان یکباره مدعی شده بود حالش بد است و پزشک زندان پس از معاینه وی به او ۴۸ساعت مرخصی داده است. اما مظنون اصلی، دیگر از مرخصی استعلاجی به زندان بازنگشته و متواری شده بود.
در واقع این مرد وقتی با دختر مقتول که در واقع نامزدش بود، در تماس از زندان صحبت کرده و دختر گفته بود مادرشان از روز ملاقات با تو ناپدید شده است، او تصمیم به فرار میگیرد. تا اینکه در شهریور همان سال یعنی سه ماه بعد وقتی از دستگیری و بازجویی از خانوادهاش خبردار میشود، خود را به پلیس معرفی کرده و میگوید: «من با مادر همسر آیندهام اختلاف خاصی نداشتم که او را بکشم.
روز حادثه به او گفتم بیاید تا مشکل بدهی سر خرید مغازه را حل کنیم و او هم چک بلامحل مادرم را پس بدهد. اما او از کوره در رفت و گفت چک را نیاورده بعد هم گفت دخترش بعد از نامزدی با من به سرطان سینه دچار شده و ۱۶۰ میلیون تومان خرج درمانش کردهاند. بعد هم با اسلحهای که همراهش بود من را تهدید کرد که دست از سر دخترش بردارم، من چند بار سلاح را از او گرفتم در نهایت عصبانی شده و او را به قتل رساندم.»
در دادگاه
در دادگاهی که هفته گذشته برگزار شد، اولیایدم (پسر مقتول) درخواست قصاص دادند. پسر زن میانسال گفت: «این مرد، مادرم را برای گرفتن طلبش گول زده و به بیرون خانه کشانده است اما آثار خون مادرم در خودروی او و ردیابی گوشیاش نشان میدهد او عامل قتل مادرم است. او طوری جسد مادرم را آتش زد که حتی مشخص نیست مادرم را چگونه به قتل رسانده! دوربینهای مداربسته هم نشان میدهند مادرم آخرینبار سوار خودروی او شده است، بعد هم از زندان متواری شد تا جرمش مشخص نشود. ما درخواست قصاص داریم.»
متهم به قتل نیز در دفاع از خود گفت: «تحت فشار در پلیس آگاهی به قتل اعتراف کرده بودم؛ اما حالا میگویم بیگناه هستم. من اصلا از وقتی زن میانسال از خودروام پیاده شد، از او خبر ندارم، چکهایم را هم به من نداد.» با اعترافهای مرد خلافکار برای او کیفرخواست صادر شد و به اتهام قتل، جراحتهای غیرمنتهی به جنایت و آتش زدن جسد در شعبه ۱۱ دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد. در پایان جلسه قضات وارد شور شدند و با توجه به مدرکهای موجود در پرونده، متهم را به قصاص و پرداخت دیه بهخاطر جنایت بر میت محکوم کردند.



