روزنامه هفت صبح، اشکان عقیلیپور| آقا من امروز با اجازه میخوام راجع به یک مسئله خیلی مهم و یک دغدغه عمومی باهاتون صحبت کنم. این مسئله، طی صحبتی که امروز صبح، تلفنی با یکی از دوستان داشتم به وجود آمد و به نظرم لازمه که همه مردم جامعه، یک بار برای همیشه با هم متحد بشن و این معضلرو ریشه کن کنن بره پی کارش. اساسا اعتقادم بر اینه که همیشه در همین اتحادهای جمعیه که اتفاقات بزرگ و پیشرفت در جامعههای بشری اتفاق میفته. همهمون میدونیم که سخته و باید بابتش بها بپردازیم ولی برای نسلهای بعد، لازمه که این مشکلرو حل کنیم.
لابد میفرمایید که راجع به چه چیزی دارم حرف میزنم. گرمای کره زمین؟… نه قربان. اون که اصلا جزء مسائل ما محسوب نمیشه و اصطلاحا سوسولبازیه. گرم میشه که گرم بشه. یه لیوان خاکشیر میزنیم بر بدن و مشکل حله. گرونیهای اخیر؟… مزاح میفرمایین. والا من قبل از اینکه درست و حسابی زبون باز کنم و بگم «بابا» یا «ماما»، گفتم « قیمتِ خون باباش شده»؛ بس که تو خونه اینو شنیده بودم. دیگه هر چند وقت، یه شوک بهمون وارد نشه که اصلا خمار میشیم. جهش کرونا؟… اصلا خودتون دلتون میاد این بیچاره جهش نکنه؟ خودتون دلتنگش نمیشین؟ زندگیمون الکی آروم نمیشه؟ خوشی نمیزنه زیر دلمون؟
نه اینا رو نمیگم… اونایی که تو ذهن شما هسترو هم نمیگم.ما در حال حاضر در جامعه فقط یک معضل حل نشده داریم. تمام. بقیه یا قبلا حل شده یا داره حل میشه یا ایشالا در آیندهای نهچندان دور، حل خواهد شد. این یه دونهرو هم از پسش بربیایم، من به شخصه دیگه مشکل خاصی نمیبینم.
و اون هم اینه: وقتی داریم با موبایل حرف میزنیم و یهو آنتن میره و تماس قطع میشه، چه کسی باید مجدد شمارهرو بگیره؟ این سردرگمی ازلی ابدی بشر، باعث شده که یا همزمان دو طرف تماس میگیرن و خط اشغاله یا هردو طرف به مانند جغد، نگاهشون به گوشیه که طرف تماس بگیره.
همانطور که در ابتدای مطلب عرض کردم، این تک معضل جامعهرو امروز در صحبت با رفیقی باهاش مواجه شدم. چون مورد خاص دیگهای نمیبینم که راجع به اون باهاتون حرف بزنم، بعد از تفکر بسیار، نتیجهرو رایگان خدمتتون ارائه میدم که دیگه پشت سر ستون «دنده عقب» حرف نزنین:
ببینین عزیزان… ما در این موارد، فرمول خاصی نداریم. تماس مجدد پس از قطع شدن، مورد به مورد فرق میکنه که با ذکر مثال، روشنگری میکنم: اگر طلبکار به بدهکار زنگ بزنه، بعد از قطع تماس، بدهکار عمرا زنگ بزنه و کلی هم مخابراترو دعای خیر میکنه و ای چه بسا فرصت خوبی باشه که از دسترس خارج کنه خودشرو. بنابراین شخص طلبکاره که باید سریش بشه.
اگر دعوای زن و شوهریه و سرکار خانم هستن که تماس گرفته و جناب شوهر رو به چهار میخ کشیده، بعد از قطع تماس، این شوهره که برای نجات جان خودش باید به صورت خودمعرف، تماس بگیره و تسلیم تقدیر بشه. چراکه در غیر این صورت، خونش حلال میشه و اگر جرات داره برگرده بره خونه تا ببینه دنیا دست کیه. تبصره: این مورد علیالخصوص در مورد تازه ازدواج کردهها، دم به ازدواجها، نامزدها و نیمچه نامزدها و موارد مشابه، باید رعایت مضاعف بشه.
اگر تماس گیرنده و دریافت کننده، رئیس و مرئوس هستند و بحث اینه که پس اون حقوقرو برای چی آخر ماه میگیری و همه کارها مونده، بهترین روش، تماس از طرف مرئوسه؛ به شرط اینکه چند باری هم خودش تعمدا قطع کنه و در نهایت یه پیامک بده که من آنتن ندارم و حضوری میرسم خدمتتون. بعدش هم که از این ستون به اون ستون فرجه.
در مواردی که یکی حوصلهاش سر رفته و گوش مفت گیر آورده و هی میگه : « دیگه چه خبر؟»، بعد از قطع تماس، اونی که هی میگفت «دیگه چه خبر؟» باید زنگ بزنه و اونی که در جواب میگفته : «سلامتی» هم حق داره دیگه جواب نده و بعدها یه بهونهای بیاره که مثلا گوشیمرو دزد زد و دیگه نتونستم باهات تماس بگیرم که باز هم بهت بگم : «سلامتی.»و در نهایت، در موارد مشترکالمنافع که هر دو طرف، هم جنس هستند هم اصلا مهم نیست. قبلش توافق کنن. تا معضل اساسی بعدی و حل و فصلش در چند ثانیه، بدرود.



