روزنامه هفت صبح، صوفیا نصرالهی| یک: چه کسانی دائم غر می‌زنند که سلیقه مردم نازل شده و موسیقی و فیلم خوب نمی‌شنوند و نمی‌بینند؟ ستون امروز مثال نقضی برای این ماجراست. کوارتت کاسته از سال ۹۱ کارش را شروع کرده. احسان صدیق اولین آلبوم را با تریویی توسط نشر هرمس منتشر می‌کند که از اعضای آن تریو خودش و روزبه فدوی، درامر به کوارتت کاسته آمدند و بعدتر مازیار یونسی و پیتر سلیمانی‌پور و سهیل پیغمبری به آن‌ها پیوستند تا کوارتت کاسته امروز را با گیتار الکتریک (احسان صدیق)، پیانو (مازیار یونسی)، درامز (روزبه فدوی) و ساکسیفون و سازهای بادی (سهیل پیغمبری) داشته باشیم.

دوشنبه بیستم تیرماه بعد از سه سال دوری از صحنه کوارتت کاسته در تالار وحدت بالاخره قطعاتی از آلبوم سوم‌شان، «ایستگاه سه» را که در دوران کووید منتشر شده بود، اجرا کردند. تالار وحدت مملو از جمعیت بود. موسیقی کاسته سهل‌الوصول نیست. موسیقی مدرنی است که گوش ایرانی‌ها به‌خصوص به آن عادت ندارد درنتیجه این استقبال فوق‌العاده که تمام صندلی‌های وحدت و سه لژ تالار را پر کرده بودند، نشان می‌دهد که از قضا موسیقی خوب و متفاوت هم بین مردم طرفدار دارد و فقط آثار پاپ عامه‌پسند نیستند که می‌توانند سالن‌ها را پر کنند.

کنسرت کاسته نمونه‌ای عالی از موسیقی مدرن آوانگاردی بود که نمی‌شود آن را در هیچ ژانری طبقه‌بندی کرد. موسیقی است که محدود نمی‌شود. خلاقانه و آزادانه بین ژانرهای مختلف موسیقی از کلاسیک تا جز و حتی راک در رفت‌و‌آمد است و هیچ‌کدام از آن‌ها هم نیست. موسیقی کوارتت کاسته را، از همان آلبوم اولشان که عاشق قطعه «الگرو» از آن هستم که در کنسرت اجرا شد تا این آلبوم سوم که قطعه محبوبم از آن «راپسودی فلات» است، با صفت و ژانر نمی‌شود توضیح داد. فقط باید حس‌اش کرد. این ارتباط بی‌واسطه با موسیقی که تمام احساسات شنونده‌اش را برانگیخته می‌کند، برای من لااقل متعالی‌ترین فرم موسیقی است.

مثلا «راپسودی فلات» که به‌نظرم کار بسیار آوانگاردی است شروع محزونی برایم داشت. در حالی‌که تا میانه‌های قطعه فکر می‌کردم با کاری آرام و حزن‌انگیز طرف هستم ناگهان مسیرش تغییر کرده و صدای گیتار و کوبه‌ای و پیانو حس و حالی آنارشیستی و وحشی پیدا می‌کند. خیلی شخصی مرا یاد قطعه محبوبم «مسافر ایستگاهی» کمل می‌‌اندازد که البته قطعه کمل مشخصا راک است ولی این تغییر فضای «راپسودی فلات» برایم شبیه حس «مسافر ایستگاهی» بود.

گفتم که، اجرای کاسته را شاید فقط بشود با تشریح همین احساسات توصیف کرد. هر چهار نفرشان نوازنده‌های فوق‌العاده‌ای هستند. قطعات‌شان جوری اجرا می‌شود که اگر نمی‌دانستید آثار آلبوم‌هایشان را می‌نوازند ممکن بود فکر کنید بداهه است. این کمالی که در دیالوگ و همراهی سازها با یکدیگر در قطعاتشان وجود دارد فقط از همراهی کامل چهار ذهن خلاق و آزاد با یکدیگر ساخته می‌شود. برای نواختن سازشان هیچ چارچوبی برای خودشان قائل نیستند.

ممکن است صدیق آرشه بر گیتار الکتریک بکشد یا یونسی خم شود و با ارتعاش سیم‌های پیانو آوا تولید کند. بخشی از هیجانی که در تمام طول اجرایشان بر سالن حکمفرما بود از همین می‌آمد که حتی اگر قبلا قطعات را شنیده بودید باز هم موسیقی‌شان به سمتی می‌رود که غیرقابل پیش‌بینی است و درنتیجه شنونده‌شان را محسور می‌کنند. کوارتت کاسته در اجرا و موسیقی مدرنش فراتر از استانداردهای معمول گروه‌های ایرانی می‌رود. این را در اجرای تالار وحدت به وضوح نشان دادند. دلم نمی‌آید در انتهای صحبت درباره کوارتت کاسته یادی نکنم از صفحه‌های آخر هفته با سردبیر و امید روحانی عزیز. امید روحانی هم از دوستداران کوارتت کاسته است و بارها در آن صفحه به کیفیت کار گروه اشاره کرده بود.

دو: برای آن‌هایی که می‌گویند مردم فیلم متفاوت دوست ندارند به مناسبت صدمین سالگرد پازولینی در کارخانه آرگو نزدیک میدان فردوسی تهران که حالا تبدیل به گالری مطرحی شده عکس‌های روبرتو ویلا از پشت‌صحنه فیلم «هزار و یک‌شب عربی» پازولینی به نمایش درآمده که بخشی از فیلم هم در ایران فیلمبرداری شده. تماشای فیلم‌های پازولینی برای خود من کار سختی است. وقتی بخش فرهنگی سفارت ایتالیا به مناسبت صدمین سالگرد کارگردان فیلم «مده‌آ» را نمایش داد که تازه نسبت به خیلی از فیلم‌های دیگر کارگردان دراماتیک‌تر است و با قصه اسطوره‌ای آن هم آشنا بودم و از طرفداران ماریا کالاس، بازیگر نقش اول آن هم هستم، باز یک جاهایی از فیلم حس خفگی داشتم.

می‌خواهم بگویم حتی اگر به ساختارشکنی یا ریتم کند عادت داشته باشید پازولینی باز هم یک قدم از شما جلوتر است تا نفس تماشاگرش را حبس کند. اما با وجود این‌همه خاص بودن پازولینی، اگر گذرتان به آرگو در این مدت خورده باشد یا بعد از این بروید می‌بینید که هر روز شلوغ است و مردم کنجکاو آشنایی با جهان کارگردانی هستند که خیلی از آن‌ها شاید فیلم‌هایش را هم ندیده باشند. اگر همه این‌ها به معنای عطش مردم برای دیدن و شنیدن آثار خوب نیست دیگر نمی‌دانم چه معنایی می‌شود برایش پیدا کرد.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - فرهنگیاینجا کلیک کنید.