روزنامه هفت صبح، سینا بحیرایی| یک: ‌سینمای صامت شگفتی‌های زیادی در خود دارد. در آن دوران فیلم‌هایی ساخته شده و تمهیداتی به‌کار رفته که حتی بعد از گذشت بیش از یک قرن، همچنان شگفت‌انگیز است. مثلا هنر بی‌نظیر دیوید وارک گریفیث در ساخت «سرقت بزرگ قطار» و طرح‌ریزی اولین قواعد دکوپاژ خارق‌العاده است یا آن صحنه‌ حیرت‌انگیز مهمانی در فیلم «بال‌ها» از ویلیام ولمن و عبور دوربین از روی میزهای مهمانان، حتی همین الان هم باورنکردنی است. فیلم «متروپلیس» از فریتز لانگ هم یکی از همین پدیده‌های شگفت‌انگیز سینمای صامت است. این فیلم که چند سال دیگر صد ساله می‌شود، یکی از تاثیرگذارترین و باورنکردنی‌ترین فیلم‌های تاریخ سینماست.

دو: «متروپلیس» داستان یک شهر خیالی در آینده‌ای دور در سال ۲۰۲۶ را روایت می‌کند که در آن، انسان‌ها به دو دسته اندیشنده و کارگر تقسیم شده‌اند. فردرسن، معمار و رهبر اصلی این شهر است. همه‌چیز در این شهر طبق برنامه‌ پیش می‌رود. اوضاع وقتی به‌هم می‌ریزد که فردر، پسر فردرسن، عاشق زنی انقلابی و شورشی به‌نام ماریا می‌شود که به روشنگری در میان کارگران می‌پردازد. عشق این عنصر نامانوس نظم موجود را برهم می‌ریزد و شهر را به دردسرهای مهارناپذیری می‌کشاند.

سه: همه‌چیز در فیلم «متروپلیس» باورنکردنی است. از آن نگاه خلاقانه‌ و هوشمندانه‌ای که فریتز لانگ به آینده داشته گرفته تا طراحی داستان و روند اتفاقات. فیلم از رمانی به همین نام از تئا فن هاربو اقتباس شده، ولی باز هم هنر فریتز لانگ در طراحی فضای بصری فیلم، قابل توجه است. آن نماهای بیرونی از فضای شهری و خیابان‌های شهر، حتی در جدیدترین فیلم‌های آینده‌نگرانه سینمای امروز هم ردپایش دیده می‌شود.

آینده‌ای که «متروپلیس» به تصویر می‌کشد چندان عقب‌مانده و از مد‌افتاده نیست. اتفاقات عناصر آینده‌نگرانه‌ زیادی در آن دیده می‌شود که در دنیای امروز خودمان هم مصداق عینی دارند. مثل تماس تصویری که بین فدرسن و یکی از کارگرانش انجام می‌شود. چنین بینش زیرکانه‌ای برای دهه‌ ۱۹۲۰، حیرت‌انگیز است.

چهار: جالب این است که داستان فیلم در سال ۲۰۲۶ می‌گذرد. چهار سال دیگر به آن آینده‌ای می‌رسیم که فریتز لانگ و تئا فن هاربو حدود صد سال پیش در ذهن داشتند، ولی متاسفانه هیچ نشانی از آن آینده پیشرفته در دنیای امروز دیده نمی‌شود. هنوز نه خبری از ماشین‌های پرنده است و نه همه‌چیز به‌صورت مکانیکی و خودکار انجام می‌شود. کلا انتخاب یک زمان مشخص از آینده در داستان خود، قماری است که بعضی از نویسندگان علمی-تخیلی دست به آن می‌زنند.

جیمز کامرون هم در ابتدای فیلم «نابودگر ۲» تصویری هولناک از آینده‌ بشر در سال ۲۰۲۹ نشان می‌دهد. هفت سال دیگر به ۲۰۲۹ می‌رسیم و فعلا که خبری از آن آینده تاریکی نیست که جیمز کامرون درباره‌اش صحبت کرده بود. مشکل انتخاب یک زمان مشخص از آینده این است که بالاخره جهان در یک مقطع، به آن تاریخ می‌رسد و مخاطبان آن زمان، معیار خوبی برای بررسی و نکوهش داستان مورد نظر دارند!

پنج: «متروپلیس» بار مذهبی و سیاسی و فلسفی بالایی دارد. خودش تحت تاثیر عناصر زیادی ساخته شده و روی خیلی از آثار بعد از خودش تاثیر گذاشته است. آن جامعه طبقاتی و جنبش کارگران و حق‌خواهی پایانی قطعا تحت تاثیر باورهای مارکس بوده است. حتی آن خروج اولیه فردر از قصر پدر و مواجهه با فقر و سختی مردم عادی، به داستان زندگی بودا شباهت دارد. او هم ابتدا در ناز و نعمت است و فکر می‌کند همه‌ مردم به‌اندازه او در رفاه هستند. ولی بعدا با واقعیت تلخ جامعه‌اش روبه‌رو می‌شود. جالب این است که فردر هم همچون بودا، پدرش حاکم اصلی شهر است.

شش: خود فیلم هم روی آثار زیادی تاثیر گذاشته است. مثلا سی-۳پی‌او، ربات معروف مجموعه فیلم‌‌های «جنگ ستارگان»، با الهام از این فیلم ساخته شده است. یا جری سیگل و جو شوستر، خالقان شخصیت ابرقهرمانی سوپرمن، به‌حدی تحت تاثیر این فیلم قرار داشتند که نام شهر داستان‌های سوپرمن را متروپلیس گذاشتند. رینتارو، کارگردان مطرح ژاپنی هم در سال ۲۰۰۱ یک انیمه‌ سینمایی ۱۱۳ دقیقه‌ای به‌نام «متروپلیس» ساخت. با اینکه انیمه از روی مانگایی به همین نام از اوسامو تزوکا ساخته شده بود، ولی کاملا تحت تاثیر «متروپلیس» فریتز لانگ به‌نظر می‌رسید. در واقع این شباهت‌ها به‌حدی زیاد بود که عده‌ای می‌گفتند فیلم بیشتر به یک اقتباس از فیلم لانگ می‌ماند تا اقتباسی از مانگای تزوکا.

هفت: گویا آدولف هیتلر و یوزف گوبلس از هواداران دوآتشه فیلم بودند. گوبلس به‌حدی شیفته فیلم شده بود که دیداری با فریتز لانگ ترتیب داد و به او گفت که با وجود تبار یهودی‌اش، می‌تواند در دولت آن‌ها اعتبار فراوانی به‌دست بیاورد. او گفته بود که ما تعیین می‌کنیم چه کسی یهودی است و چه کسی نیست. لانگ با همین ملاقات متوجه شده بود که اوضاع چقدر خطرناک و وخیم است. او همان شب آلمان را ترک کرد و عازم پاریس شد.

هشت: «متروپلیس» به‌عنوان پرهزینه‌ترین فیلم دهه‌ ۱۹۲۰ میلادی در نظر گرفته می‌شود. آن زمان ۵.۳ میلیون رایشس‌مارک خرج فیلم شد، در سال ۲۰۱۷، چیزی برابر ۱۹ میلیون یورو بود. فیلم متاسفانه در گیشه هم چندان موفق عمل نکرد و بیشتر ضرر بود. اما به دلیل دستاوردهای فنی و ارزش‌های هنری‌اش، همیشه مورد تحسین منتقدان و سینمادوستان قرار داشته است.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - فرهنگیاینجا کلیک کنید.