روزنامه هفت صبح، ساعد برقی| خوانندگی یک حرفه سخت است. موج پلیبکهایی که از خوانندگان نوظهور و عجول (در جهت میلیاردر شدن) به منصهظهور رسیده این نکات را به وضوح نشان میدهد. خوانندگانی که در هیاهوی سازهای ضربی و کوبهای صدایشان توان همراهی ندارد و یا در تلاشی رقتآمیز دچار فالشخوانی میشوند.
امیدشان به همراهی تماشاگران و جیغهای هیستریک دخترکان جوان است و پرتی حواسها به رنگ ریششان و کت نصفهشان. پس گاه تن میدهند به پلیبکخوانی. جایی که جادوی دستگاههای تکنولوژیک ضعفها را میپوشاند. پس حاصل همان صدایی میشود که از دستگاه پخش اتومبیلها بیرون میآید و قهرمانان موسیقی پاپ ما با لب زدن ماجرا را حل میکنند. آنقدر نمونه زیاد است و آنقدر تصاویر فالشخوانی بهوفور در دسترس است که گاه میگوییم کاش از همان پلیبک استفاده کنند.
در این بازار سرسامآور و بیضابطه اما فرق دوغ و دوشاب نیز مشخص میشود. هنر خواندن، هنر تحریر، هنر رساندن صدا به دوردستها، هنر درستخوانی. پس اینجا به سبک لقمان حکیم تصاویر چهرههایی را گذاشتهایم که درست میخوانند. خواننده اجرای زنده هستند. صدا دارند و سینه و نفس و تحریر. نت را میدانند و جوگیر هیاهو و سروصدا نمیشوند.
خوانندههایی که در همین یکی، دو هفته گذشته آبروی موسیقی ما را خریدند و به آواز حرمت و اعتبار دادند. از همایون شجریان که در یک کلاس جدا از بقیه موسیقی ایران سیر میکند و در لبه سنت و تجدد با احتیاط و شجاعت حرکت میکند. پسر ۴۷ ساله شجریان فقید که درخشش و معرفتش در کنسرت بزرگ وزارت کشور ورد زبانها شده. هم با التفات ویژهاش به دانشجویان و هم بهخاطر آن دسته گلسرخی که به محبوبه خود داد.
از رضا بهرام خواننده سی ساله و خوش اقبال یزدی که وقتی خبر آمد میخواهد در کنسرت سیصد همان کاری را کند که همایون در کنسرت نمایش صد انجام داده بود، بسیاری پوزخند زدند اما بهرام با صدای صاف و تحریرهای کمغلط خود از پس این کار سخت برآمد و توانست هزاران تماشاگر حاضر در کاخ سعدآباد را به خوانش گروهی ایایران وابدارد و شوری بر فضا مستولی کند.
از رضا یزدانی ۵۰ ساله که در برج میلاد پذیرای مشتاقان قدیمی اش بوده است؛ بگوییم که همچنان و البته یکنواخت بر مداری سالم و درست از نوعی موسیقی راک ملایم حرکت میکند و هنوز قدرت صدایش را از دست نداده، هرچند نیاز فوری این صدای جادویی به ملودیهایی متنوعتر و پرفراز و فرودتر سالهاست که احساس میشود.
و یا احسان خواجهامیری خواننده ۳۸ ساله تهرانی که در اوایل تیرماه در هتل اسپیناس مخاطبان متمول خودرا پاسخگو بود و در سنت درستخوانی پدر و در مجاورت با سبک استاد محمد اصفهانی و با ارائه نسخه پاکیزهتری نسبت به آنچه زندوکیل انجام میدهد، مخاطبان خود را سیراب کرد.
هرچند او هم به مشکل کمبود اجرای ترانههای خاطرهانگیز دچار است. مشکلی که سالهاست دیگر چهره قدرتمند موسیقی پاپ ایران یعنی رضا صادقی هم با آن دست و پنجه نرم میکند و علت اصلیاش بیتوجهی به همکاری با آهنگسازان متبحر در امر ملودی است. و خب از محسن ابراهیمزاده هم یاد کنیم که هرچند بهسرعت در موسیقی تجاری غلتید.
اما قدرت صدایش و تواناییاش روی کنسرتهای اجرای زنده غیرقابل کتمان است. حیف از آن صدای کمنظیر. بهجز این نامهایی که ذکر شد باز هم هستند. خوانندههای حرفهای هنر موسیقی امروز ایران. مثل معتمدی و یا استاد قربانی. اساتیدی که به خواندن اعتباری مضاعف میدهند.



