روزنامه هفت صبح، فاطمه زمیار | نمایش «بیچرا زندگان» نوشته لیلی عاج به کارگردانی الهام شعبانی و تهیهکنندگی حمیدرضا علینژاد در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه است. یلدا عباسی، ساناز نجفی، حدیث میرامینی، توماج دانشبهزادی، آیه کیانپور، حمیدرضا محمدی و سمیه برجی بازیگران این نمایش هستند.
لیلی عاج نمایشنامهنویس این اثر پیش از این نیز به دلیل آثار اجتماعی خود در حوزه تئاتر شناخته شده بود. الهام شعبانی کارگردان این نمایش هم، پیش از این در جشنوارههای تئاتری مختلف از جمله جشنواره بینالمللی تئاتر فجر به عنوان برگزیده معرفی شده و در آثار مختلفی از جمله «عاشقانه»، «ریکاوری»، «ملکاوان»، «ملکه گدایان»، «الیورتوئیست» و «خواب زمستانی» فعالیت داشته است.
نمایش «بیچرا زندگان» از گزارههای فلسفه، روانشناسی و خبرنگاری تشکیل شده است. نمایش درباره روزنامهنگار زن صفحه حوادث است که در تمام مدت فعالیت خود تلاش کرده حوادث اجتماعی را تیتر اخبار خود قرار دهد. با گذر زمان او دچار بیماری آفازی (صداآزاری) شده و مدام صداهای آدمهایی که سعی داشته به آنها کمک کند را میشنود، اما آن آدمها او را مقصر مشکلاتشان میدانند.
زن در طول نمایش با آنها دچار این کشمکش است که او مقصر این حوادث نیست. رویکرد نمایش به سمت مسائل اجتماعی و واکنشهای جامعه و روانشناختی فردی است و از رخدادهایى سخن مىگوید که وجودِ خارجى دارند. یکی از شخصیتهای حاضر در نمایش مردیست که استاد فلسفه در دانشگاه است اما به دلیل صدای نازک او را اخراج کردهاند.
ممکن است داستان این شخصیت به گوش شما آشنا باشد و شما را به یاد دکتر قاسم اکسیری فرد، استاد سابق دانشگاه خواجه نصیر طوسی بیاندازد که به دلیل صدای زنانه از دانشگاه اخراج شد و چندین بار مقابل دانشگاه خواجه نصیر طوسی دست به تحصن زد. شخصیت حاضر در نمایش از او الهام گرفته شده است اما به شکل دیگری و با قصه و سرنوشت دیگری پرداخته شده است.
شخصیت مرد دیگری نیز در داستان وجود دارد که بیشباهت به اخباری که شاید در گذشته شنیده باشید نیست؛ مردی که با بلوک سیمانی ماشینهای در خیابان را نشانه میگیرد. این مرد و تمام شخصیتهای حاضر در نمایش که با این خانم روزنامهنگار در حال تعامل هستند در ذهن مخاطب آشناست گویا تمام آنها را در اخبار حوادث دیده و میشناسد. اما به جرات میتوان گفت اجرا با وجود نمایشنامهاى منسجم است که مخاطب را با خود همراه میکند و به او اجازه نمیدهد در نمایش گیج و گم شود.
«بىچرا زندگان» از قدم اول و در معرفی شخصیتها بسیار منسجم پیش میرود. رابطه منطقی و محتوایی و همچنین سیر داستانی و اضافه شدن شخصیتها در یک خط منسجم و مرتبط پیشروی میکند که نقطه قوت بزرگی برای نمایش محسوب میشود. شخصیتهای فرعی در زمان درست خود وارد داستان میشوند و در زمان درست نیز از داستان خارج شده یا به داستان برمیگردند. برای هر شخصیت به اندازهای زمان صرف میشود که روایت آن شخصیت نیاز دارد.
به تعبیری دیگر زمان مناسب و مفید برای ارائه هر شخصیت و فرصت برای باورپذیری آن به مخاطب داده میشود. صحنه نمایش نیز به درستی و با قوت فضای تنهایی خانم روزنامهنگار را در بیمارستان روانی تداعی میکند. فضایی از پایه تاریک و متزلزل که مخاطب را تحت تاثیر خود قرار میدهد. در جهانی که همه انسانها در عین آن که سرزنشگر خود هستند؛ به دنبال مقصر در دنیایی بیرون از خود نیز میگردند.



