روزنامه هفت صبح| فقدان قانون کپیرایت چه لطماتی به صنعت نشر ما وارد کرده؟ در این صفحه طی گزارشی مفصل به این موضوع پرداختهایم. اما مهمتر اینکه تلاش کردیم همین موضوع را از منظر ناشران معتبر اروپایی دنبال کنیم. به همین دلیل هم دو گفتوگو ترتیب دادیم؛ یکی با فابین مفر، مدیر کپیرایت نشر «اکت سود» و دیگری، آندرهآ، مسئول کپیرایت یکی از ناشران سوئیسی. کسانیکه فعالیتهای بینالمللی ناشران را دنبال میکنند، کاملا با نام «اکت سود» آشنایی دارند و نام آن را همطراز ناشران بزرگی نظیر «پنگوئن»، «گالیمار» و… میدانند.
«اکت سود» چند سالی است با چند ناشر ایرانی قراردادهای نمادین میبندد تا بهرغم به صرفه نبودن از نظر مالی، لااقل باخبر باشد که کدام نشر، کدام کتابش را با چه کیفیتی به فارسی منتشر کرده. این ناشر از شرایط بازار کتاب ایران به خوبی اطلاع دارد. آندرهآ هم مسئول کپیرایت یک ناشر سوئیسی است که در آخرین مکاتبه از ما خواست نامی از او به میان نیاوریم (اگر گفتوگو را بخوانید دلیلش را متوجه میشوید). او هم با چند ناشر ایرانی در ارتباط است و به خوبی فضای نشر و کتاب ایران را میشناسد و اگر ناشری ایرانی بخواهد اثری را به فارسی منتشر کند، آندره کمکش میکند تا کپیرایت بگیرد.
فابین مفر، مسئول کپیرایت انتشارات «اکت سود» فرانسه
شما در جریان شرایط کپیرایت و سانسور در ایران هستید. با نشرهای ایرانی همکاریهایی داشتهاید و چند باری کپیرایت کتابهایتان را به آنها دادهاید. در عین حال میدانید ناشرانی هستند که کتابهای شما را بیاجازه منتشر میکنند. چه حسی دارید؟
قطعا کاری از دستمان بر نمیآید جز ابراز تاسف از نبودِ قانون حمایت از آثار ادبیِ غیرایرانی در حالیکه بهطور کاملا متناقض قانون حقوق مولف در ایران وجود دارد که از نویسندگان ایرانی حمایت میکند. چهطور میشود همزمان حمایت از اثر نویسنده کشور خود را ضرورت بدانی و حقوق نویسندگان خارجی را انکار کنی؟ نویسندگان ما که آثارشان بدون توافق با آنها به فارسی ترجمه میشود حس عدم مالکیت دارند؛ گویی ترجمهها نامتمدنانه به آنها خیانت میکنند.
دلیل اینکه این نویسندگان هدفِ مترجمان ایرانی قرار میگیرند، شناخته شدن در کشورشان است و سبب آن، کیفیت آثارشان (آثاری که مورد حمایت هستند و این حمایت به دلیل وجود قانون حمایت از نویسنده میتواند همیشگی باشد!). ما ناشران که فقط کتابچاپکن نیستیم. ما پول خرج میکنیم برای آنکه متن نویسندگانمان را بشناسانیم، همراهشان میشویم و روی دستنوشتهشان کار میکنیم تا زمانی که اثر زیر چاپ برود، به این هدف که کتابهایشان پخش شود و خوانندگان بیشتری آنها را بخوانند و بتوانند بهترین تیراژ ممکن را داشته باشند.
پس حتما عرضه جهانی کتاب برایتان اهمیت زیادی دارد و از هر بازار جدیدی استقبال میکنید.
هدفمان فقط این نیست که اثر در فرانسه خواننده بسیار داشته باشد بلکه چشماندازمان ناشران خارجی نیز هستند و حتی اتحادیهها و انجمنهای تولیدی با احتمال اقتباسهای سمعی و بصری و… به لطف همین بازخوردهاست که نویسندگان و ناشران دلگرم میشوند و میتوانند پیش بروند. به این چرخه میگویند چرخه شرافتمندانه. انتشار یک اثر بدون اجازه به معنای واقعی کلمه سرقت است. از این عمل فقط میتوان برداشت کرد که کارِ معنوی و بحث اندیشه هیچ ارزشی ندارد. با توضیحاتی که دادید معلوم است کاملا در جریان نبودِ کپیرایت در ایران و اوضاع اجازه گرفتن از نویسندگان و ناشران خارجی، بهخصوص شرایط مالیِ ناشران ایرانی و نیز لزوم مجوز هستید. اگر ناشریبخواهد با وجود تمامی این شرایط اسفبار حقوق شما را رعایت کند، چطور با او همکاری میکنید؟
ما تمام و کمال از ناشران ایرانیِ جسوری که به رغم ضعف منابع مالی (که کاملا و عملا با آن آشناییم) تمایل دارند به اصل اخلاقیِ احترام به حقوق نویسندگان پایبند باشند، حمایت میکنیم؛ البته که باید نویسندگان ما نیز با این اعطاء حق کاملا موافق باشند (زیرا ما در گام اول به انتخاب نویسندگان خودمان احترام میگذاریم). ما میتوانیم شرایط را بپذیریم و حق انتشار ترجمه آثارمان را با مبالغی نمادین به ناشران قابل اطمینانی که با مترجمان با کیفیت کار میکنند و قرارداد کپیرایت با ما میبندند، واگذار کنیم؛ البته در صورتی که متن اصلی با حذفیات اساسی تحریف نشود و تغییر ماهیت ندهد.
میتوانید بازار کتاب فرانسه را بدون حقوق مولف تصور کنید؟ بهنظرتان این بازار بدون رعایت کپیرایت بهتر میشود یا بدتر؟ چرا؟
به تمام دلایلی که در جواب سوالات قبلی توضیح دادم، بازاری بدون رعایت حقوق نویسنده حکم مرگ کسانی را امضا میکند که شغلشان نویسندگی است و نابودی صنعت نشری را به دنبال دارد که گزینش میکند و کیفیت متنِ منتشرشده را میسنجد؛ چرا که این آثار دیگر قرار نیست ارزش مالی داشته باشند. و این جریان ناگزیر منجر میشود به تضعیف تفکر منتشره و جهانی به وجود میآورد سرشار از نویسنده کارنابلد.
شمار بسیاری از نویسندگان معاصر ایرانی علاقه دارند آثارشان در نشر شما چاپ شود. آیا در آینده برنامهای برای آنها در نظر گرفتهاید؟
متاسفانه آثار بسیار کمی از نویسندگان ایرانی منتشر کردهایم. و تا آنجا که من خبر دارم در آینده نزدیک هم برنامهای برای ترجمه آثار از زبان فارسی به فرانسه نداریم. در واقع راه ارتباط حرفهای بین بازار کتاب ایران با ما چندان باز و در دسترس نیست و این موضوع همه این کارها را سختتر میکند.
آندره آ، مدیر کپیرایت ناشر سوئیسی
شما از وضعیت کپی رایت در ایران آگاه هستید. با این حال با بعضی ناشران ایرانی همکاریهایی داشتهاید و هر از گاه اجازه انتشار کتابهایتان را به آنها دادهاید. با وجودی که میدانید ناشران دیگر میتوانند کتاب شما را بیاجازه منتشر کنند. چه حسی دارید؟
در کل حس میکنم حرکتهایی در ایران در جریان است به سمت اجازه گرفتن برای انتشار کتابها، دست کم من در تجربه شخصیام چنین روندی را احساس میکنم. ما قدر و ارزش چنین حرکتی را درک میکنیم اما در مقایسه با بازار بینالمللی، ناشران ایرانی هنوز نمیتوانند سهم نویسنده را تمام و کمال پرداخت کنند. ضمن آنکه انتشار بیاجازه نه فقط خالقان اثر و ناشران را نادیده میگیرد، بلکه مانعی میشود برای رعایت کپیرایت توسط ناشران دیگر. این دو نکته موقعیت نامطلوبی را پدید میآورد برای نویسندهها و ناشرانی که میخواهند کپیرایت را رعایت کنند.
شما، به عنوان مشاور کپیرایت، از مشکلات ما در رابطه با ممیزی، کپیرایت و به خصوص وضع مالی ناشران ایرانی خبر دارید. با ناشری که با وجود این مشکلات میخواهد به حق و حقوق شما احترام بگذارد، چطور همکاری میکنید؟
ما هر پیشنهادی را اختصاصی بررسی میکنیم. به هر حال وقتی برای انتشار و فروش کتاب در ایران با قواعد کلی و محدودیتهای ممیزی کنار میآییم، میدانیم که در مواردی، ضرورت دارد واژه یا قطعاتی از کتاب حذف شود. اما خب اینها موردی است. خیلی به خود کتاب بستگی دارد. در واقع ما درک میکنیم که گاهی ناشر ایرانی مجبور است واژههایی را حذف کند.
آیا میتوانید بازار کتاب کشورتان را بدون کپیرایت تصور کنید؟ به نظرتان وضع کتاب، ناشر و نویسنده بهتر میشود یا بدتر؟ چرا؟
به نظرم نبود این قانون باعث ویرانی و مختل شدن یک سیستم میشود؛ سیستمی تثبیتشده و کاربردی برای تولید کتاب که از زمان قلم به دست گرفتن نویسنده تا فروش در کتابفروشی برنامهریزی شده. بنابراین به نظرم نبود کپیرایت به شدت وضع موجود را بد و بدتر میکند. از دید من محافظت و مراقبت از مالکیت فکری در زمان تولید محتوا به شدت تعیین کننده است. اصلا لازمه نویسندگی این است که از کارشان محافظت شود تا بتوانند از بهره مالی آن سود ببرند.
نویسندگان ایرانی بسیاری هستند که علاقه دارند اثرشان نزد ناشران اروپایی منتشر شود. آیا آیندهای برای این امر میبینید؟
با اینکه سهم بزرگی از نشر ما در اختیار نویسندگان آلمانیزبان است، اما تنوع قابل توجهی هم در تولید آثار نویسندگان زبانهای دیگر داریم که حتی رایت ترجمه اثرشان به زبانهای دیگر را نیز به ما دادهاند.



