روزنامه هفت صبح، آرش پورابراهیمی| حتی با استانداردهایی که اقتصاد ایران به آن‌ها عادت کرده هم تورم خرداد ماه حیرت‌انگیز است. خرداد امسال شاخص قیمت کالاها و خدمات مصرفی خانوار ۱۲.۲درصد رشد کرد. رقمی که طی بیش از یک دهه اخیر بی‌سابقه بوده است. پیش از خرداد ۱۴۰۱ و از سال ۱۳۹۰ تاکنون، بیشترین رقم تورم ماهانه به مهرماه ۱۳۹۷ مربوط می‌شود، زمانی که تورم ماهانه به ۷.۱ درصد رسید.

تورم نقطه به نقطه (یعنی خرداد امسال نسبت به خرداد پارسال) هم به ۵۲.۵ رسیده است. از سال ۱۳۹۷ تاکنون تنها سه بار دیگر (سه ماه نخست سال ۱۳۹۸) تورم نقطه به نقطه از ۵۰درصد فراتر رفته بود اما آن زمان هم به ۵۲.۵درصد نرسید. تورم بی‌سابقه خرداد امسال جزئیات ناخوشایندی هم دارد مانند اینکه بخش اصلی آن به خاطر افزایش قیمت مواد خوراکی است.

اما پرسش مهم برای سیاستگذاران و مصرف‌کنندگان این است که آیا تورم فعلی ماندگار خواهد بود یا اینکه این تنها شوکی زودگذر ناشی از حذف ارز ترجیحی است؟ ابتدا باید یادآور شویم که بدون حذف ارز ترجیحی هم نرخ تورم نقطه به نقطه نزدیک به ۴۰درصدی چنگی به دل نمی‌زد. ابتدای امسال در همین ستون نوشتیم که « اما نمی‌توان حتی به بهانه مثبت اندیشی آغاز سال هم نسبت به نرخ تورم خوشبین بود».

به رغم اعتماد به نفس جالب توجهی که در میان برخی از دولتمردان از جمله سخنگوی دولت مشاهده می‌‌‌شود، به نظر نمی‌رسد که دولت عزمی جدی برای حل مشکل کسری بودجه و مهار تورم دارد. البته باید گفت که حل مسئله کسری بودجه به اراده‌ای فراتر از دولت نیاز دارد و باید همه بخش‌های حاکمیت درباره آن به توافق برسند. اما حالا موج تورم تازه‌ای بر روی موج سابق که خودش به اندازه کافی بلند بود سوار شده است. دولتمردان امیدوارند که این موج اضافی زودگذر باشد.

آن‌ها ادعا می‌کنند که قیمت‌ها ناگهان بالا رفت و اثرش را در تورم خرداد ماه نشان داد، در نتیجه دلیلی ندارد که این اثر تورمی ماه‌های آینده هم تداوم داشته باشد چرا که ارز ترجیحی یک بار حذف شده و تمام. در واقع آن‌ها امیدوارند که شیون ناشی از مرگ ارز ترجیحی همین یک بار و در خرداد ماه بوده باشد.

تا آنجا که من سراغ دارم، هیچ پژوهشی بر اساس مدل‌های تعادل عمومی پویای تصادفی برای سنجش پایداری اثر تورمی حذف ارز ترجیحی منتشر نشده است. چنین مدل‌هایی می‌توانند تصویر بهتری از مدت زمان تخلیه اثر تورمی سیاست‌های اقتصادی بدهند. یک ماه احتمالا خیلی خوشبینانه است، اما این را هم می‌دانیم که اثر تورمی ناشی از حذف ارز ترجیحی ماندگار نخواهد بود و بالاخره رنگ خواهد باخت.

اما هنوز باید نسبت به تورم نگران بود. نخست اینکه دولت آقای رئیسی طی یک‌سال نخست عملا در کاهش انتظارات تورمی ناکام بود. هرچند دولتمردان بارها ادعا کردند که برای کاهش تورم عزمی جدی دارند، اما فعالان اقتصادی در این مورد متقاعد نشدند. مسئله دیگر این است که هرچند شوک قیمتی ناشی از حذف ارز ترجیحی بالاخره تخلیه خواهد شد، اما شاید شوک‌های تازه‌ای در راه باشند.

قیمت بنزین دوباره همانقدر بی‌ربط شده که پیش از آبان ۱۳۹۸ بود، به نتیجه نرسیدن مذاکرات هسته‌ای می‌تواند فشارهای تازه‌ای را به اقتصاد ایران تحمیل کند و تلاش دولت برای ثابت نگه داشتن برخی قیمت‌ها در نهایت به شوک‌های تازه‌ای ختم خواهد شد. خیلی بعید است که شوک قیمتی حذف ارز ترجیحی تنها شوک تورمی دوران ریاست جمهوری آقای رئیسی باشد.

اما حتی بدون این شوک‌های قیمتی هم، نرخ تورم به هیچ وجه قابل قبول نیست. فراموش نکنیم که پیش از حذف ارز ترجیحی هم نرخ تورم نقطه به نقطه حدود ۴۰درصد بود. علم اقتصاد به ما نشان داده که هرچه تورم ماندگارتر باشد، کاهش آن هم کار سخت‌تری خواهد بود. شروع دولت آقای رئیسی این فرصت را برای شکل دادن به انتظارات تورمی ایجاد کرد اما حالا و در آستانه یک‌سالگی دولت، به نظر می‌رسد که این فرصت از دست رفته است.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - اقتصادیاینجا کلیک کنید.