روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری| آمار فجایع حوزه حوادث به قدری زیاد و عجیب و غریب شده که دروغ چرا محاسبهاش از دست خود ما هم که هر روز دربارهشان مینویسیم، خارج شده است. یعنی به طور دقیق اگر بخواهیم به شما بگوییم که در هر استان و شهری در یک بازده زمانی چه اتفاقهایی رخ داده است زمان زیادی میبرد اما در همین گزارش، پروندههای فجیع حوزه حوادث را که سروصدای رسانهای بسیاری داشتند برای شما شرح خواهیم داد که در کدام موقعیت جغرافیایی اتفاق افتاده است.
یعنی از ابتدای اردیبهشت تا لحظه تنظیم این گزارش(۱۸ خرداد) کدام مناطق شاهد حوادث و قتل و سرقتهای خاص بودند. طبق بررسیها در تهران، مشهد، ایلام و کرمانشاه در این یک ماه خردهای سال ۱۴۰۱ شاهد حوادث عجیبی بودیم از به گلوله بستن همکاران در یک اداره در ایلام تا تیراندازی در میانه خیابان طالقانی تهران. این پنج پرونده درباره اتفاقات اردیبهشت تا هجدهم خرداد است.اما با توجه به بررسی پروندههای مختلف در همین مدت زمان کوتاه، تهران در صدر حوادث قرار دارد.
سرقت مرگبار از طلافروشی در جنوب تهران
دهم خردادماه سال ۱۴۰۱، دو پسرعمو نقشه کشیده و به یک طلافروشی در خانیآباد در جنوب تهران حمله میکنند. یکی با پتک جلوی چشم شهروندان شروع به کوبیدن به شیشه طلافروشی میکند و دیگری با اسلحه مردم را تهدید به دور شدن کرده که در همین حین شهروندان به کمک مرد طلافروش میآیند تا فردی که در حال سرقت است متوقف کنند،پسرعمویی که روی موتور منتظر پسرعمویش است شلیک را آغاز و سه شهروند را زخمی میکند.
یکی از شهروندان در بیمارستان چند روز بعد از حادثه فوت میکند، مردی که سعی کرده با اینکه گلوله به پایش خورده جلوی سارقان را بگیرد که مجدد به او شلیک میکنند. این شهروند پدر سه کودک بود. سارقان با کمک شهروندان و ماموران دستگیر میشوند. حالا مشخص شده آنها پرونده سرقت از طلافروشی در سال ۹۲ را نیز در پرند دارند. این بار پرونده سرقت مسلحانه آنها تبدیل به یک پرونده قتل و جنایی شده است.آنها سعی کرده بودند ۶ کیلو طلا از این طلافروشی خارج کنند.
شلیک به ماموران در خیابان طالقانی تهران
حادثه وحشتناک دیگری که در همین خردادماه در قلب شهر تهران شاهدش بودیم شلیک یک مرد به ماموران در خیابان طالقانی بود! اما ماجرا وقتی وجهه ترسناکتری به خود گرفت که مشخص شد این مرد جوان روز قبل از حادثه خیابان طالقانی نیز در شهریار به ۶نگهبانی که در داخل کانکسهای نگهبانی حضور داشتند شلیک کرده است و در جریان این تیراندازی ۵نگهبان بیگناه کشته شدند و یک نفر نیز مجروح شده است. چهار پلیس هم در تهران زخمی شدند که حال یکی از آنها همچنان وخیم است. یکی از مقتولان دروازهبان تیم ملی هندبال جوانان بوده که به همراه پدرش کشته میشود.
متهم ۲۴ ساله علت این اقدامش را انتقام عنوان کرده و گفت:« ۲۰ سال قبل پدرم در شهریار زمینی خرید که عرصه آن متعلق به سازمان دولتی و اعیان برای ما بود. این سازمان اما چند سال قبل چند کانکس در چهار طرف زمین قرار داد و حتی نگهبانانی استخدام کرد که در کانکسها زندگی میکردند. پدرم از سالها پیش بر سر این زمین با سازمان دولتی اختلاف داشت. او چند سال قبل شروع کرد به کاشت درختهای میوه در زمین اما کارمندان سازمان دولتی درختها را قطع کردند. آنها حاضر نبودند سهم پدرم از زمین را بدهند و برای همین تصمیم گرفتم از آنها انتقام بگیرم.» پسر۲۴ساله بعد از قتل به تهران میآید و با دیدن مامورها فکر میکند شناسایی شده که به آنها نیز شلیک میکند.
قتل مهرسا توسط پسرهمسایه در مشهد
«ساعت ۱۴ سهشنبه، ۲۰ اردیهشت ماه، خانه را با قصد رفتن به سر کار ترک کردم. دخترم جلوی در حیاط بازی میکرد. با هم خداحافظی کردیم. او را بوسیدم و راهی شدم. برادرهایش هم کنار او بازی میکردند. ساعت از چهار عصر گذشته بود که از منزل با من تماس گرفتند که مهرسا گم شده است. از سرکار بازگشتم؛ همه اعضای خانوادهام و همسرم در کوچه و محله دنبال مهرسا بودند. بعد از چندین ساعت مهرسا را پیدا نکردیم و سراغ دوربینهای مدرسه مقابل منزلمان رفتم. روبهروی خانه ما مدرسه دخترانه عدالت است. مدرسه تعطیل بود و سراغ سرایدار مدرسه که در همسایگی ماست، رفتم.
او هماهنگیهای لازم را انجام داد و ما توانستیم دوربینها را چک کنیم. تا ساعت ۱۵:۱۰ دوربینها نشان میداد که مهرسا در کوچه در حال بازی است. فیلمهای دوربین نشان میداد دوچرخه سواری دختربچهای را در رکاب خود سوار کرده است. ابتدا تصور کردم این دختر مهرسای من است اما بعد از چک کردن دوربینهای دیگر کوچه متوجه شدیم که او مهرسا نبود»؛ این گفتههای پدر دختربچهای است که در مشهد به قتل میرسد. از روزی که گم شد تا زمانی که جنازهاش را در یک ساختمان نیمهکاره پیدا کردند، پنج روز گذشت. قاتل مهرسای سه ساله پسر همسایه ۲۵ سالهشان بود که در نبود پدر و مادرش به قصد تعرض او را به خانه برد و در نهایت پس از خفه شدن مهرسا جسدش را درون کیسه گذاشته و در ساختمانی نیمهساز پرت کرد.
قاتل مهرسا گفته بود: من هوسهای شیطانی به سرم زد و ساعت ۱۵:۱۰ تا ۱۵:۱۵ دست این بچه را کشیدم داخل خانه و قصد تعرض به او را داشتم اما دخترک جیغ و فریاد میکرد. جلوی دهن بچه را گرفتم تا ساکت شود اما ساکت نشد؛ سپس به طبقه بالا رفتم و از ترس اینکه کسی متوجه نشود، خفهاش کردم. جنازه دخترک را داخل پلاستیک سیاهرنگی گذاشتم و از پشت خانه که ارتفاعش هفت تا هشت متر بود، به پایین انداختم.
حمله مسلحانه به اداره در ایلام و قتل ۴ نفر
این ماجرا که اواخر اردیبهشت ماه رخ داد با پرتاب نارنجک و شلیک و قتل و خودکشی قاتل همراه بود. کارمند سابق اداره املاک بنیاد مستضعفان ایلام که با همکارانش دچار اختلاف شده بود با ورود به این اداره آنها را به گروگان گرفت و پس از تیراندازی و انفجار نارنجک موجب مرگ ۴نفر شد و به زندگی خود نیز پایان داد.این مرد که مدتها در اداره اموال و املاک بنیاد مستضعفان استان ایلام کار میکرد بهدنبال اختلاف با همکارانش از این موضوع ناراحت شده بود بهدنبال فرصتی برای انتقامگیری از همکارانش بود.
این مرد از مدتی قبل یک اسلحه کلاشنیکف و چند نارنجک جنگی تهیه کرد و نقشه کشید تا همکاران سابقش را به گروگان بگیرد. ساعت ۹صبح دیروز(چهارشنبه) این مرد پس از اینکه بار دیگر نقشهای را که کشیده بود مرور کرد خود را به محل کار سابقش در خیابان پاسداران رساند. او درحالیکه اسلحه و نارنجکها را در یک کیسه برنج مخفی کرده بود از در ورودی اداره گذشت و وارد آنجا شد. همکارانش با دیدن او تعجب کردند و نمیدانستند برای چه کاری دوباره به اداره املاک آمده است.
چند لحظه از ورود این مرد نگذشته بود که او ناگهان اسلحهاش را از کیسه برنج بیرون کشید. او اسلحه را مسلح کرد و به طرف کارمندان گرفت و شروع به تهدید کرد. او برای ترساندن کارمندان چند گلوله شلیک و همه آنها را وادار کرد که به طبقه دوم ساختمان بروند.او نارنجکها را منفجر میکند، همکارانش را به قتل میرساند اما انگیزه این مرد آرام چه بوده است؟ میگویند به او گفته بودند اخراج شده و او طاقت نیاورده است و این اقدام را انجام داده و در نهایت خودش را نیز خلاص میکند.
سرقت محتویات ۲۰۰ صندوق امانات در تهران
اما تیر خلاص خبرهای حوادثی در این مدت، ماجرای سرقت عجیب محتویات صندوق امانات بانک ملی شعبه دانشگاه در امنیتیترین خیابان تهران بود. ماجرایی که خشم مشتریان بانک را به خروش آورده و حتی کار به جایی رسید که روز گذشته جلوی شعبه بانک جمع شوند فریاد بزنند چه کسی جوابگوی اموال سرقت شده ماست که یک عمر برای آن زحمت کشیدهایم. از سوی دیگر، هرروز در خبرها اعلام میشود بانک در اجارهنامه مابین خودش و مشتریان تاکید کرده در قبال حوادث برای صندوقهای امانات وظیفهای ندارد.
اگرچه بانک ملی روز اول اطلاعیهای داد که جبران خسارات میکنیم و پاسخها چنین بود، چطور درباره چیزی که نسبت به آن اطلاعاتی وجود ندارد میشود جبران خسارت کرد! عصر روز ۱۶ خرداد خبر سرقت رسید و بعد جریان آغاز شد. گفتهاند ۲۵۰ صندوق تخریب شده و ۱۶۸ صندوق محتویاتش توسط سارقان دزدیده شده است. رئیس پلیس آگاهی میگوید:« بانک موردنظر متأسفانه نگهبان نداشته است و سارقان که فعلا تعداد آنها مشخص نیست ساعت یک بامداد ۱۴خرداد از قسمت پارکینگ ساختمان بانک وارد و موفق شدند با تخریب در به داخل بانک وارد شوند.» اما بانک نه تنها نگهبان نداشته که به سیستم مها(هشدار الکترونیک پلیس) وصل نبوده است در نتیجه سارقان با خیال راحت در قلب پایتخت سرقت کردهاند. اعلام شده رئیس شعبه و معاون ریالی بانک به دلیل سهلانگار دستگیر شدهاند اما آیا اموال مردم قابل بازگشت است؟
ماجرای آمار قتلها و اتفاقات فجیع در این یک ماه و خردهای کم نبوده است اما با بررسیها مشخص میشود تهران و مشهد بیشترین میزان قتل و سرقت و حوادث عجیب داشتهاند که اگر نیاز به شمارش باشد تعدادشان خیلی زیاد میشود. به طور اجمالی از ابتدای اردیبهشت تا ۱۸ خرداد حدود ۱۷ قتل در مشهد رخ داده (آمارتقریبی است) و در تهران حدود ۱۸ قتل در این بازده زمانی رخ داده البته سرقت مسلحانه و موارد دیگر نیز در این پرونده جای میگیرند که محاسبه نشده است.



