روزنامه هفت صبح، فاطمه رجبی | حتما در جریان هستید که اوضاع بازار دلار دوباره به‌هم‌ریخته و همه نگران تاثیر این وضعیت روی قیمت‌ها و تورم هستیم اما اگر به‌خاطر کاری سراغ صرافی‌ها بروید با وجه دیگری از تاثیر نوسان نرخ دلار مواجه می‌شوید. طبق قانون به مسافران ارز مسافرتی تعلق می‌گیرد. رقم این ارز هم مثل گذشته کف رقم دولتی نیست بلکه نرخی است که در بازار نیمایی دلار بر‌اساس آن رد‌و‌بدل می‌شود که این روزها حدود ۲۶ هزار تومان است.

این یعنی بیشتر از ۵ هزار تومان کمتر از نرخ آزاد دلار و باز هم این یعنی برای کسی که می‌خواهد به کشورهای ویزا لازم سفر کند و می‌تواند دو هزار دلار نیمایی بگیرد، نزدیک ۱۱ میلیون تومان سود و برای کسی که مقصدش کشورهای بدون نیاز به ویزا‌ست و می‌تواند ۳۰۰ دلار نیمایی دریافت کند، حدود یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان. حالا این تفاوت را بگذارید کنار این موضوع که به دلیل همین التهابی که در بازار ارز جریان دارد، نظارت‌ها بر خرید و فروش نشدن دلار با نرخ آزاد هم بیشتر شده تا بفهمید چطور دلال‌ها برای رسیدن به دلار مسافرتی سر‌و‌دست می‌شکنند.

البته این را هم بدانید که رسیدن به این دلارها هم اصلا آسان نیست. قریب به اتفاق صرافی‌ها قبل از اینکه جمله‌تان تمام شود می‌گویند دلار مسافرتی نداریم بعد هم با اطمینان به اینکه فلان صرافی دلار دارد روانه‌تان می‌کنند در حالی‌که از فلان صرافی هم همین جواب را می‌شنوید مگر اینکه از قبل با صرافی آشنایی که دارد هماهنگ کرده باشید. البته کار برای مسافران بدون ویزا که قرار است ۳۰۰ دلار ناقابل بگیرند خیلی ساده‌تر است و اگر کمی اصرار کنند کارشان راه می‌افتد اما دوهزارتایی‌ها با مقاومت بسیار عجیبی رو‌به‌رو می‌شوند و به شهادت خودشان اگر آشنا نداشته باشند محال است دستشان به دلار مسافرتی برسد. البته یک راه دیگر هم وجود دارد اینکه پورسانت بیشتری بدهند و کمی از سودشان چشم‌پوشی کنند که البته مطرح کردن این پیشنهاد بدون اینکه شک کنند خودش نیاز به مهارت دارد.

مجموع این وضعیت باعث می‌شود که اگر این روزها گذرتان به صرافی‌ها بیفتد با افرادی عجیب که رفتار عجیب‌تری هم دارند رو‌به‌رو می‌شوید که تعدادشان هم اصلا کم نیست مثلا پیرزنی که با سر و وضع بسیار آشفته و فقیرانه با پاسپورتی در دست و بلیت کشوری اروپایی آمده ۲هزار دلارش را بگیرد و در جواب مقاومت کارکنان صرافی به انواع روش‌ها و اصرارهای حرفه‌ای متوسل می‌شود مثلا می‌نشیند کف صرافی و التماس می‌کند که از راه دوری آمده و حقش نیست که دلارش را ندهند.

یا مردی که انگار جواب «دلار مسافرتی نداریم» را نمی‌شنود روی صندلی می‌نشیند تا ده دقیقه بعد دوباره درخواست را مطرح کند دیگری روی کاغذ چیزی می‌نویسد و از زیر شیشه کانتر هل می‌دهد به سمت کارمند صرافی تا با او به تفاهم برسند. برای همین معمولا جلوی صرافی‌ها یک قلچماق تلفن به دست نشسته که نه‌تنها کار آمارگیری از بقیه صرافی‌ها را به‌عهده دارد بلکه در صورت بیخ پیدا کردن کار فورا همه‌چیز را حل‌و‌فصل می‌کند.

اما اینطور که گفت‌و‌گو با آدم‌های منتظر در صف که به خوبی با این وضعیت آشنا هستند نشان می‌دهد معمولا کار بیخ پیدا نمی‌کند و طرفین به تفاهم می‌رسند. حالا ممکن است بپرسید این دلالی برای کسی که واقعا نمی‌خواهد سفر کند چه فایده‌ای دارد در حالی‌که باید هزینه بلیت و عوارض خروج از کشور را پرداخته باشد جواب اینکه اگر فرد مورد نظر به سرعت عمل کند و زمان کنسل کردن بلیت به یکی از کشورهای ارزان‌قیمت را داشته باشد و البته توانایی راضی کردن صرافی را هم داشته باشد چند میلیونی کاسب خواهد بود.

ضمن اینکه گویا بعضی از این افراد روابط دیگری هم دارند و چون به شکل سازمان‌یافته فعالیت می‌کنند می‌توانند همه‌چیز را با قیمت خیلی مناسب‌تر کنسل کنند و پول خوبی گیر کسی که این باند را تشکیل داده بیاید؛ مثلا اگر کل پروژه ۵ میلیون تومان سود دارد او با دادن یک میلیون از این پول به فلان سالمند و فقیر می‌تواند ۴ میلیون به جیب بزند و اگر افراد بیشتری را هماهنگ کند این سود برایش چند برابر می‌شود.

سایر اخبارکاربران ویژه - اقتصادیرا از اینجا دنبال کنید.