روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری| فقط هفده روز از خردادماه میگذرد اما تعداد سرقتها، قتلها و حوادث عجیب و غریب به قدری زیاد است که فقط باید گفت چه میتوان کرد؟ چه کسی مقصر است؟ این همه حادثه چطور اتفاق میافتد. در این گزارش اتفاقات خشن این چند روز را برای شما شرح میدهیم و قضاوت با خودتان، ما که مستاصل هستیم.
سقوط وحشتناک دو کارگر در ارومیه
بعد از ظهر ۱۶ خردادماه رئیس مرکز مدیریت فوریتهای پزشکی آذربایجانغربی از فوت دو کارگر ساختمانی در اثر تند باد خبرداد. فیلم این حادثه به قدری دلخراش است که شرح آن در نوشتن نمیگنجد. سقوط دو کارگر ساختمانی که در ارتفاع مشغول کار بودند که بر اثر وزش یک باره تندباد به پایین پرتاب میشوند. یکی از کارگران بلافاصله پس از سقوط جان خود را از دست داده بود اما نفر دوم بر اثر تلاش عوامل اورژانس احیا و به نزدیکترین مرکز درمانی منتقل شد اما در بیمارستان جان خود را از دست داد. صحنه آویزان شدن یکی از این کارگران از بالابر به غایت دلخراش بود.
شلیک در خیابانهای ارومیه
فیلم را که میبینید از خودتان میپرسید تگزاس است یا ایران؟ در روز روشن فردی اسلحه به دست درحال تیراندازی به سمت فرد دیگری در ترافیک و شلوغی خیابان در ارومیه است. حوالی ساعت هشت شب دوشنبه(۱۶ خرداد) درگیری مسلحانه میان سرنشینان چند خودروی سواری در خیابان آزادگان ارومیه رخ داد.در این درگیری مسلحانه که با استفاده از سلاحهای شکاری رخ داد، سرنشینان دو خودرو به سمت خودروی دیگر شلیک و راننده یکی از خودروها زخمی شد و به دنبال این درگیری، نیروهای پلیس نسبت به تعقیب متهمان فراری اقدام کردند.
رئیس پلیس آگاهی فرماندهی انتظامی آذربایجانغربی در این ارتباط گفت: بر اثر یک فقره درگیری مسلحانه منجر به تیراندازی در یک خیابان این شهر، ماموران انتظامی چهار عامل این درگیری را شناسایی و در یک عملیات ضربتی دستگیر کردند.اگرچه اعلام شده این دعوا و اختلاف بین دو طایفه بوده است تا لحظه تنظیم گزارش کسی فوت نشده ولی تعدادی زخمی شدهاند. در این تیراندازی دو خودرو و یک قبضه کلاشینکف نیز توقیف شده و علت اصلی این درگیری نزاع و اختلافات خانوادگی اعلام شده است.
حمله دو مرد با قمه به مامور پلیس در مرتضیگرد
همه اتفاقاتی که تا الان درباره آن نوشتیم فقط در یک شبانه روز رخ داده است. شب دوشنبه(۱۶ خرداد) فیلمی به غایت ترسناک از محله مرتضی گرد در فضای مجازی منتشر شد. مرتضی گرد کجاست؟ محلهای قدیمی در تهران، حوالی اسلامشهر و خلازیر که به ترکآباد مشهور است چون اکثر ساکنان آنجا ترکزبان هستند.
ماجرا چه بود؟ سرهنگ جلیل موقوفهای با اعلام خبر درگیری اوباش با مأموران پلیس در منطقه مرتضیگرد، در این رابطه اظهار کرد: شب دوشنبه در پی اعلام یک مورد درگیری دستهجمعی در مرتضیگرد، بلافاصله عامل موتورسوار ۱۱۰ به محل اعزام شد که قصد ایجاد آرامش را در محل داشت. بعد از حضور مأمور موتورسوار، یکی از طرفین درگیری با قمه به مأمور حملهور شده وی را از ناحیه گردن و دست چپ شدیداً مجروح کرد و بلافاصله از محل متواری شد.
پس از این حادثه یکی از مأموران که در کانکس نزدیکی محل درگیری بود، برای کمک به محل مراجعه کرد و با حضور مأمور در صحنه دو نفر از اراذل و اوباش حاضر در صحنه دستگیر شدند. بهگفته وی در نهایت ۷ نفر از عاملان این درگیری و عربدهکشی (تمام عوامل) که از اراذل و اوباش سابقهدار هستند، بازداشت شدند. مامور پلیسی که در این فاجعه آسیب دیده اکنون در بیمارستان بستری است. اما فیلم هم وحشتناک است صدای فریادهای دختری که کمک میخواست تا مامور را از دست این اوباش نجات دهد.
سرقت از طلافروشی خانیآباد و مرگ یک شهروند
دهم خردادماه سال ۱۴۰۱، با وقوع یک فقره سرقت مسلحانه در منطقه خانیآبادنو، موضوع رسیدگی به پرونده در دستور کار تیمی از کارآگاهان اداره یکم پلیس آگاهی قرار گرفت. در بررسیهای اولیه کارآگاهان مشخص شد دو متهم با استفاده از سلاح کلاشینکف و یک پتک، شیشه طلافروشی مذکور را شکسته و مقادیری طلا سرقت کردهاند.
در جریان سرقت مسلحانه ۳۰ عدد فشنگ جنگی شلیک شد و سه شهروند که قصد داشتند از فرار متهمان پس از سرقت مسلحانه جلوگیری کنند هدف شلیک گلوله قرار گرفتند و متاسفانه در این حادثه یک نفر به قتل رسید. در تحقیقات کارآگاهان اداره یکم پلیس آگاهی مشخص شد، متهمان در سال ۱۳۹۲ در شهرستان پرند به یک طلافروشی دیگر با استفاده از سلاح گرم دستبرد زدند و دارای سابقه سرقت هستند.
کارآگاهان اداره یکم در ادامه تحقیقات متوجه شدند متهمان سلاح کلاشینکف را از فردی در مشهد خریداری و موتورسیکلت را از ورامین به تهران برای سرقت منتقل کردهاند. متهمان در تحقیقات تکمیلی به جرم خود مبنی بر دو فقره سرقت مسلحانه در استان تهران و شهرستان پرند اعتراف کردند. متهمان دوپسرعمو بودند که یکی از آنها وارد طلافروشی شد و پس از شکستن ویترین مغازه با پتک دست به سرقت طلاها زد.نفر دوم بیرون از مغازه با اسلحه کلاشینکف ایستاده و هنگام فرار به سمت مردم تیراندازی کرد.
در جریان این حادثه ۲ نفر مجروح شدند که یکی از آنها به نام بهزاد صحرایی، صبح شنبه ۱۳ خردادماه جانش را از دست داد. برادر بهزاد صحرایی درباره این حادثه میگوید: برادرم (مقتول) یک دختر و یک پسر داشت و با موتور کار میکرد. روز حادثه او برای تعمیر تلفن همراهش به مغازه موبایلفروشی که مقابل طلافروشی قرار داشت رفت که متوجه سرقت مسلحانه شد.
او ادامه داد: وقتی سارق مسلح به سمت صاحب طلافروشی تیراندازی کرد، برادرم از پشت سر به آنها نزدیک شد تا دستگیرشان کند اما از ناحیه پا تیر خورد. با وجود این تسلیم نشد و خودش را روی موتور دزدان انداخت که این کار باعث شد سارق مسلح تیر دوم را شلیک کند که به برادرم خورد. او هر چند موفق شد مانع فرار دزدان شود، اما خودش بر اثر شدت جراحات جانش را از دست داد.
شلیک در خیابان طالقانی تهران و حال بد یکی از ماموران
ساعت ۷ صبح جمعه ششم خردادماه، مردی که مسلح به کلت کمری بود وارد زمینهای متعلق به یک سازمان دولتی در روستای بالابان شهریار شد و به ۶نگهبانی که در داخل کانکسهای نگهبانی حضور داشتند شلیک کرد. در جریان این تیراندازی ۵نگهبان بیگناه کشته شدند و یک نفر مجروح شد و این درحالی بود که مرد تیرانداز پیش از رسیدن پلیس از محل گریخته بود.
با شروع تحقیقات خیلی زود هویت عامل تیراندازی هولناک که پسری جوان بود شناسایی شد. او که به تهران گریخته بود یک روز بعد از این جنایت در مقابل کلانتری فلسطین به سمت ماموران پلیس تیراندازی و ۴ مامور را زخمی کرد اما پیش از اینکه موفق به فرار شود دستگیر شد.(طبق آخرین بررسی هفتصبح حال یکی از این ماموران وخیم است) متهم ۲۴ ساله در بازجوییها مدعی شد که علاوه بر این جنایات قصد داشته مدیران سازمان دولتی را که با آنها اختلاف داشته نیز به قتل برساند.
او درباره انگیزهاش از این جنایت گفت: ۲۰ سال قبل پدرم در شهریار زمینی خرید که عرصه آن متعلق به سازمان دولتی و اعیان برای ما بود. این سازمان اما چند سال قبل چند کانکس در چهار طرف زمین قرار داد و حتی نگهبانانی استخدام کرد که در کانکسها زندگی میکردند. پدرم از سالها پیش بر سر این زمین با سازمان دولتی اختلاف داشت. او چند سال قبل شروع کرد به کاشت درختهای میوه در زمین اما کارمندان سازمان دولتی درختها را قطع کردند.
آنها حاضر نبودند سهم پدرم از زمین را بدهند و برای همین تصمیم گرفتم از آنها انتقام بگیرم. روزحادثه به سمت نگهبانها شلیک کردم و قصد داشتم به سراغ مدیران سازمان هم بروم. اما بعد از فرار به پایتخت در خیابان طالقانی بودم که ماموران را دیدم و فکر کردم شناسایی شدهام و آنها قصد دستگیری مرا دارند. به همین دلیل به سمت آنها هم تیراندازی کردم. تحقیقات در پرونده قتل مسلحانه ۵ نگهبان در شهریار نشان میدهد که دو نفر از مقتولان دروازهبان ملی پوش تیم هندبال(پیام قره باغستانی) و پدرش بودند که هدف تیراندازی قاتل مخوف قرار گرفته و جانشان را از دست دادند.
اولیای دم این پدر و پسر و دو نفر از مقتولان دیگر برای قاتل مسلح درخواست قصاص کردند. برادر پیام میگوید: هنوز مرگ پدر و برادرم را باور نداریم. اتفاقی که افتاد واقعا شوکه کننده بود. پیام فقط ۲۲ سالش بود و پدرم ۵۳ سال سن داشت. ما اهل استان کرمانشاه هستیم و برادرم ورزشکار و دروازهبان تیم ملی هندبال بود. او بارها به همراه تیم ملی در مسابقات بینالمللی شرکت کرده بود. اما این اواخر بیکار شده بود که من او را برای کار معرفی کردم. راستش خودم در زمینهایی که متعلق به سازمان دولتی بود کار میکردم اما بر اثر حادثهای پاهایم شکست و خانه نشین شدم.
به همین دلیل از ۴ ماه قبل پدر و برادرم را معرفی کردم و آنها در زمینهای مربوطه مشغول به کار شدند. ۲۴ ساعت نگهبانی میدادند و ۲۴ ساعت زمان استراحتشان بود.روز حادثه من در خانه بودم که یکی از اقوامم تلفن کرد و گفت پدر و برادرم تیر خوردهاند.
در پایان این گزارش از ماجرای زیر گرفتن یک مادر جلوی چشمان دخترش توسط سارقان در کرمانشاه، قتل خواهر با شمشیر در شوش توسط برادرش و قتل سه عضو یک خانواده در خاش توسط یکی از بستگان نزدیکشان برای سرقت طلا نمینویسیم که در چند روز تعطیلات آخر هفته رخ داد!



