روزنامه هفت صبح، آرش پورابراهیمی| برانکو میلانوویچ، استاد اقتصاد دانشگاه شهر نیویورک نقل می‌کند که یکی از نخستین بارهایی که اصطلاح «اقتصاددان» به‌طور جدی به‌کار برده شد، جایی بود که گروهی از اندیشمندان فرانسوی به بررسی پرسش‌های اقتصادی به‌خصوص در کشاورزی پرداختند. اما بعید می‌دانم در مباحث اقتصادی میان آن پزشکان در قرن هجدهم میلادی هم به‌اندازه مباحث اقتصادی امروز ایران از اصطلاحات پزشکی استفاده می‌شد.

در میان تقریبا هر بحثی درباره سیاست‌های اقتصادی تازه دولت، اصطلاحات و مثال‌های پزشکی با تمرکز بر اتاق عمل بخش اصلی بحث را به‌خود اختصاص داده‌اند. موافقان طرح دولت می‌گویند که اقتصاد ایران همچون بیماری است که اگر امروز جراحی نشود، در آینده‌ای نزدیک باید قطع عضو را تجربه کند. انواع بیماری‌ها از‌جمله سرطان و عفونت هم به این مریض نسبت داده می‌شوند: غده‌ای سرطانی که حالا بیش از حد بزرگ شده و راهی جز جراحی نیست یا عفونتی که پیش‌تر با آنتی‌بیوتیک قابل درمان بود.

اما حالا کار از کار گذشته و جراحی تنها راه نجات بیمار است. اما مخالفان طرح تازه دولت هم در ارجاع به علم پزشکی چیزی کم ندارند. آن‌ها از بیماری می‌گویند که همین حالا هم به‌اندازه کافی بی‌جان است و احتمالا زیر تیغ جراحی دوام نخواهد آورد. همچنین نسبت به شیوه بیهوشی انتقاد دارند، معتقدند که جراحی از جای خوبی شروع نشده، از چاقوهای جراحی مناسبی استفاده نشده و در نهایت جراحان هم شاید کفایت لازم را ندارند. جالب اینکه حتی پوسترهایی هم در فضای مجازی منتشر شد که رئیس‌جمهور و وزیر اقتصاد را حین جراحی یک بیمار نشان می‌دهد.

می‌توان فهمید کارشناسان اقتصادی با تصور اینکه مخاطب عام با مثال‌های پزشکی ارتباط بهتری برقرار می‌کند، چنین می‌گویند اما به‌نظر می‌رسد که خودشان هم کم‌کم در دام همین تشبیه افتاده‌اند تا جایی‌که مشبه به یا همان جراحی عملا جای مشبه یا همان اقتصاد ایران را گرفته است.

جالب اینکه این همه تشبیه اقتصاد به بیماری نیازمند جراحی وارداتی نیست و به‌ندرت می‌توان در مباحث اقتصادی حداقل انگلیسی‌زبان چیزی مشابه آن یافت. استفاده بیش از حد از این تشبیه شاید باعث شود که واقعا فکر کنیم اقتصاد ایران بیماری است که حالا نیاز به جراحی دارد یا ندارد. اما مشخص نیست که چنین تشبیهی برای علوم اجتماعی چقدر درست یا مفید باشد؟ مهم‌ترین تفاوت این است که بیمار شما هیچ‌وقت نمی‌میرد!

اما بامزه‌تر از هجوم اصطلاحات پزشکی به مباحث اقتصادی، دعوایی است که در فضای مجازی درباره اصلاحات اقتصادی در شیلی شکل گرفت. گروهی سیاست‌های تازه دولت را به اصلاحات اقتصادی شیلی در دهه ۱۹۷۰ تشبیه می‌کردند و نسبت به عواقب فاجعه‌بار آن هشدار می‌دادند. گروهی دیگر با ارجاع به همان اصلاحات، می‌گفتند که نتیجه بلندمدت اصلاحات خیلی هم بد نبود و اگر اقتصاد ایران در مسیر مشابهی (از نظر اقتصادی) پیش برود، در نهایت از منافع آن بهره‌مند خواهد شد.

قاعدتا همچون هر بحث دیگری درباره اصلاحات اقتصادی در شیلی، پای ژنرال پینوشه (دیکتاتور شیلوی) هم به این مباحث باز شد. اختلاف‌نظر درباره نتایج اصلاحات اقتصادی در شیلی ناگهان چنان شخصی و چنان اتهامات عجیب و غریبی مطرح شد که اگر ژنرال پینوشه با همه بی‌رحمی‌ای که از او سراغ داریم امروز در توئیتر حضور داشت، احتمالا دو طرف دعوا را به آرامش دعوت می‌کرد.

اما اگر واقعا به اصلاحات اقتصادی در شیلی علاقه‌مندید، کتاب «اصلاحات اقتصادی در شیلی» (قاعدتا نویسنده در انتخاب عنوان خیلی خلاقیت به خرج نداده) نوشته ریکاردو فرنچ- دیویس احتمالا منبع خوبی برای مطالعه است. این کتاب که مجموعه مقالاتی درباره اقتصاد شیلی است از اصلاحات دهه ۱۹۷۰ تا اصلاحات دهه ۱۹۹۰ در اقتصاد شیلی را مرور می‌کند.

کتاب به تاثیر این سیاست‌ها بر نابرابری درآمدی و فقر در شیلی هم می‌پردازد. البته در این دعواهای مجازی درباره اقتصاد شیلی چه آن‌هایی که اصلاحات اقتصادی را فاجعه خواندند و چه آن‌هایی که آن را معجزه می‌دانند، هیچ‌کدام اشاره‌ای به این کتاب نکردند. احتمالا به همین خاطر است که می‌گوییم بهتر است دعواهای مجازی را جدی نگیرید.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - اقتصادیرا اینجا بخوانید.